یادداشت، مهری طیبی نیا؛

امروزه مردم كنشگران حل بحران كرونا هستند

امروزه مردم كنشگران حل بحران كرونا هستند به گزارش عطر حرم امروز كنشگران حل بحران كرونا فقط سیاست گذاران و متخصصین نیستند، بلكه خود مردم هم كنشگر اجتماعی فعال می باشند.



به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، مهری طیبی نیا دكترای جامعه شناسی فرهنگی و پژوهشگر مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی در یادداشتی با عنوان روزهای مه آلود كرونا، پیشنهاداتی برای حل این بحران عرضه كرده است:
ویروسی از سرزمین دیگری آمده و همزمان با بهار طبیعت در همه جای زندگی حلول كرده است. بر خلاف ناپیدایش، فكر می كردیم چند روزی میهمان ناخوانده باشد و سركی بكشد و برود، اما حالا برای خود مجالی یافته و نه تنها در جسم بعضی از شهروندان بلكه در فضای ذهنی و روحی همه شهروندان حضور یافته و آنقدر جا برای خود اشغال كرده كه دیگر جایی به حضور اجتماعی نمی دهد.
این ویروس در اذهان ما هم مسئول ادراكات و احساسات شبانه روزی شده و اشغال گری از جنس ترس، نگرانی و اضطراب شده است؛ ترس های مشترك و جمعی كه قبلاً در بخش انكار ذهنی ما بودند، حالا به سطح آگاهی و هوشیاری ما رسیده اند. ترس، معنای جدیدی از خود نشان می دهد، ترس هایی كه شاید قبلاً در كلیت خود صرفاً محدود به فرد و خانواده و به تعبیری محلی بودند، تبدیل به ترس هایی در سطح جهانی و بین المللی شده اند.
همه چیز تغییر كرده، واژه ها متحول شده اند، نمادها متفاوت ادراك می شوند؛ واژه ها و نمادهای اجتماعی، اقتصادی و غیره الان برای ما نمادهایی شده اند كه هستی انسانی را نشانه گرفته است.
دغدغه های اجتماعی، حالا دغدغه نزدیك شدن و حضور از روابطی شده است كه پیش از این، همواره برای توسعه و ترمیم آن هدف گذاری می كردیم.
آنچه این روزها تجربه می نماییم، احساسات، ادراكات و تفسیرهایی است كه دغدغه فرهنگ، هنر، ادبیات، سیاست و اقتصاد را به دغدغه حیات خلاصه كرده است. كرونا و فوبیای كرونا این روزها تمامی ساختارهای خردو كلان را در نوردیده و در یك مقطع زمانی كوتاه كه هنوز فرصت احساس، ادراك و انتخاب نداشته ایم یك دفعه زندگی را بازتعریف كرده است. هنوز در شوك از دست دادن حیات پیش از كرونا، یك دفعه به دوران كرونا رسیدیم.
شاید بتوان گفت این روزها چالش احساس و ادراك امنیت و اعتماد در بالای لیست مطالبات جهانی است. مفاهمه ای كه بواسطه آن بتوان روزهای سخت را سپری نمود و به آینده ای بدون دغدغه كرونا امیدوار بود.
این روزها اولویت در رفع چالش های، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قبلی نیست، اغلب آنها به حاشیه رفته اند و حداقل برای مدت كوتاهی از ساحت احساس و ادراك خارج شده اند، چونكه تا حیاتی نباشد، مجالی برای پردازش و جولان امور همچون ماقبل كرونا مفهوم دار نیست. بدین جهت هر آنچه از دایره فهم بین الاذهانی مردم فراتر رود و خواسته و ناخواسته از تقویت احساس امنیت و ادراك اعتماد، مشاركت و همدلی عدول كند، بیشتر از همه بر احساس ناامنی و ترس و اندوه مردم خواهد افزود. امروز حتی وسط این بحران، فرصتی برای تقویت احساس امنیت و اعتماد است كه هرروز احتیاج به ساختن دارد.
در پیچیدگی بحران امروز، همه نقش ها ضعیف شده اند، حتی كلمات هم طعم و جذابیت قبلی خود در مقابل انتشار شور زندگی را ندارند، این روزها كمتر سخنی كز دل برآید لاجرم بر دل نشیند و تكثر احساسات، ادراكات، تفسیرها و چنگ زدن به هر منبع آشنا و ناآشنایی اجازه آرامش در اوج بی حضوری را نمی دهد.
خانه نشینی تبدیل به شكلی همزیستی مسالمت آمیز شده و خانه همه خلاقیت ها و توانایی های فردی و اجتماعی را یك دفعه در خود محصور كرده است، حتی تِئوری های علمی هم روزهای بدی را می گذرانند. محصور و محبوس، همه چیز را می شنویم و انتزاعی ادراك می نماییم. هنوز نمی دانیم چه خواهد شد. تازه می گویند اثراتش را به تدریج خواهیم دید. روزهای مه آلودی است. نمی دانیم كجاییم و چقدر مانده تا تمام شود. كمتر توان دیدن و لمس كردن داریم و بیشتر توان شنیدن داریم.
در این شرایط، فقط در انتظار اخباری مفید و اثربخش هستیم كه بتوانیم به آن اتكا نماییم. كلمه "تصمیم" بر صدر كلمات نشسته و ادراك اجتماعی تشنه و در انتظار تصمیم در لحظه هاست. به نظر می آید، هرچه به فهم مشترك از این مخاطره نزدیك می شویم، نوعی از همبستگی و همسو شدن ذهنی مقدمه ای بر حل سریع تر بحران می شود. تصمیات، گاهی نیازمند راه های منحصر به فرد هستند، بنابراین، مهم درك مساله است. تصمیم، همواره جسارت می خواهد و حتما دارای ریسك خواهد بود، اما زمانی كه اگر اقدامی انجام نشود شرایط وخیم تر می شود.
بنابراین تصمیم گیری سریع و اثربخش لزوم می یابد. در موقعیت خاص كنونی اقتضا می كند كه به شكلی متفاوت از قبل تصمیم گیری شود. اینكه، حداقل بدانیم فعلاً كدام كار درست است، چونكه امكان دارد تصمیم ها بدلیل ملاحظات دیگری نتواند هدف اصلی را تأمین كند. وقتی سخن از جان انسان ها به میان می آید، این مورد كه چقدر این تصمیم قابل پذیرش باشد یا خیر و یا ملاحظاتی از این دست اهمیت ندارد، چونكه حفظ جان مردم اولویت است نه نیمه جان كردن مردم.
اكنون بررسی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و غیره لزوم دارند، اما فقط در جهت یك هدف، آن هم رسیدن به تصمیم مدیریت بحران. امروز سهم ارزش حیات در بالاترین نقطه نسبت به روزهای گذشته قرار دارد.
وجه دیگر تصمیم، كه گام سخت آنست، اجرایی كردن و عملی كردن درست آن به منظور اثر بخش كردن آن است. از همان ابتدا باید تعهد به اجرای تصمیمات گرفته شده وجود داشته باشد و مسئولیت مسئولین و مردم بعنوان وظیفه كاری یا شهروندی تعیین شود.
مرحله آخر هم كه احتمالاً ارزیابی و بازخورد خواهد بود و مهم این است كه بدانیم چقدر موفق شده ایم. این مراحل مانند یك فرآیند و مسیری است كه باید دقیقاً در یك هسته متمركز صورت گیرد.
در اینكه تصمیم گیری كجا و چگونه اتفاق می افتد، شكی نیست كه صاحبان تصمیم این قدرت را در اختیار دارند، اما احتمالاً در مرحله اجرا تصمیم گیران بر این اعتقاد هستند كه ما تصمیم درست را گرفته و بخش مربوط به خویش را انجام داده ایم و این مردم هستند كه حالا وظیفه خویش را باید بدرستی انجام دهند. این فرض نمی تواند غلط باشد، اما عموماً وقتی برای عمل به تصمیم ها در سطح اجتماعی احتیاج به مشاركت حداكثری مردم وجود دارد، یكی از وظایف مراجع تصمیم گیری و اجرا، ایجاد احساس امنیت و اعتماد در شهروندان برای مشاركت است. مداخله جامعه مدنی در چنین اموری نیازمند وجود سرمایه های غنی اجتماعی است. هیچ ادعایی در خصوص نبودن سرمایه اجتماعی در جامعه نمی تواند صحیح باشد اما كاهش آن در مواقع بحران معمولاً خویش را نشان داده و مفهوم دار می شود.
از آنجا كه نوع مدیریت هر بحران نوعی مدیریت مشاركتی است، سه اندیشه مهم در مشاركت نهفته است. اول اینكه، مشاركت مردمی احتیاج به درگیر كردن ذهن مردم به مشاركت از راه ایجاد آمادگی ذهنی و فكری است و صرف حضور یا عدم حضور فیزیكی مردم كه احتمالاً تصمیم درستی بوده امكان دارد كفایت نكند و در دراز مدت نتواند به رفع كامل بحران كمك نماید. ازاین رو از راه تقویت حس تعلق، نوع دوستی، احترام به حقوق شهروندان و ارتقای احساس اعتماد برای آنها می توان به این مهم دست یافت.
اندیشه دوم این است كه جامعه مدنی حالا باید بتواند در افكار عمومی ایجاد انگیزه كند، انگیزه برای مشاركت داوطلبانه برای حل بحران. پذیرش رفتارهای شهروندی، با داشتن یك نگرش مثبت به جامعه و به تبع آن فعالیتهای داوطلبانه محقق می شوند. مسئولیت نهادهای مردمی هم در این روزها از راه تقویت نگرش مثبت به جامعه و انگیزه بخشی به همراه نقدهای سازنده و متصل كننده و نه منفصل كننده می تواند در بالا بردن و تقویت روحیه اجتماعی مؤثر واقع شود.
اعتماد در جامعه امروز، از الزامات مهم اجتماعی و زمینه ساز مشاركت است. اطمینان و اتكا دو اصل مهم اعتماد هستند. اعتماد همواره با مخاطره و حسن ظن همراه می باشد و امری اكتسابی است. اعتماد كننده باید بتواند خطر ورود به آنچه اعتماد شونده می خواهد را بپذیرد. در بحران كنونی به صورت طبیعی مردم اطلاع زیادی از این مخاطره ندارند و بر این اساس اعتماد سازی و تقویت آن می تواند گام مؤثری در مدیریت مشاركتی بحران شود. اعتماد و مشاركت مردمی سازمان ها و نهادهای داوطلبانه مردمی در یك رابطه متقابل می توانند كارگزار سرمایه اجتماعی برای مدیریت بحران شود. روابط مشاركتی اجتماعی منجر به افزایش شعاع اعتماد و شبكه سازی اعتماد می شود.
امروزه خطرها و مخاطرات تازه ای بواسطه مكانیسم های تغییر و تحول یافته در زندگی، انسان ها را تهدید می كنند، از یك سو همین مساله خود می تواند منجر به كاهش اعتماد در سطح عام و جهانی شود و از جانب دیگر در سطح ملی و بین المللی تقویت پیوندهای مبتنی بر اعتماد را دارای اهمیت بیشتری می كند. بنابراین، اعتماد همواره احتیاج به بازسازی و ساختن مداوم دارد. بدین گونه اعتماد و امنیت وجودی، می توانند سپر بلای مخاطرات شوند.
اندیشه سوم، پذیرش مسئولیت است. سپردن بخشی از وظیفه مدیریت بحران به مردم، خود گامی در جهت مدیریت مشاركتی بحران به حساب می آید. بر این اساس آنچه از لحاظ فرهنگی این روزها اهمیت دارد ارزش آفرینی برای مدیریت بحران است. تقویت ارزشمندی برای همدلی، نوع دوستی و ایجاد حس تعلق. جامعه به منابع اندیشه بعنوان گران ترین سرمایه های انسانی در این روزها نیازمند است. این روزها انسان های اندیشمند و متخصص می توانند با مشاركت خود حس توانمندی را به جامعه انتقال دهند. شنیدن مؤثر این اندیشه ها به مدیریت مشاركتی این بحران كمك خواهد نمود.
در بحران كنونی، "فاصله گذاری اجتماعی" هم در صدر واژه ها قرار گرفته، این فاصله گذاری فقط فیزیكی نیست، امروز احتیاج به "فاصله گذاری ادراكی" هم هست. فاصله گذاری بین معتبر و نامعتبر، بین اخبار سیاسی و سیاست خبری، بین خطر و دشمنی، بین ترس و مواجهه...
بجز اینكه نیازمند حضور ذهنی حاشیه ها در متن هستیم، باید بتوانیم همان اندازه كه فاصله گذاری اجتماعی را بیشتر می نماییم، فاصله گذاری ذهنی را كمتر نماییم. معنا دار ساختن موقعیت بحران برای شهروندان به آنها فرصت مشاركت و همدلی و در نهایت به زندگی معنا و مفهوم های جدیدی خواهد داد.
امروز كنشگران حل بحران فقط سیاست گذاران و متخصصین نیستند بلكه خود مردم هم كنشگر اجتماعی فعال می باشند. اما مشاركت همه كنشگران اجتماعی وابسته به "ادراك مشترك و هم جهت از بحران" است. باآنكه قرار نیست همه بار تصمیم و اجرای حل بحران با مرجعیت سیاسی باشد، اما فعلاً تنها مرجعی كه می تواند در ایجاد فهم مشترك ایفای نقش كند، مراجع تصمیم گیری است. هرگونه تناقض در مدیریت بحران، خدشه ای بر بدنه فهم جمعی و به تبع آن مخدوش شدن تصمیم است.
مشاركت مردم و جامعه مدنی این روزها با دریافت و تقویت احساس امنیت و اعتماد از صاحبان تصمیم، اساسا بازویی قوی در شكست كرونا خواهد بود. همچنان كه بعضی از فعالیتهای آنها در این روزها بعنوان مدافعان و حافظان سلامت عمومی و شهروندان مسئولیت پذیر قابل تقدیر است.

1399/01/14
00:34:04
5.0 / 5
1330
تگهای خبر: آموزش , دكتر , دین , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۵
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس