انسان در نگاه شاعری كه سرود:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

تن آدمی شریف است به جان آدمیت به گزارش عطر حرم، سعدی به اصرار دوست صادقش سکوت خود خواسته را تمام کرد و «در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده» به حکم لزوم سخن گفت و تفرج کنان بیرون رفت.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شهید آیت الله مرتضی مطهری در رابطه با سعدی ضد الرحمه نوشته است: «در میان شعرا، سعدی شاعری است همه جانبه که در قسمت های مختلف شعر گفته است، یعنی دایره فهم سعدی دایره وسیعی است. شعر او به حماسه و غزل عرفانی و اندرز و نوع دیگر اختصاص ندارد؛ در همه قسمت ها هم در سطح عالی است. سعدی مردی است که مدت سی سال در عمرش مسافرت کرده است. این مرد یک عمر نود ساله کرده که سی سال آن به تحصیل گذشته، پس از آن در حدود سی سال در دنیا مسافرت کرده است و سی سال دیگر دوره کمال و پختگی او بوده که به تألیف کتاب هایش پرداخته ست. گلستان و بوستان همه پس از دوران پختگی اوست.»

بنابر روایت مهر، سعدی را شاعر انسان گرا می نامند چون در آثارش بیشتر از هر چیز به ارزش، کرامت و اخلاق انسانی توجه می کند و انسان را فارغ از نژاد، دین، طبقه اجتماعی یا قدرت، دارای شأنی مشترک در ساحت های مادی و معنوی وجودی اش می داند. می توان تجلی این انسان گرایی فضیلت گرا را، هم در بوستان و گلستان و هم در مواعظ و غزلیات و قصاید او دید، و به این صورت طبقه بندی کرد:

تأکید بر همدلی و همبستگی و یکسانی آفرینش میان انسان ها

مشهورترین نمونه برای این موضوع، این بیت معروف سعدی است:

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

در این نگاه، همه انسان ها مانند اعضای یک بدن اند؛ و به حکم انسان بودن رنج یکی باید دیگران را هم متأثر کند. این دیدگاه نمونه ای روشن از انسان گرایی سعدی است، که دیگرخواهی را جزوی از ساحت وجودی انسان می داند.

توجه به اخلاق انسانی و انتقاد از ظلم و بی عدالتی در زندگی روزمره

سعدی در گلستان و بوستان در رابطه با مهربانی، عدالت، بخشش، فروتنی، و کمک به دیگران سخن می گوید و این فضایل را اساس زندگی انسانی می داند. بوستان جهان آرمانی سعدی است و گلستان جهان موجود و واقع او، قصاید او هم بر خلاف سنت زمانه پر است از نصیحت و اندرز، حتی به شاهان عصر خود، و واقع نگری ای که به حکم احترامی که شاهان زمانه برای او قائل بودند مستوجب مجازات نمی شود.

او بارها به صراحت یا پیچیده در شیرینی حکایت، پادشاهان و قدرتمندان را نصیحت می کند که با مردم به عدالت رفتار کنند و از ستم بپرهیزند. این نشان داده است که ارزش انسانی برای او که نیمی از عمرش را در مسافرت بوده و سختی های روزگار را چشیده و لمس کرده، مهم تر از قدرت و مقام است. باب اول بوستان سراسر سخنان اوست به حاکمان و حکایت ها و بندهای مختلف و موضوعات متفاوتی که سعدی به آنها پرداخته، این باب نصیحت الملوک سعدی است.

در باب های دیگر هم به لزوم گریزی به سفارش به شاهان و حاکمان و بزرگان و صاحبان قدرت و ثروت دارد، و به همان اندازه که آنان را پند می دهد افراد عادی و گروههای مختلف اجتماع را هم نصیحت می کند، و این نصیحت او ناظر به رشد درونی و فضایل و رضایت شخصی هر انسان است، نه برشدن آوازه و نام او به نیکویی در افواه مردم. چنانکه می گوید:

پشت دوتای فلک راست شد از خرّمی
تا چو تو فرزند زاد مادر ایام را

حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین
خاص کند بنده ای مصلحت عام را

دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست
کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را

وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل
حاجت مشّاطه نیست روی دلارام را

نگاه واقع بینانه به انسان

سعدی انسان را با همه ضعف ها و قوت هایش می بیند و در رابطه با رفتارها، روابط اجتماعی و اخلاق فردی سخن می گوید؛ یعنی محور آثارش زندگی و تجربه انسانی است. مشهور ترین بیتی که ناظر به این خصوصیت سعدی است بیتی است طنزآمیز در غزل ۸۲ دیوانش، که تلمیحی به آیه ۵۳ سوره یوسف دارد وقتی می گوید:

«وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی» وَ لا اُزَکّیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است

برای او ترس، خشم، طمع و... همه صفاتی که رذیلت های بشری شمرده می شوند جزو خصوصیت های انسان است، او آنها را انکار نمی کند ولی در تمام ابیات و حکایاتش انسان را نصیحت می کند به نظر داشتن به فضائلی نظیر فروتنی، صبر، مهر و... تا بتواند بر رذیلت ها فائق شود و در طول عمر کوتاه یا بلند خود در قامت یک «انسان» رو به تعالی از عرصه حیوانی به الهی جلوه کند.

غزل ۱۸ دیوان او بیان کننده نگاه حکیمانه و فضیلت گرایانه، و با این حال واقع بینانه او به انسان است:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همی سخن بگوید به زبان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

کوتاه سخن این که سعدی را یکی از برجسته ترین شاعران انسان گرای ادبیات فارسی می دانند، چون که انسان را با همه خصوصیت های وجودی و ضعف های و قوت هایش می بیند، و مانند یک معلم مهرورزانه و لطیف او را در راه تعالی و تکامل تا مرتبه والای خود همراهی می کند. سعدی ذاتاً معلم است، و باغبان جان انسان. گویا این تصویر را خود او هم از خود داشته، و به همین خاطر نام بوستان و گلستان را برای کتاب هایش انتخاب نموده است.

و خوشا به حال ما فارسی زبانان و ایرانیان، که اول اردیبهشت ماه جلالی، که به عنوان روز بزرگداشت او انتخاب شده است، سعدی به اصرار دوست صادقش سکوت خود خواسته را تمام کرد و «در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده» به حکم لزوم سخن گفت و تفرج کنان بیرون رفت.


منبع:

1405/02/28
13:43:48
5.0 / 5
146
تگهای خبر: دین , عدالت , فرهنگ , گل
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس
عطرحرم، پلی بین احساسات و خاطرات، پلی بین شما و دنیای رایحه ها