یادداشتی از مهدی حمزه پور؛

تمایز نخبگان در پرتو تمركز هوشمند، خصوصیت های نخبگان

تمایز نخبگان در پرتو تمركز هوشمند، خصوصیت های نخبگان به گزارش عطر حرم نخبگان حقیقی، متمایزترینِ انسان های عالم اند كه به زیور اخلاق، مسئولیت اجتماعی بالا، قدرت رهبری، مدیریت، تخصص توأم با تعهد بالا و نفوذ اجتماعی عمیق در میان مردم آراسته اند.


به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، مهدی حمزه پور عضو هیئت علمی گروه مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق (ع) و مشاور امور فرهنگی و ارتباطات و دبیر شورای فرهنگی سازی بنیاد ملی نخبگان در یادداشتی با عنوان تمایز نخبگان در پرتو تمركز هوشمند به بررسی خصوصیات نخبگان پرداخته است: «تمركز، شرط تمایز است»؛ جمله ای معروف و كلیدی در مباحث مدیریت راهبردی است. پرواضح است كه تمركزِ بر اهداف متعالی و انسانی، مطمع نظر و جانِ كلام نگارنده در این جمله است. راهبرد تمایز در همه سطوحِ فردی، گروهی، سازمانی و فراسازمانی (دولت ها و حكومت ها) متصور است. فرض كنید كه محور بحثمان سطح فردیِ تمایز باشد. حال باید دید كه این افراد متمایز دارای چه خصوصیت های اختصاصی پایداری هستند كه دیگران فاقد آن هستند. نخستین خصوصیت بارز این دسته از افراد، دارا بودن نظام ارزشیِ(value system) مشخص و شفّاف است؛ بگونه ای كه فرد از جهتِ جهان بینی(world view)، دارای ساختارِ هستی شناسانه و معرفت شناسانه روشنی است و پاسخی واضح و صریح برای پرسش های سه گانه شعر مولوی مبنی بر، از كجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به كجا می روم آخر ننمایی وطنم؟ دارد. دومین خصوصیت این افراد، دارا بودن چشم انداز (Vision) است. چشم انداز درواقع یك ایدئال یا مطلوبِ رسیدنی است. درواقع چشم انداز با آمال و آرزوها از جهت تخیّل و تصویرسازیِ اهداف در آینده، مرز نزدیكی دارد؛ ولی آنچه باعث افتراقِ معناییِ این دو می شود، تحقّق پذیر بودن چشم انداز در سایه تلاش و تلاش فراوان در یك بازه تقریبی معلومی است. بعنوان مثال فرض نماییم كه هم اكنون در تهران به سر می بریم و چشم اندازمان این باشد كه مقرر است قلّه اوِرِست را فتح نماییم. به این تصویر روشن از هدفمان در آینده نسبتاً دور كه با تلاش و تحمّل سختی ها و همراه با چالش، دست یافتنی است، چشم انداز می گوییم. سومین خصوصیت این افراد، توانمندی بالای آنان در تبدیل چشم انداز به مأموریت است؛ به عبارتی دیگر، تدقیقِ پیش فرض های رسیدن به چشم انداز را مأموریت می گوییم. در همان مثالِ فتح قلّه اوِرِست، اگر به صورت دقیق معلوم نماییم كه در چه طول و عرض و ارتفاع جغرافیایی باید قرار داشته باشیم تا در قلّه باشیم، به این احصای دقیقِ مختصاتِ نقطه جغرافیاییِ قلّه، مأموریت می گویند كه برای تحقق چشم انداز مذكور، گریزی از قرار گرفتن در این وضعیت و شرایطِ مختصات نقطه قلّه نخواهیم داشت. چهارمین خصوصیت این افراد، توانایی آنان در تبیین و تدوینِ هوشمندانه راهبرد(های) تحقّق مأموریت و بالطبع حصول به چشم انداز مطلوب است. درواقع به تعدادِ انسان های عالَم، راهبردهای متمایز و منحصربه فرد متناسب با مدلهای ذهنیِ هر فرد در چگونگی رسیدن به شرایط مأموریت و خلقِ چشم انداز وجود دارد. از خصوصیت پنجم به بعد اجرایی سازیِ مراحل قبلی است؛ بگونه ای كه پنجمین خصوصیت این افراد، توانمندی بالا در برنامه ریزی بلندمدت (Long-Term Planning) و پایبندیِ حداكثری به آن می باشد. به طورمعمول این نوع برنامه ریزی بین دو مقطع زمانیِ میان مدت چهار تا پنج سال می باشد. خصوصیت ششم آنان به توانمندی خاص این افراد در تقسیم برنامه های بلندمدت به برنامه های كوتاه مدت(Short-term Planning) اختصاص دارد كه همان برنامه های یك ساله است. خصوصیت هفتم به توانمندی ویژه این افراد به تبدیل برنامه های یك ساله به برنامه های عملیاتی(Action Plan) مربوط می شود. بی جهت نیست كه اندیشمندان حوزه تفكر راهبردی، درصدِ افرادی را كه كم وبیش دارای خصوصیت های فوق می باشند را در هر جامعه ای به صورت میانگین بین سه تا پنج درصد كل هر جامعه برمی شمارند كه درواقع همان سرآمدان و نخبگان آن جوامع هستند. به دیگر سخن، نخبگان حقیقی، متمایزترینِ انسان های عالم اند كه علاوه بر خصوصیت های هفت گانه مذكور، به زیور اخلاق، مسئولیت اجتماعی بالا، قدرت رهبری، مدیریت، تخصص توأم با تعهد بالا و نفوذ اجتماعی عمیق در میان مردم آراسته اند. نباید ازنظر دور داشت كه تمایز سرآمدان و نخبگان، بی هیچ محاجّه ای، در سایه تمركزِ حداكثریِ بلندمدت و پیوسته آنان از جهت تلاش وافر و صبر متین ایشان درزمینهٔ سر آمدگی شان حاصل شده است. حقیقت امر این است كه نخبگی و بخصوص رسیدن به مرحله متمایز شدن، راهی بس طولانی، شفّاف، پر چالش، پرزحمت و با برنامه می باشد؛ در این میان، همواره دو پدیده صدمه زای نخبه نمایی و توهّم نخبگی بیشتر از همه خودنمایی می كنند. نخبه نمایی، اشاره به رفتارِ بُروز داده شده از جانب افرادی است كه بر مسند اجرایی در جوامع، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی و یا هیچ كدام از این دو، مشغول به فعالیت و مدیریت هستند (و یا حتی در بعضی موارد بیكار هستند) و ضمیمه كردن مدارك تحصیلی در مقاطع تحصیلات تكمیلی را حلقه گمشده خود در گروه های مرجع و پرنفوذِ اجتماعیِ سرآمدان و نخبگان می پندارند. اینان به هر دری می زنند تا بتوانند به ظاهر هم كه شده به خیل جماعتِ عنوان پرستِ «دكتر» و «استاد دانشگاه» نائل شوند و تاجِ مصنوعیِ نخبگی را بر سر گذارند و نمایشی طنزآمیز از سرآمدی و شایستگی را به نمایش گذارند. دسته ای دیگر از افراد، كسانی اند كه دارای سابقه تحصیلی بسیار عالی و روشن از بهترین دانشگاه ها می باشند كه توفیق طلبیِ تك بعدی خود را بر هر چیزی ترجیح می دهند و مسئولیت اجتماعی و حل مسئله جامعه و دغدغه مندی را به كلّ فراموش می كنند و درواقع پیوندی میان اینان و جامعه مشاهده نمی گردد. این جماعتِ خودشیفته در اغلب اوقات خویش را در قبال جامعه، طلبكار و صاحب حق می دانند؛ بی آنكه كارایی و اثرگذاری و قدرت حل مسئله واقعی در قبال جامعه را از ایشان شاهد باشیم. درواقع این گروه به شكلی در توهم نخبگی به سر می برد؛ چونكه غافل اند كه حقیقت نخبگی و درجات آن، به میزانِ درك مسئولیت اجتماعی بالا، تأثیرگذاری ملموس، قدرت مدل یابی و مدل سازی، تجزیه وتحلیل و حل مسائل خُرد و كلان در موضوعات موردنیاز جامعه می باشد كه از آن تعبیر به علمِ نافع می شود. همواره به یاد داشته باشیم كه «تمركز، پیش آیندِ نخبگی و تمایز، پس آیندِ آن است.»

1398/04/14
16:15:55
5.0 / 5
120
تگهای خبر: امام , دكتر , فرهنگ , مدیریت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۱
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس