تاج ملائکه بر سر امیرالمؤمنین علی(ع)
به گزارش عطر حرم، پیامبر(ص) در غدیر با دست مبارک یکی از عمامه های خویش را که سحاب نام داشت بر سر امیرالمؤمنین بست و دو سر آنرا از پشت و جلو بر دوش آن حضرت قرار داد. سپس برای اشاره به ارزش معنوی عمامه فرمود: «عمامه ملائکه این گونه است».
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «دفتر خاطرات سرزمین غدیر» کتابی است به قلم محمدرضا انصاری که با روایتی متفاوت، خاطره های سه روز اعلام ولایت 12 امام(ع) در غدیر خم و ۱۴وقایع ۱۴۰۰ ساله آن تا به امروز را برای ما روایت می کند. کتابی که خواندن آن باعث می شود لذت در غدیر بودن را از عمق جانمان احساس نماییم و اگر در آنجا نبوده ایم از شنیدن ماجراها و سرگذشت آن لذت ببریم.
بنابر روایت ایکنا، سرزمین غدیر، سرزمین نبوت و ولایت که ثمره زحمات ۱۲۴ هزار پیامبر در آنجا اعلام، بلندترین و مهم ترین خطابه پیامبر خطاب به بشریت در آنجا بیان و بیعتی ۱۲۰ هزار نفری در آن رخداده است، از آن چه دیده و شنیده برای ما روایت می کند.
تاج ولایت
به خود افتخار می کنم. من غدیرم؛ غدیری که یادگار تاج امامت بر سر نخستین رمی آخرین پیامبران است. آری، من شاهد بودم که ولایت و ریاست امیرالمؤمنین و همین طور اعتماد کامل پیامبر به آن حضرت در همه امور بر فراز منبر سرزمین من اعلام گردید.
با پایان سخنرانی، پیامبر با دست مبارک یکی از عمامه های خودرا که سحاب نام داشت بر سر امیرالمؤمنین بست و دو سر آنرا از پشت و جلو بر دوش آن حضرت قرار داد. سپس برای اشاره به ارزش معنوی عمامه فرمود: «عمامه ملائکه این گونه است» و فرمود: «عمامه تاج عرب است».
آنگاه فرمود: «خداوند در روز بدر و حنین مرا با ملائکه ای که چنین عمامه ای بر سر داشتند تأیید و کمک نمود». باید بدانید این یک رسم عرب است که هرگاه بزرگ قومی بخواهد اعتماد خودرا نسبت به کسی و نیابت او را از خود نشان دهد در پیشگاه مردم با دست خود عمامه بر سر او می بندد و پیامبر هم همین هدف را درنظر داشت.
تشکر الهی
اکنون پس یک ساعت و اندی سخنرانی در گرمای سوزان، سنگینی اعلام ولایت از دوش پیامبر برداشته شد و خداوند سپاسی بلند برای مبلغ اعظم ولایت فرستاد و از آن همه تلاش و فداکاری و تسلیم محض در مقابل فرمانش تشکر کرد.
جبرئیل نازل شد و این آیه را بعنوان رضایت خداوند برای پیامبر آورد: «وَإِنَّ لَکَ لَأَجْرًا غَیْرَ مَمْنُونٍ؛ و بی گمان تو را پاداشی بی منت خواهد بود»(سوره قلم آیه ۳).
می توانستم سرور را در چهره رسول خدا ببینم که توانسته بود بعد از ۲۳ سال در چنین روزی پیام آوری خویش را کامل کند. هنوز شیرینی پیام اول بر جان پیامبر بود که جبرئیل از طرف خداوند این پیام را آورد تا حضرت به مردم ابلاغ نماید: «ای مردم خدا به من سلام رسانده می فرماید امروز دین شما را کامل کردم... و پس از این حکمی برای شما نازل نمی کنم. نماز و زکات و روزه و حج را بر شما نازل کردم و این ولایت پنجمی است و آن چهار حکم را بدون ولایت قبول نمی کنم».
ولایت یعنی چه؟
منتظرم پیامبر(ص) از منبر پایین بیاید تا بر قدم هایش بوسه زنم؛ اما صدای سؤال هایی که شنیده می شد، برای دقایقی حضرت را بر بلندای منبر نگه داشت.
بعضی برای روشنگری می پرسیدند و تعدادی از روی غرض سؤال می کردند. سلمان پرسید: یا رسول الله، ولایت علی(ع) مثل کدام ولایت است؟ پیامبر فرمود: ولایتی همچون ولایت من؛ هر کس که من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام علی نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است.
یک نفر پرسید: منظور دقیق شما از « فَمَنْ کنت مولاه فعلیُّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...؛ هرکه من مولای اویم این (علی) مولای اوست. خدایا دوست بدار آن که او را دوست بدارد و دشمن دار هرکه او را دشمن دارد» چه بود؟ پیامبر فرمود: خداوند مولای من است و از خودم بر من صاحب اختیارتر است و در مقابل خدا مرا برای خویش اختیاری نیست. سپس من مولای مؤمنین هستم و از مؤمنین بر خودشان صاحب اختیارترم و در مقابل من آنان را اختیاری نیست. حالا هرکس که من مولای اویم یعنی نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم و در مقابل من او را اختیاری نیست، علی بن ابی طالب مولای اوست و در مقابل او برایش اختیاری نیست.
اما... بشنوید از گروهی که تحمل ولایت را نداشتند و اقداماتشان تا آن لحظه خنثی شده بود. ابوبکر و عمر سه آیه «اولی الأمْرِهِ» و «اِنَّما وَلِیکُمُ الله» و «ولیجه» را مطرح نمودند و پرسیدند: یا رسول الله، با این سه آیه مخصوص علی است؟ حضرت فرمود: آری، درباره ی او و جانشینان من تا روز قیامت است... علی برادرم و وزیرم و وارثم و وصیم و خلیفه ام در امتم و صاحب اختیار هر مؤمنی پس از من است.
سپس پسرم حسن و سپس حسین و پس از او ۹ نفر از فرزندان پسرم حسین، یکی بعد از دیگری که قرآن با آنان است و آنان با قرآن اند. از آن جدا نمی شوند و قرآن از آنها جدا نمی شود تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. آنگاه پیامبر(ص) در پیشگاه مردم رو به امیرالمؤمنین کرد و فرمود: «هـر کس تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است؛ و هر کس از تو سرپیچی کند از من سرپیچی کرده و هر کس از من سرپیچی کند از خدای تعالی سرپیچی کرده است».
ناامیدی دشمنان اسلام
کار عظیمی به ثمر رسیده بود. به سادگی می شد حدس زد که چه دشمنانی برای اسلام دندان تیز کرده بودند. از پادشاهان بزرگ دنیا و بزرگان ادیان دیگر و رئسای قبایل و حاکمان شهرها تا منافقینی که همه به انتظار رحلت پیامبر نشسته بودند.
آنان به خوبی دریافته بودند که به هیچ عنوان یارای رویارویی با آن حضرت را ندارند. بنابراین منتظر روزگاری بودند که او نباشد و با یک حمله دینش را منهدم کنند. آنها هیچگاه باور نمی کردند پیامبر(ص) با این شیوه بی نظیر جانشین خودرا با اختیاراتی مثل خود به مردم معرفی نماید. حالا می شد احساس کرد که نقشه های همه گروههای ضد اسلام با بیان امامت جانشینان پیامبر تا روز قیامت نقش بر آب شده است.
مأیوس شدن منافقین را می دیدم که دنیا بر سرشان خراب شده بود؛ چونکه آنها با خود می گفتند: اگر محمد از دنیا برود دین او را خراب می نماییم ولی با پایان خطابه غدیر و به انجام رسیدن تبلیغ ولایت گفتند: حیله های ما باطل شد و نقشه های ما برباد رفت.
از سوی خداوند هم آیه ای نازل شد که شکست منافقین در روز زیبای اعلام ولایت را نمایان کرد: « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ؛ امروز کافران از تخریب دین شما ناامید شدند. دیگر از آنان نترسید و از من بترسید»( سوره مائده آیه ۳).
منبع: atreharam.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب