در گزارش عطر حرم عنوان شد؛

روز مباهله روز تقابل جبهه حق و باطل است

روز مباهله روز تقابل جبهه حق و باطل است حجت الاسلام مهدی رستم نژاد، معاون آموزش حوزه های علمیه اظهار داشت: ماجرای مباهله در واقع تقابل حق و باطل بود و در این تقابل، عظمت روحی و شخصیتی پنج تن سبب غلبه شد.



حجت الاسلام مهدی رستم نژاد به مناسبت روز مباهله در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در قرآن به داستان مباهله اشاره شده است و آیاتی درباره این داستان هست که یک آیه مخصوصاً به آیه مباهله معروف شده است. مسیحی هایی از علمای مسیحی نجران به مدینه آمده بودند و با پیغمبر (ص) درباره خدا بودن یا خدا نبودن حضرت عیسی (ع) بحث کردند و هرچه پیغمبر (ص) فرمود آنها زیر بار نرفتند تا اینکه این آیه نازل شد: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْم». پس از این اگر باردیگر این ها آمدند و صحبت کردند و دارند بحث و مذاکره می کنند بگو: «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل».
معاون آموزش حوزه های علمیه اضافه کرد: عنوان مباهله از واژه «نبتهل» در این آیه گرفته شده است و با آن هم خانواده است. یعنی بگو ما فرزندان مان را و شما هم فرزندان تان را، ما زنان مان را و شما هم زنان تان را و ما خودمان و شما هم خودتان را بیاورید و سپس مباهله نماییم. مباهله یعنی همدیگر را نفرین نماییم و در معرض عذاب خدا قرار دهیم و هر کدام مان که حق نیستیم از بین برویم و مورد عذاب خدا قرار بگیریم. این محتوای این آیه و شرح واژه مباهله است. در ادامه آیه می فرماید: «ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِین».
وی افزود: اهمیت این مسئله در این است که همه مورخان، محدثان و مفسران از شیعه تا اهل سنت با تمام فرقه هایشان همه متفق هستند که وقتی پیغمبر (ص) مأمور شد و بنا شد این مباهله اتفاق بیفتد و موقعی که می خواست سر قرار برود چه کسانی را شرکت داد؟ این مهم می باشد. چون واژه هایی که در این آیه به کار رفته ۳ واژه ابناء، نساء و انفس بیشتر نیست. یعنی فرزندان، زنان و خودتان؛ پیغمبر (ص) باید بنا بر همین آیه افراد را شرکت دهد. از فرزندان، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) شرکت کردند. خب معلوم است این دو بزرگوار در آن روز طفل بودند که در دوره کودکی پیش پیغمبر (ص) بودند. پیغمبر (ص) که از دار دنیا رحلت می کردند این دو حدود ۶ و ۷ ساله بودند.
مهدی رستم نژاد افزود: بدین سبب درباره واژه «ابنائنا» امام حسن (ع) و امام حسین (ع) شرکت داشتند. با آنکه واژه نساء جمع و به مدلول زنان است، هیچ زنی از زنان پیغمبر (ص) شرکت ندارد؛ یعنی پیغمبر (ص) شرکت شان نداد و فقط حضرت زهرا (س) شرکت دارند. مشخص است این «نساء» که به «نا» اضافه شده و می فرماید «نسائنا» یعنی زنان ما، خدا دارد این نسبت را می دهد و پیغمبر (ص) با عملش دارد تفسیر می کند، یعنی زنی که بشود او را به پیغمبر (ص) نسبت داد. در این منزلت و جایگاه قرار باشد و او کسی جز حضرت زهرا (س) نبود.
وی سپس اظهار داشت: نفر دیگری که غیر از پیغمبر (ص) شرکت کرد - چون ایشان دعوت کننده است و داعی حساب می شود - حضرت امیر (ع) بود. حضرت امیر (ع) کجا باید باشد و کجای این آیه قرار دارد؟ یا نستجیر بالله باید بگوییم پیغمبر (ص) از فرمان خداوند تخلف کرد و کسی که دعوت نشده را دعوت کرده که بطور قطع هیچ مسلمانی این را نمی گوید و ملتزم به آن نمی گردد. پس باید حضرت امیر (ع) در یک کلمه ای باشد و آن جز کلمه «انفسنا» نمی تواند باشد. چون معنا ندارد در «نسائنا» یا «ابنائنا» باشد. در ابناء، فرزندان خود امیرالمؤمنین (ع) هستند پس حضرت یک جای دیگر باید باشد و آن «انفسنا» است.
مهدی رستم نژاد گفت: نتیجه این می شود که مراد از «انفسنا» که در آیه است حضرت علی (ع) است. یعنی پیغمبر (ص) در آن «نا» که مضاف الیه است وجود دارد. انفس حضرت امیر (ع) است. آن کسی که نفس و جان ما حساب می شود و این یکی از بزرگ ترین فضائل امیرالمؤمنین (ع) است. می شود ادعا کرد بزرگ ترین فضیلتی که قرآن برای امیرالمؤمنین (ع) بیان کرده و در قرآن بعنوان وحی آسمانی وارد شده است همین واژه «انفسنا» است. یعنی کسی در امت هست که نفس و جانش معادل و مماثل جان پیغمبر (ص) است و این یک مسئله قرآنی است. روایت، تاریخ و … نیست که بخوانیم در آن تردید نماییم. این را خود خدا فرمود و پیغمبر (ص) هم این را عملاً نشان داد.
وی اشاره کرد: همه امت در این متفق هستند که در داستان مباهله پیغمبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع) را شرکت داده است. بعضی از علمای اهل سنت هم به این تصریح کردند که این واژه فضیلتی برای امیرالمؤمنین (ع) است که فضیلتی بالاتر از آن نمی گردد تصور کرد. کسی که مماثل جان پیغمبر (ص) است. پیغمبر (ص) چقدر عظمت دارد؟ چقدر جان ایشان بزرگ و عزیز است؟ چقدر از مقام قرب الهی برخوردار است؟ کسی در بین امت است که خدا تصریح و تأیید کرده که او جانش جان پیغمبر (ص) و معادل نفس پیغمبر (ص) است.
مهدی رستم نژاد همین طور اظهار داشت: این آیه پشتوانه عظیمی برای این روز بزرگ یعنی روز مباهله است. البته در تاریخ آمده است که وقتی پیغمبر (ص) با همین بزرگواران برای آن میعادگاه حرکت کرد، آنها وقتی چهره های پیغمبر (ص) و اهلش را دیدند و آن چهره ها، چهره های الهی بود و همراه خودش نور عظمت خداوند را منعکس می کرد، بزرگ علمای مسیحی نجران گفت این چهره هایی که می بینم اگر دست به آسمان بلند کنند دیگر احدی از ما زنده نخواهد ماند. خداوند ما را هلاک خواهدنمود. بیایید جزیه بدهیم و تمام نماییم. همین کار را هم کردند و دیگر وارد مباهله نشدند.
وی اضافه کرد: بدین سان داستان مباهله اتفاق نیفتاد، اما آیه ای که در آن ارتباط نازل شد در قرآن هست و این یکی از فضائل بلند و والای امیرالمؤمنین (ع) هست که در قرآن ثبت آسمانی و وحیانی شده است که همه امت تا روز قیامت بیایند این آیه را بخوانند و تفسیر و تاریخش را ملاحظه کنند تا ببینند شخصیت عظیمی چون امیرالمؤمنین (ع) در امت هست و پس از پیغمبر (ص) هم این جان شریف بود و طبعاً امت باید به طرف امیرالمؤمنین می رفت که معادل جان پیغمبر (ص) است.
مهدی رستم نژاد در ادامه اظهار داشت: عظمت این روز هم به همین برمی گردد که یک حادثه عظیمی صورت گرفت ولو اینکه مباهله انجام نشد، اما داستان به شکلی پیش رفت که عظمت این روز ثبت گردید و بیشتر به نام امیرالمؤمنین (ع) رقم خورد. چون این مسئله، مسئله قرآنی است و گرامیداشت این روز هم گرامیداشت قرآن و اندیشه قرآنی است. چون قرآن تا روز قیامت حضور دارد. اینکه چیزی قرآنی شد یعنی ماندگار شد و باید بماند و امت باید برایش هزینه کند و حساب ویژه باز کند. پس این روز باید گرامی داشته شود.
وی افزود: بطور قطع چنین روزی از ایام الله حساب می شود. «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ» که در قرآن آمده است یعنی روزهایی که منسوب به خداست و یک حادثه الهی در آن اتفاق می افتد. وقتی برای چیزی آیه قرآن نازل شده یعنی آن حادثه یک حادثه الهی است. پس به دستور خود قرآن باید گرامی داشته شود. مخصوصاً اینکه هر ۵ تن آل عبا در آن حضور دارند و این مسئله خیلی مهمی است.
مهدی رستم نژاد افزود: نکته دیگری که درباره روز مباهله باید به آن توجه کرد این است که وقتی یک صاحب شریعت که مسیحیت باشد می آید در مدینه و چند روز می ماند و علمای بزرگ آن زمان را جمع می کنند و با هم مباحثه و مناظره می کنند و شاید به مجادله هم کشیده شده است و قانع هم نمی شوند و پیغمبر (ص) را تأیید نمی کنند، یک عده افرادی را که اهل سواد نبودند و به تعبیر قرآن امیون بودند «وَ مِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لا یَعْلَمُونَ الْکِتاب» این ها به شک می افتند که چطور پیغمبر (ص) نتوانست این ها را قانع کند؟! منافقین هم در گوشه و کنار بودند آنها هم زمزمه هایی راه می انداختند و بهانه هایی می گرفتند.
وی سپس اظهار داشت: وقتی یک آیه ای نازل می شود و داستان به این صورت ختم می شود که آنها خودشان تسلیم می شوند و به جزیه دادن یا به مصالحه و مسامحه تن می دهند، خود این نشان دهنده این است که جبهه حق اینجا پیروز شد. یعنی آن تقابل جبهه حق و باطل اتفاق افتاده و جبهه حق به شکلی جلوه کرده و حقانیتش غلبه کرده که طرف مقابل اصلاً خودش دست کشیده و گفته من حاضرم مسیرم را عوض کنم و بوسیله مباهله نروم. چون احساس خطر کرد و این یعنی غلبه و ظهور حق و جلوه حق. این ماجرا در واقع تقابل حق و باطل بوده و در این تقابل هم آن عظمت روحی و شخصیتی این ۵ بزرگوار این غلبه را سبب شد. این است که مقام معظم رهبری درباره روز مباهله فرمودند این روز تقابل تمام قامت حق در مقابل تمام قامت باطل بود.
مهدی رستم نژاد تصریح کرد: انسانی که در مباهله شرکت می کند خودش را در معرض خطر هم دارد قرار می دهد. چون اگر اعتماد به حرف خودش نداشته باشد خودش را در معرض خطر قرار نمی دهد. مخصوصاً عزیزترین هایش را در معرض خطر قرار نمی دهد و جان عزیزترها را حفظ می نماید. اینکه پیغمبر (ص) با این اعتماد و اطمینان به میدان می آید و عزیزترین هایش را در معرض خطر نفرین دیگران قرار می دهد که صاحبان ادیان هستند و بالاخره این ها آدم های کمی نبودند و هزاران نفر پیرو داشتند، اینکه می آید خودش، فرزندان، عزیزان و جگرگوشه های خودرا با این اطمینان در معرض خطر قرار می دهد، یعنی اعتماد کامل به حقانیت خودش که با بصیرت تمام و اعتمادبه نفس کامل دارد این را پیش می برد. خود این برای مؤمنین و برای کسانی که شاید شک و تردیدی در دل داشتند درس و عبرت بزرگی است و آنها هم نسبت به ایمان خودشان قوی تر شدند. این اتفاق، اتفاقی است که از چند منظر قابل تبیین و توصیف است.
وی تاکید کرد: هر چیزی که قرآنی شده است درس، عبرت و پیامش برای ما تا روز قیامت است. آیه مباهله در قرآن پیام خیلی روشن دارد. یکی از پیام ها عظمت دوده (س) است که قرآنی شده است والا پیغمبر (ص) وحی های دیگر هم داشت. اینکه قرآنی شده و در قرآن آمده یعنی ماندگار شده است و دیگران باید بدانند و خود تبیین این مسئله بیان عظمت امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) است. پیغمبران زنان دیگر دارد و مأمور به این شده که نساء را بیاور. چطور بقیه را نمی آورد؟ پس معلوم است بقیه در این آیه حضور ندارند.
مهدی رستم نژاد همین طور اظهار داشت: نسبت اضافه تشریفی که در این آیه آمده است. خدا می گوید «نسائنا» یعنی زنان ما. بگو زنان ما بیایند شما هم بروید زنان خودتان را بیاورید. نسایی که در این وزانت و این جایگاه رسالت به پیغمبر (ص) منسوب بشود کسی جز حضرت زهرا (س) در بین امت نیست. این بیان بسیار مهمی است. به صورتی دارد فاصله بین زنان دیگر که به حسب ظاهر همسر پیغمبر (ص) هستند با این نسایی که دارد به پیغمبر (ص) اضافه می شود و حضرت زهرا (س) فقط در آن حضور دارد، این مسئله دارد فاصله ها را به امت می گوید و درس بسیار مهمی است. دارد آیه تطهیر را با زبانی دیگر در اینجا منعکس می کند.
وی سپس اظهار نمود: مسئله دیگر این است که فرزندان پیغمبر (ص) با آنکه فرزندان امیرالمؤمنین (ع) هستند و دخترزادگان پیغمبر (ص) هستند، اما قرآن این را به خود رسول الله (ص) نسبت داده و فرموده «ابنائنا» یعنی فرزندان ما. در اینجا «ما» منظور پیغمبر (ص) است. در اینجا درس و نکته دیگری که می فهمیم این است که خداوند ساداتی که از نسل حضرت زهرا (س) هستند را فرزندان پیغمبر (ص) می شمرد. پس این ها فرزندان پیغمبر (ص) هستند. اینکه به ما ایراد می گیرند که چرا شما امامان خودرا یا بن رسول الله می گوئید درصورتی که یا بن علی هستند، جوابش همین آیه قرآن است. این آیه قرآن است که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را ابناء پیغمبر (ص) نامید. پس وقتی به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و فرزندانشان یا بن رسول الله می گوئیم، به این خاطر است که قرآن قبلاً این را فرموده است، قرآن در همان واژه «ابنائنا» به رسول الله (ص) افزوده است.
مهدی رستم نژاد در ادامه اظهار داشت: درسی که امروز می توانیم از این آیه بگیریم این است که در دفاع از حق اعتمادبه نفس و اطمینان خاطر داشته باشیم و به حمایت و هدایت خدا وثوق داشته باشیم. پابرجا باشیم و شک و شبهه در راه خود راه ندهیم. پیغمبر (ص) این ها را در این داستان به خوبی نشان داده است. دیگر اینکه اهل مذاکره هم باشیم. پیامبر (ص) دو هفته پیش از این با همان مسیحی هایی که بعداً به داستان مباهله منتهی شد مناظره می کرد. خدا می فرماید پس از این دیگر نمی خواهد چون دیگر اطمینان حجت شده است. یعنی گفت و گو کردن خودش درس بزرگی است که در مباهله است. دو هفته گفت و گو بود.
وی در آخر اظهار داشت: اینکه انسان راه بدهد تا دیگران برای رسیدن به حق بیایند و پیام حق را بشوند درس دیگر این روز برای ماست. آن هم با بیان، تبیین، منطق، نه با تحکم و تجبر یعنی با حال جباریت و نوعی حاکمیت بلکه با تبیین، توجیه و منطق. پیغمبر (ص) کارش همین بود. آن قدر که خدا آمد و فرمود حالا سراغ مباهله برو. این ها درس هایی است که از این داستان و آیه می شود گرفت.


منبع:

1399/05/24
15:44:33
5.0 / 5
389
تگهای خبر: آموزش , ادیان , اسلام , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۲
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس