سلسله مباحث مهدویت-۵۷؛

امام زمان(عج) عهد و پیمان هیچ طاغوتی را بر عهده ندارد

امام زمان(عج) عهد و پیمان هیچ طاغوتی را بر عهده ندارد عطر حرم: امام زمان(عج) فرمودند هریك از پدرانم بیعت یكی از طاغوت های زمان به گردنشان بود، ولی من در حالی قیام خواهم كرد كه بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد.


به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، متن زیر جلسه پنجاه و هفتم از سلسله مباحث مهدویت است كه توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است. یكی دیگر از اموری كه تحت عنوان حكمت غیبت مطرح می كنند این است كه اگر امام ظاهر شود، كشته می شود، بدین سبب برای ترس از كشته شدن، غیبت وجود دارد. چند روایت رو می خوانم و بعد توضیحی را عرض خواهم كرد. امام صادق (ع) فرمود «قال رسول الله صلی الله مقابل و آله و سلم لابد للغلام من غیبة فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل» یعنی سول خدا صلی الله مقابل و آله و سلم فرمود: ناچار برای آن كودك (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) غیبتی خواهد بود. پرسیده شد: برای چه؟ فرمود: برای محفوظ ماندن جانش. زراره از امام باقر (ع) نقل می كند «إنّ للغلام، غیبه قبل أن یقوم و هو المطلوب تراثه.» قلت: و لم ذلك؟ قال: یخاف، و أومی بیده إلی بطنه؛ یعنی القتل» یعنی به درستی كه برای كودك، پنهان شدنی قبل از قیام است و او كسی است كه میراثش طلب كرده می شود. عرض كردم: سبب پنهان شدن او چیست؟ فرمود: بیم كشته شدن را دارد. اما نكته ای كه وجود دارد این است كه ما یك ترس داریم كه از سر زبونی و ضعف نفس است كه این ترس مذموم است. اما یك ترس داریم كه برمبنای تدبیر و تعقل است، این ترس عاقلانه است. ترس مذموم در امام راه ندارد و امام از مرگ نمی ترسد. یكی از علل ترس از مرگ وابستگی به دنیاست كه این خاندان ندارند. یكی به خاطر این است كه برای آخرت كاری نكرده اند، كه این خاندان بری از این معنا هستند. یكی به این علت است كه به قیمت آباد كردن دنیا، آخرت را خراب كرده اند كه باز هم این خاندان دور از این معنا هستند. پس ترسی از مرگ ندارند. بلكه این ترسی كه وجود دارد به خاطر این مسئله است كه دوده اگر خونی را در راه خدا می دهند باید ثمره داشته باشد نه اینكه به هدر برود. بدین سبب لازم است امام قسمتی از زندگی را در غیبت به سر برد، تا شرایط برقرار شود. اگر شرایط فراهم نشود، ولو اینكه كشته شدن در راه خدا وجود داشته باشد، اما این كشته شدن به هدر دادن خون است. اینكه انسان رعایت هدف را نكند، تهور است. اما اینكه انسان در زندگی رعایت هدف را بكند، شجاعت است. تهور مذموم است اما شجاعت ممدوح است. شجاعت یعنی سنجیده و بموقع كار كردن. امام نمی خواهد كارزار را رها كند، بلكه می خواهد زمانی ورود به كارزار بكند كه مثمر ثمر باشد. امام، چكیده ۱۲۴ هزار پیامبر هستند. در سوره حدید آیه ۲۵، یك رسالت برای انبیا ذكر شده است. «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» یعنی همانا ما پیامبران خودرا با دلیلهای روشن فرستادیم و با آنان كتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل كردیم تا مردم به عدالت بر خیزند. ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند تا مردم خواستار عدالت بشوند و عدالت را اجرا كنند. به شهادت تاریخ و وجدان، ما هیچ گاه چنین صحنه ای را در نظام خلقت ندیدم كه مردم عموماً خواستار عدالت باشند و مجری عدالت باشند. پس معلوم است كه رسالت انبیاء هنوز تحقق پیدا نكرده است. حال اگر امام بی موقع وارد كارزار شود، درست است كه خونش را در راه خدا داده است اما این خون، به هدر رفته و سبب شده هدف ۱۲۴ هزار پیامبر ابتر باقی بماند. اینكه انسان ملاحظه زمان را بكند، از عقل است. پیامبر وقتی به رسالت نائل شدند، ۳ سال بعد این دعوت را علنی كردند و منتظر زمان مناسب بودند. امیرالمومنین وقتی مسیر غدیر به سقیفه سقوط كرد، ۲۵ سال سكوت كردند، چون ترس از این معنا داشت كه رسالت پیامبر از بین برود و منتظر بود زمانی مناسب فراهم آید كه رسالت را به مسیر اصلی اش بازگرداند. پس وقتی انسان منتظر زمان درست یك كار باشد این عین عقل است و مبتنی بر شجاعت است. بدین سبب یكی از حكمت های غیبت این است كه اگر امام ظاهر شوند، به سبب اینكه بی موقع وارد كارزار شده، خونش به هدر می رود. امام باقر می فرماید زمانی كه قائم قیام كند، وقتی از امام سوال می شود كه چرا نبودید؟ این آیه را تلاوت می كند «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لی‏ رَبِّی حُكْماً وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُرْسَلینَ» یعنی پس هنگامی كه از شما ترسیدم فرار كردم؛ و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد. این مسئله در انبیا سلف و رهبران آسمانی صدر اسلام هم بوده است. پیامبر پس از ۳ سال، امیرالمومنین پس از ۲۵ سال سكوت كردند. امام حسن (ع) خلافت را واگذار كردند كه رسالت از دست نرود. رعایت شرایط، ترس نیست بلكه عین تدبیر و شجاعت است. وجه ششمی كه در مورد حكمت غیبت بیان كرده است این است كه در هنگام ظهور عهد و پیمانی از هیچیك از طواغیت و حاكمان معاصر بر عهده نداشته باشند. راوی از امام رضا (ع) نقل می كند كه فرمودند «كأنّی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی كالنعم یطلبون المرعی فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاك یا ابن رسول‏اللّه‏؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یكون لأحد فی عنقه بیعة إذا قام بالسیف» یعنی گویا شیعیان را می بینم كه به هنگام فقدان سومین فرزند من، مانند گوسفندانی كه به دنبال چوپان خود می گردند سرگردانند و او را نمی یابند. گفتم: چرا این‏گونه است، ای پسر رسول خدا؟ فرمود: برای اینكه امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: به جهت اینكه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچكس بر گردنش نباشد. یكی از مهمترین مباحث در معارف اسلامی، بیعت و نقض بیعت است. بیعت یعنی تعهد كردن. تعهد آنقدر اهمیت دارد كه در روایات یكی از نشانه های اهل ایمان متعهد بودن به تعهدشان خوانده اند. پس اگر امام عهد ببندد، پایبند بر عهد است، پس قیام نمی تواند بكند. اما وقتی قیامش در هر زمانی سر بزند، نباید در عهدشكنی باشد، پس غایب است تا پیمانی بر عهده اش نباشد. بیعت یك عهد و تعهد با طرف مقابل است و نسبت به حفظ تعهد دستورات اكیدی در شرع مقدس وجود دارد و نمی توان آنرا شكست. بدین سبب وقتی امام زمان غائب باشند، دیگر نیازی پیدا نمی گردد تا همچون پدران گرامی خود، برای حفظ ظاهر و از باب ناچاری با قدرتمندان و زورگویان زمان خود بیعت كند و در واقع اعلان عدم جنگ با آنها بدهد. این سیره برای همه ائمه پیش از امام عصر جاری بوده و از آنجائیكه نمی خواستند با طاغوت های زمان خود علناً اعلام جنگ كنند، پس ظاهراً با آنها بیعت می كردند یا لاقل با آنها پیمان صلح برقرار می كردند (مثل امام حسن) این بیعت به معنای قبول مشروعیت خلافت غاصبان خلافت نبوده، اگر امام با معاویه بیعت می كند، مشروعیت او را امضا نمی كند، بلكه صرفاً اعلامی داشته كه امام با آنها قصد پیكار و مقابله آشكار ندارد. پس هر وقت به ائمه می گفتند چرا قیام نمی كنید، آن حضرات سكوت می كردند، چون اعلام عدم جنگ كردند. ظالمان هم به همین مقدار راضی می شدند ولی البته بعدها خباثت خودرا آشكار می كردند و ائمه را با دسیسه های مختلف به شهادت می رساندند. چون امام را مانع سر راه خود می دانستند. به بهانه اینكه امام كاظم می خواهد با حكومت بجنگد تا ۱۴ سال به زندان انداختند در صورتیكه امام چنین قصدی نداشتند. در بین امام گذشته حضرت سیدالشهدا در زمان حكومت معاویه عهد و پیمان با او را نقض نكردند، تا وقتی یزید به حكومت رسید و از امام بعیت خواست، ایشان از بیعت سر باز زدند و به همین علت كار به جنگ با یزید و شهادت آن حضرت منتهی شد. چون بیعت نكرد به شهادت رسید. پس امام بیعت نكرد چون می دانست در اینجا اگر به شهادت هم برسد، خونش مثمر است نه اینكه به هدر برود. همه ائمه حتی سیدالشهدا در زمان معاویه، عهد و پیمانی با طاغوت زمان خود بر عهده داشتند. اما از آنجائیكه رسالت امام عصر با دیگر ائمه متفاوت می باشد و به امر خداوند باید در هنگام ظهور با همه متسكبران و زورگویان عالم مبارزه و روبرو شود، پس از جانب خدای متعال چنین مقدر شده كه ایشان از طرف هیچ قدرتمدی پیمانی بر عهده نداشته باشد. علت غیبت ایشان هم در حدیثی كه عرض كردم به همین معنا آمده است. پس ائمه با خلفای زمان خود بیعت به معنای اعلام عدم جنگ می كردند نه اینكه مشروعیت آنها را تایید كنند. امیرالمومنین می فرماید «لِلْقَائِمِ مِنَّا غَیْبَةٌ أَمَدُهَا طَوِیلٌ كَأَنِّی بِالشِّیعَةِ یَجُولُونَ جَوَلاَنَ اَلنَّعَمِ فِی غَیْبَتِهِ یَطْلُبُونَ اَلْمَرْعَی فَلاَ یَجِدُونَهُ أَلاَ فَمَنْ ثَبَتَ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ وَ لَمْ یَقْسُ قَلْبُهُ لِطُولِ أَمَدِ غَیْبَةِ إِمَامِهِ فَهُوَ مَعِی فِی دَرَجَتِی یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ ثُمَّ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِنَّ اَلْقَائِمَ مِنَّا إِذَا قَامَ لَمْ یَكُنْ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ فَلِذَلِكَ تَخْفَی وِلاَدَتُهُ وَ یَغِیبُ شَخْصُهُ» یعنی برای قائم ما غیبتی است كه مدتش طولانی است گویا من شیعه را می بینم كه در غیبتش چون چهارپایان جولان می زنند و چراگاه می جویند و بدست نمی آورند هلا هر كدامشان بر دین خود ثابت بماند و برای طول غیبت امام دلش گرفتار قساوت نشود وی در روز قیامت در درجه من با من است سپس فرمود براستی قائم ما چون قیام كند برای كسی در گردن او بیعتی نباشد و از این جهت است كه ولادتش پنهان و شخص او غائب است. این حكمت از زبان خود امام زمان هم در توقیعی بیان شده است. اسحاق ابن یعقوب از امام زمان (عج) نقل می كند «إِنَّهُ لَمْ یَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلاَّ وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لاَ بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ اَلطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی» یعنی هریك از پدرانم بیعت یكی از طاغوت های زمان به گردنشان بود، ولی من در حالی قیام خواهم كرد كه بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد.


منبع:

1398/04/28
11:24:28
5.0 / 5
29
تگهای خبر: ائمه , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۲
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس