گفتگوی مكتوب نصیری و جعفریان؛

آیا حمام، اسلامی می شود؟، تمدن بشری، محصول تعالیم انبیای الهی است

آیا حمام، اسلامی می شود؟، تمدن بشری، محصول تعالیم انبیای الهی است عطر حرم: اخیراً گفتگویی مكتوب میان حجت الاسلام رسول جعفریان و مهدی نصیری در مورد تمدن سازی شكل گرفت كه در آن امكان و امتناع تمدن تراز دین مورد بررسی قرار گرفته است.


به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، متن زیر گفتگویی مكتوب میان حجت الاسلام رسول جعفریان و مهدی نصیری در مورد تمدن سازی است كه در ادامه می خوانید؛ چطور می شود حمام را اسلامی كرد؟ حجت الاسلام رسول جعفریان نوشت: «چطور می شود حمام را اسلامی كرد؟ آیا می توان سفارش هایی را در باره حمام بیان كرد كه در این مورد مشخص، نوعی زیست متفاوت با آنچه كه مثلاً در غرب یا شرق هست، تعریف شود؟ اگر عبادات را منها نماییم، در امری مثل حمام، چه تفاوتی میان زیستی كه در مدنیت اسلامی هست، با آنچه میان یهود و نصارا یا غرب هست وجود دارد؟ رساله دلاكیه، با این انگیزه نوشته شده است تا نظر اسلام در باره شغل دلاكی و آنچه در حمام می گذرد معلوم شود. البته حاج محمد كریمخان شیخی كه آنرا نوشته، از معلومات خود در طب سنتی و فیزیك یونانی هم بهره برده و یكجا در باره دلاكی از نظر عقل و شرع و عرف و حتی به اعتبار یك صنعت از آن سخن گفته است. نوشتن در این باره، این یك تجربه تاریخی است، تجربه ای كه هنوز بسیاری به آن فكر می كنند. زمانی كه انقلاب شد، بعضی از مراكز اقتصادی و تجاری با پسوند اسلامی نامیده شدند. همچون خاطرم هست چندین چلوكبابی با عنوان اسلامی نامگذاری شد كه برخی هنوز هست. موارد دیگری در مشاغل دیگر هم بود. این كه چرا در آن شرایط این طور اسامی رواج یافت، لابد دلیلهای خودرا دارد، اما حالا و با عنایت به مباحث روز، حتماً باید بحث كرد كه چه فرقی میان حمام اسلامی بعنوان یك جز از مدنیت اسلامی با یك مورد مشخص مثل چلوكباب اسلامی هست، آن هم وقتی كه هر دو را اسلامی می نامند. اگر فرقی هست، در كجاست؟ اگر مدنیت، در یك تعریف غیر رسمی، به معنای مجموعه ساخت و سازهایی است كه یك جامعه انسانی برای بهره روی بهتر از زندگی برای خود تهیه و تدارك می بیند، و آنها را مطابق اصول علمی و تمایلات اخلاقی و فرهنگی می سازد، جای دین در كجای آن قرار دارد، و كجای آنرا بطور مشخص دست كاری می كند كه اسلامی و دینی می شود. برای درك بهتر این سوال بهتر است شكل دیگری از سوال مطرح شود. تفاوت یك زیست مسیحی یا یهودی با زیست اسلامی در چیست؟ روشن است كه مقصود نماز و روزه و عید گرفتن نیست. آن كه واضح است. یا مثلاً زیست مدنی مبتنی بر آموزه های كنفیسیوس با زیستی كه مبتنی بر اسلام است، منهای عبادات، در كجاست؟ این تفاوت در جز جز یك زیست اجتماعی، از هر قسمتی كه باشد، حتی در بخش های فكری كه در رابطه با جنبه مدنیت است، چیست. هم اكنون «حلال» یك عنوان مشخصی است كه در بعضی از خوراكی ها، مشخصاً تفاوت بوجود آورده است. اما این تا كجا ادامه می یابد و آیا سبب تشخص در چه حدی می شود. آن اندازه كه دو نوع زیست و مدنیت تعریف كند؟ به هر حال ما باید محل نزاع را كاملاً روشن نماییم تا دقیقاً بفهمیم دنبال چه چیزی هستیم. برای مثال در ساختن شهر، یا خانه و خیابان و یا حمام، چه اصولی را باید رعایت نماییم كه جنبه اسلامیت آن حفظ شود؟ سایر ترتیبات تكنولوژی در رابطه با زیست در شهر، تا چه ا ندازه متأثر از آموز های دینی، یهودی، مسیحی یا اسلامی و مثلاً غربی یا كنفیسیوسی هستند؟ تك تك مشاغل شهر كه امكان دارد شمار آن به هزاران برسد، چگونه تحت تأثیر آموز های دینی قرار می گیرند و در تلقی زیست اسلامی با غربی آن متفاوت می شوند؟ مثلاً نقش قبله در ساختن خانه یا …. مثلاً این كه در غرب، فروشگاه… هست و در اینجا نیست و مانند اینها و این كه اینها چه تفاوتی را در چه سطحی در یك مدنیت بوجود می آورد. بحث دیگر این است كه در این میان، فرق عرفیات، عقلیات و دینیات از نظر حاكمیت قواعد آنها بر یك زیست مشخص و شكل دهی به آن در چیست؟ مثلاً در تجارت، یا بحث فساد و دزدی و رشوه كه فعلاً در دنیا این قدر اهمیت یافته و رعایت می شود، و ما هم مواردی در فقه مان داریم، چه تفاوت آشكاری از لحاظ مدنیت میان مدلهای مختلف ایجاد می كند؟ یك خبر جالب در باره یك نمونه جالب از این بحث، این خبر بود كه چند روز پیش اعلام نمودند حدود هزار آیه در قرآن مربوط به محیط زیست است. عبارت مدیر مركز تحقیقات كشاورزی این بود: «حدود ۱۰۰۰ آیه از آیات قرآن كریم در حوزه كشاورزی و منابع طبیعی و محیط زیست است. اهمیت این آیات وقتی روشن می شود كه نه تنها با نصّ ظاهر و صریح قرآن ارتباط دارد بلكه مثل مسائل دیگر با یك مفهوم ستاندن شده ای از یك آیه ای كه در گوشه ای از قرآن استخراج و استنباط می شود. این است كه بحث محیط زیست كاملاً روشن و صریح است. باید دید از این فراوانی آیات و روایات چه استفاده های در زمینه محیط زیست و منابع طبیعی می توان استخراج كرد. در حاضر مركز تحقیقات كشاورزی و محیط زیست اسلامی از سال ۹۴ تا به امروز با چهار گروه علمی بنام های گروه فقه و حقوق، گروه تاریخ و تمدن، گروه قرآن و حدیث و گروه اخلاق مشغول این فعالیت است». لابد كار اینها سنجش این تفاوت ها میان یك محیط زیست اسلامی با غیر اسلامی است. یا چیز دیگر! آیا مقصود از این نگاه این است كه یك محیط زیست اسلامی داریم یكی غیر اسلامی؟ یا مثلاً وقتی می گوئیم در قرآن آیاتی در باره محیط زیست هست، یعنی آنچه غربی ها دارند ما هم بهترش را داریم؟ دقیقاً مقصود چیست؟ جواب اول، مبتنی بر این است كه محیط زیست اسلامی یك امر واقعی و متفاوت با محیط زیست غیر اسلامی یا مثلاً غربی است. به هر روی، این محیط زیست اسلامی كه از این هزار آیه در می آید، با آنچه امروز دنیا در حال طرح آن است، چه تفاوت هایی دارد كه می شود آنرا با خاصیت اسلامی، ممتاز كرد؟ همین بحث در موارد دیگر هم هست. لابد این مسأله این قدر اهمیت دارد كه مركز تحقیقات كشاورزی كارهای علمی خودرا در زمینه كشاورزی انجام داده و حالا در صدد ایجاد محیط زیست اسلامی برمبنای هزار آیت قرآنی و لابد چند هزار روایت است. سوال این است كه مثلاً در كشت گندم یا برنج یا علوفه، و مسائل محیط زیست مربوط به كشاورزی، دقیقاً كجای كار را باید اسلامی كرد. مثلاً می شود اظهار داشت كه خداوند امر كرده است كه از «طیبات» استفاده گردد. آیا این دستور ارشادی می تواند یك محیط زیست اسلامی ایجاد كند كه متفاوت با دیگران باشد؟ یا امكان دارد بگویند بهداشت ما از نوع دیگری است. به هر حال این كجایش سبب تفاوت بین اسلامی و غیر اسلامی آن می شود؟ مثلاً در یك بیمارستان چطور بین بهداشت اسلامی با غربی یا یهودی و مسیحی فرق گذاشته می شود. اشاره شد كه بحث ذبح اسلامی هست كه آنجا بحث توحید است كه امكان دارد همان را كسی به زیست اسلامی تفسیر كند. همین موارد باید ریز بحث شود تا بدانیم چه تفاوتی میان تمدن اسلامی با غیر اسلامی هست. همه اینها را عرض كردم تا در باره یك رساله در باره حمام اسلامی به نام «دلاكیه» صحبت كنم. یك تجربه تاریخی جالب از چیزی كه الان هم دنبال آن هستیم. حاج محمد كریمخان شیخی كرمانی (۱۲۲۵ ۱۲۸۸ ق پسر ابراهیم خان ظهیرالدوله قاجاری)، با آثار مختلف خود و طبعاً با گرایش شیخی، علاوه بر مباحث دینی و مذهبی، در امور تمدنی، مداخله علمی می كرد. یك دفعه رساله طی الارض او را مرور كردم. در باره زمین و سكون آن و مباحث مشابه هم دیدگاه هایی دارد كه مشایخ شیخی ها همه طرفدار ثبات زمین و حركت خورشید بودند و جالب است كه روی صفحه اول وبسایت مكارم الابرار، همین مساله را آشكارا گفته و منابع آنرا هم معرفی كرده و گویی هنوز هم از آن دفاع می كند. به نظرم، و به رغم این حرف ها، حاج محمد كریمخان از كسانی است كه در آثارش تلاش می كند هم در حوزه علم و هم تكنولوژی، اسلامی بیندیشد. مواد كار وی، بجز آنچه به فكرش مربوط می شود، باز میراثی كه از دانش سنتی در طب و فیزیك و غیره دارد، همین روایات است. به نظرم به رساله دلاكیه او به روشنی می توان عنوان «حمام اسلامی» طراز تمدن اسلامی داد. این كه یك حمام اسلامی، برمبنای تفكر یك مسلمان و باز برمبنای روایاتی كه هست، چطور می تواند اسلامی و مذهبی باشد. این سوال فی حد نفسه مهم می باشد. البته حمام مورد نظر وی، حمام دوره قاجاری است كه مشاغل زیاد دیگری هم همانجا هست كه خواهیم دید به آنها هم توجه دارد و یك پك كامل از آن بدست می دهد. حاج محمد كریمخان در آغاز این رساله می گوید، یك دلاك از او خواسته بد تا رساله در باره صنعت دلاكی بنویسد. او هم استخاره كرده و این رساله را نوشته است.» رسول جعفریان در ادامه یادداشت خود تقریری از رساله دلاكیه نمایش می كند. این رساله درباره معماری حمام، آب حمام، چگونگی استحمام برای مزاج های گوناگون، روایت های ائمه در مورد حمام، آداب حمام و… است. جعفریان سپس آوردن بخش هایی از این رساله می نویسد: «یكبار دیگر بر آنچه در آغاز گفتیم مرور نماییم. تأمل در این معنا كه قصد ساختن مدنیت و زیست اسلامی داریم، نیازمند بازنگری در تلاش هایی است كه در جهت شكل دهی به یك تمدن طراز اسلامی در طول هزار و چهار صد سال نمایش شده است. در دنیای جدید، این امر خیلی جدی تر گرفته شده و جنبه های بهره وری از محیط و امكانات از هر حیث قانونمند و جدی تر شده است. ایجاد یك تمدن اسلامی در دنیای قدیم، زمانی كه خیلی از این قواعد نبود، شاید در قسمتی از مباحث، همچون «آداب و عادات» مقدور و مفهوم بود. حالا باید ببینیم در دنیای جدید، تا چه اندازه، در جریان تغییر این افكار و قوانین و اخلاقیات، می توان روی این مسأله فكر كرد و به تمدن اسلامی اندیشید. این كار تنها با كلی گویی به جایی نمی رسد، ما باید از موارد خاص صحبت نماییم. در دنیای امروز، صرفاً برای حمل و نقل، هزاران قانون و قاعده و ادب تعریف شده است، چیزی كه درگذشته امكان دارد با چند خبر و نقل، محل توجه بود و عموماً به صورت عرفی و عادی و بدون قاعده و ضابطه جنبه تمدنی آن پیش می رفت. امروزه تنها حقوق دریایی یا كشتیرانی، هزاران برگ صفحه را به خود اختصاص داده و تمدنی را در این عرصه ایجاد و اداره كرده است. حالا بحث كردن از این موارد، در دایره منابع ما و روشی كه داشته ایم، چگونه خواهد بود. این رساله یعنی دلاكیه، نوعی كوشش برای ایجاد یك «حمام» طراز تمدن اسلامی مطابق اخلاقیات اسلامی در نیمه دوم قاجاری است. در اینجا مروری بر آن داشتیم تا از نزدیك با یك تجربه ای كه البته مربوط به ۱۷۰ سال پیش است آشنا شویم. مسلماً نه قصد شوخی داشتیم و نه خدای ناكرده طعنه. شایسته است در حوزه تفكر، این تجربه ها بررسی شود. اما آنچه مورد نیاز است، جدیت، كنار گذاشتن ذهنیت ها، شفافیت علمی، و رفتار بدون رودربایستی، از شرایط درست اندیشیدن به خصوص در حوزه هایی است كه نیازمند تأمل بیشتر است.» اظهار نظر مهدی نصیری در مورد یادداشت رسول جعفریان یكی ازكسانی كه در باب «تمدن اسلامی» نگاه ویژه ای دارد، مهدی نصیری است. این ویژه بودن از این بابت است كه به تقریب، دیدگاه وی، در گفتمان های فعلی رایج از تمدن اسلامی جایی ندارد، هرچند بعضی از مقدمات آن، دست كم به زعم خودش، ریشه در باورهای اجتماعی بعضی از متفكران اسلامی گذشته دارد. متن زیر اظهار نظر مهدی نصیری در مورد یادداشت رسول جعفریان است كه در ادامه می خوانید؛ جناب استاد جعفریان در نوشته اخیرشان باز مانند برخی نوشته های پیشین از تمدن اسلامی و ملاك و معیار اسلامی بودن اجزا و ساحت های گوناگون یك تمدن و چگونگی تحقق آن و تفاوت یك زیست دینی و اسلامی با دیگر زیست ها و نسبت این زیست با دوران جدید پرسش كرده است. از آنجائیكه ایشان این مساله را با علاقه مندی و سماجت پی گیری می كنند و مرتب در باره آن می نویسند، مفید دیدم طرح ذهنی خودم را از مقوله تمدن اسلامی و دینی در حدی بسیار كلی عرضه بدارم. ۱. دو تلقی كلی در باره ریشه های تمدن و چگونگی شكل گیری تمدنها و علوم ناظر به وجه مادی و معیشتی تمدن وجود دارد: الف. تمدن و علوم و فنون مادی، محصول اندیشه و تجربه بشری در یك سیر خطی تدریجی رو به پیشرفت است كه از صباوت و بساطت آغاز می شود و با پشت سرگذاشتن اعصار حجر و مفرغ و آهن به دوران اتوماسیون و ماشین می رسد. ب. تمدن بشری علاوه بر ساحات دینی و معنوی آن، در عرصه های علوم معیشتی و ابزاری باز مانند زبان، طب، نجوم، آهنگری، كشاورزی، دامپروری، خیاطی، معماری و … مصنوع و محصول تعالیم انبیای الهی است و نه تجربه و اندیشه مستقل بشری، و با شواهد متخذ از قران و متون روایی و تاریخی می توان نشان داد كه در همان هزاره اول تاریخ بشر، تمدن سنتی كه تا دوران مدرن با نوساناتی اندك ادامه پیدا كرد، شكل گرفت و از آنجائیكه در منطق دینی قرار بر توسعه تمدنی نبود، انبیای بعدی جز در مواردی خاص در این زمینه دخالتی نكردند و در واقع سنت تمدنی شكل گرفته توسط آدم و شیث و ادریس را امضا كردند. بااینكه امروز دیدگاه اول به علت القائات نظام آموزشی جدید و رسانه ها بر اذهان همگان مسیطر است اما به جرأت عرض می كنم كه فاقد كمترین ادله و استناد است و نظریه ای كاملاً برساخته دوران مدرن است و حتی متون تاریخی مدرن نظیر تاریخ تمدن ویل دورانت و تاریخ علم جرج سارتن به فاقد دلیل بودن آن اعتراف كرده اند. تا قبل از دوران مدرن تنها در بین دهری مسلكان و برخی نحله های فلسفی ماتریالیستی چنین تلقی ای از شكل گیری تمدن وجود داشته است. دیدگاه دوم، دیدگاه غالب و مسلط ادیان و متون دینی و كلامی است و اساساً وقتی متكلمان مسلمان از لزوم و فواید نبوت سخن می گفتند یكی از مهمترین وجوه آن نیاز بشری در امر تمدن و علوم وفنون مادی و معیشتی به انبیا و عجز انسان از تمشیت این امور با اندیشه و عقل مستقل اش بوده است. خواجه نصیرالدین طوسی در «تجریدالاعتقاد» طی مطلبی درباره فلسفه بعثت، اموری چون «تشخیص زیانمند و سودمند»، «حفظ نوع انسانی » و «آموزش صنعت های پنهان از عقل و ادراك آدمی » را در حیطه رسالت های انبیا می داند و علامّه حلّی ؛ در توضیح عبارت خواجه می نویسد: «از جمله ادلّه حُسن بعثت این است كه برخی از اشیا برای ما مفید است مثل خیلی از غذاها و داروها و برخی از آنها برای ما زیانمند است مثل خیلی از سموم و گیاهان، و این در شرایطی است كه عقل نمی تواند آنها را دریابد، و با بعثت پیامبران این فائده بزرگ تأمین می شود… و از دیگر ادله حسن بعثت آن است كه نوع انسانی برای بقای خود به ابزارها و اموری نیازمند است كه جز با شناخت و علم نمی تواند بدان ها برسد، مانند لباس و مسكن، و نیروی [ادراك ] بشری فاقد چنین شناختی است و این پیامبران هستند كه این صنعت های سودمند و پنهان [از آدمی ] را به انسان ها می آموزند.» (كشف المراد، ص ۲۷۲-۲۷۱) متكلمی چون شیخ مفید به وحیانی و توقیفی بودن علم طب تصریح كرده است. مولوی باز در كتاب مثنوی به این امر تصریح می كند و می گوید: این نجوم و طب وحی انبیاست / عقل و حس را سوی بی سو ره كجاست / جمله حِرفتها یقین از وحی بود متكلمان سنی ای چون عامری و ماتریدی باز در آثارشان به ریشه های انبیایی تمدن تصریح كرده اند. ۲. انبیا، نقشه راه تمدنی متناسب با فلسفه خلقت را كه عبودیت است از همان آغاز تاریخ برای بشر نمایش و اجرا كردند و این شیوه تمدنی تا دوران مدرن با نوسانات و بدعت ها و انحرافاتی اندك ادامه پیدا كرد و از دوران مدرن بود كه بشر غربی دست به ابداع نقشه ای جدید زد كه طبعاً از منظر ملاك های دینی باید آنرا یك بدعت تمدنی بزرگ در مقابل سنت تمدنی وحیانی دانست. البته مدرنیته در خلأ شروع نكرد و با دستمایه قرار دادن میراث تمدنی سنتی مسیر خودرا شروع و تداوم بخشید. ۳. با این مقدمات می توان از تمدن دینی و وحیانی در مقابل تمدن مادی و غیر دینی سخن گفت و از این جهت كه اسلام بر همه سنتهای انبیای پیشین جز در مواردی كه نسخ شده است مهر تأیید می زند، اگر كسی به این اعتبار از تمدن سنتی با عنوان تمدن اسلامی باز یاد كند، بیراه نگفته است. اما سخن گفتن ازتمدن اسلامی به این معنا كه از قران و سنت می توان مثلاً طب اسلامی، كشاورزی اسلامی، ریاضی و هندسه اسلامی، معماری اسلامی و … استخراج كرد، ادعایی بی اساس است. و حتی در امر طب كه در روایات اسلامی و شیعی، تعداد قابل توجهی از روایات و آموزه های طبی وجود دارد، با این وجود ادعای استنباط یك نظام جامع طبی اسلامی حرف گزاف و بی دلیلی است مگر آن كه طب سنتی ماقبل اسلامی را باز بعنوان میراث طبی وحیانی جزئی از این نظام طبی اسلامی بدانیم. در عین حال باید این توضیح را هم داد كه حتماً آموزه هایی در باب ساحت مادی و معیشتی تمدن در قران و روایات اسلامی و شیعی می توان یافت. ۴. سوال مهم در این بحث این است كه آیا امروز با به محاق رفتن تمدن سنتی در خیلی از عرصه ها امكان احیای تمدن دینی و اسلامی وجود دارد یا نه؟ در پاسخ ابتدا باید به این مقدمه كلامی اشاره كنم كه برمبنای مبانی تشیع، قوام نظری و عملی شریعت و دین (دین با جامعیتی كه متصدی ساحت مادی و معیشتی تمدن باز هست) بسته و منوط به حضور مبسوط الید حجت معصوم خداوند مقابل السلام است و در صورت غیبت و یا حتی حضور بدون بسط ید حجت معصوم، خیمه تشریع و هدایت مادی و معنوی و تمدنی با انكسار و خلل ها و كاستی هایی اساسی مواجه می شود و امكان تحقق جامعه ای تراز دین و شریعت سلب می شود بااینكه در همین شرایط، تحقق نسبی و محدودی از تمدن دینی، میسور و مقدور و بسیار مغتنم است اما این قدر مقدور حتماً نمی تواند رضایت خاطر مؤمنان و جامعه انسانی را در ابعاد مادی و معنوی تأمین كند تا مؤمنان چنین تمدنی را بعنوان تمدن ایده آل دینی بر سر دست گیرند. پس غیبت بانی و معمار اصلی تمدن و زیست دینی یعنی حجت معصوم، مانعی اساسی بر سر راه تمدن سازی اسلامی است اما علاوه بر این مانعی دیگر و بس سترگ ظاهر شده است كه عبارت است از تمدن مدرن كه در همه ابعاد تمدنی شامل فلسفی و فرهنگی و علمی و ابزاری و … رقیب و معارض با یك تمدن دینی و اسلامی است و سیطره ای وسیع بر همه عالم و همچون جوامع اسلامی یافته است. امكان دارد پرسیده شود كه در این میان جایگاه فقه و فقها كجاست؟ پاسخ این است كه فقه عصر غیبت به خصوص وقتی كه با رقیبی سكولار چون مدرنیته مواجه می باشد توانایی بیشتر از تمشیت امور مؤمنان و متدینان در حدی كه به بن بست نظری و عملی گرفتار نشوند، ندارد و گذاشتن باری بیشتر از این بر دوش فقه و فقها با مبانی قرانی و روایی و فقه تشیع البته برمبنای برداشت حقیر كه آنرا مدلل و مستند كرده ام سازگار نیست و ادعای تحقق تمدن تراز دین حتی همین دین و فقه تاریخی موجود كه با دین و فقه حقیقی فاصله هایی عمیق دارد مكلف كردن خویش به تكلیفی ما لایطاق است. با این مقدمه باید بگویم كه الگویی را كه امروز در عرصه زیست و تمدن می توانیم دنبال نماییم، تلفیقی از شرع و عرف و مدرنیته و اضطرار و حذف مهم به نفع اهم و دفع افسد به فاسد و انتخاب بین بد و بدتر است و خلوص گرایی دینی نه در ساحت نظر و نه ساحت عمل، اغلب دست یافتنی و مقدور نیست و اصرار بر آن نه تنها عوایدی ندارد بلكه مستلزم آفات و خسارات بسیاری برای دین و نظام و كشور و مردم خواهد بود. جامعه آرمانی و رضایت بخش و خالص دینی تشیع تنها با ظهور و حاكمیت حجت معصوم خداوند محقق می شود و قبل از آن عرصه برای تساهل و تنازل و زیستی عاری از تنگناهای لاینحل عقیدتی و شرعی برای شیعه فراخ است. نظام مبارك جمهوری اسلامی در چنین شرایطی دو راه در پیش روی خود دارد: ۱. از این عرصه فراخ و منطقة الفراغ اضطراری كمال استفاده را برای تداوم خود فارغ از تعارضات و تنازعات خسارت بار كلامی و فقهی و ایدئولوژیك ببرد. ۲. با تاكید بر خلوص گرایی دست نایافتنی بر الگوهایی پای فشارد كه علاوه بر عملی نبودن، انبوهی از تعارضات فرهنگی و اجتماعی و تمدنی و زیستی را ایجاد كند و روز به روز افراد و طیف هایی را از قطار خود پیاده می كند؛ اتفاقی كه متأسفانه تابحال افتاده است و امید آن می رود كه این روند با نقشه راهی جدید با محوریت حفظ كیان جمهوری اسلامی با وجود میل مستكبران و نظام سلطه به نابودی و اضمحلال آن، اصلاح و ترمیم شود. ان شاء الله

1398/01/18
13:40:58
5.0 / 5
17
تگهای خبر: آموزش , ائمه , ادیان , اسلام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس