چرا آموزش منطق در عرصه های علمیه کمرنگ شد؟

چرا آموزش منطق در عرصه های علمیه کمرنگ شد؟
به گزارش عطر حرم، تقلیل منطق به درسی مقدماتی و حفظ محور، شتاب زدگی در تحصیل و بی توجهی به چالش های فکری دنیای کنونی از عوامل کمرنگ شدن منطق در حوزه های علمیه هستند.
یادداشت مهمان_حسن عبدی پور، استاد تاریخ و تمدن اسلامی؛ امروزه جوامع اسلامی در برخورد با طوفان اطلاعات، شبهات نوپدید کلامی، جنگ رسانه ای و چالش های معرفت شناختی مدرن، بالاتر از هر زمان دیگری با یک بحران پنهان اما بنیادین مواجه هستند: «انقطاع از سنت استدلال ورزی و روش شناسی دقیق». در روزگاری که چارچوب های فکری و نظام های آموزشی به شدت تحت تاثیر فرم گرایی حافظه محور یا پذیرش تقلیدی نظریات غربی قرار گرفته اند، فقدان یک زبان مشترک منطقی و عقلانی در بین نخبگان جهان اسلام به شدت احساس می شود.
سنت علمی اسلامی در سده های گذشته بر پایه تعاملات فراملی و فرامذهبی (همانند پیوند میان اندیشمندان خراسان، شیراز، اصفهان، نجف و قاهره) استوار بود؛ اما امروزه جزیره ای شدن نهادهای علمی مانع از هم افزایی ظرفیتهای عظیم جهان اسلام شده است.
«نمود برجسته این بحران، پدیده رو به رشد فاصله گرفتن بدنه آموزشی حوزه های علمیه از علم منطق و علوم عقلی در دهه های اخیر است. سنت دیرپای حوزه های شیعی همیشه بر پایه دو بال معارف نقلی (فقه و اصول) و معارف عقلی (منطق، فلسفه و کلام) استوار بوده؛ اما امروزه منطق در برنامه های آموزشی به دسی مقدماتی و تشریفاتی کاهش پیدا کرده است که فقط برای گذراندن واحدهای پایه خوانده می شود و کارکرد زنده و عملی خویش را در برخورد با چالش های فکری از دست داده است. این مهجوریت، نظام اجتهاد را از پشتیبانی ابزارهای دقیق روش شناختی محروم ساخته و زمینه آسیب پذیری در مقابل شبهات نوپدید را فراهم نموده است. از این رو، احیای منطق در عرصه های علمیه و همگرایی نخبگان جهان اسلام بر سر این میراث مشترک، نه یک خاطره گرایی فرهنگی، بلکه ضرورتی راهبردی است.»

ریشه یابی تاریخی سنت «متن و حاشیه» از تفتازانی تا ملاعبدالله یزدی

نگاهی به کارنامه تاریخی مفاخر جهان اسلام نشان میدهد که پویایی علوم عقلی هیچ گاه محصول تفکر فردی یا انزوای جغرافیایی نبوده است. سعدالدین تفتازانی (درگذشته ۷۹۲ ق) رساله «تهذیب المنطق و الکلام» را با نام کامل «غایة تهذیب الکلام فی تحریر المنطق و الکلام» در سال ۷۸۹ ق به انتها رساند؛ رساله ای که او آنرا برای پسرش نوشت و از آغاز با قصد تعلیم تألیف کرد و در آغاز کتاب، آنرا راهنمایی برای طالبان حقیقت معرفی نمود (ویکی فقه، «الحاشیة علی تهذیب المنطق للتفتازانی»). فشردگی و ایجاز عمدی این متن، همان خاصیت ای بود که مجالی فراخ برای نگارش شروح و حواشی فراوان فراهم آورد و آنرا به یکی از متون معتبر حوزه های آموزشی قدیم بدل ساخت.
نزدیک به دو سده بعد، ملا نجم الدین عبدا... بهابادی یزدی (درگذشته ۹۸۱ ق)، که سرآمد علمای منطق در زمان خویش و حتی زمان های بعد از خود شمرده می شود و نزد جمال الدین محمود شیرازی در اصفهان علوم عقلی آموخت و هم درس مقدس اردبیلی بود «الحاشیة علی تهذیب المنطق» معروف به «حاشیه ملاعبدالله» را در روز ۲۷ ذی القعده ۹۶۷ ق در نجف اشرف به انتها رساند. این حاشیه، که در عین حجم اندک، به دقیق بودن عبارات، جامعیت مطالب و رعایت اختصار معروف است، قرن ها در عرصه های علمیه ایران، عراق، بحرین، لبنان، افغانستان، پاکستان و هندوستان در ردیف کتاب های درسی قرار داشته و در شهرهایی چون قم، بیروت، قاهره و کراچی بارها به چاپ رسیده است. علاقه بیشتر علما به حاشیه نسبت به اصل متن تهذیب، به سبب دقت و جامعیت آن، خود نشانه ای گویا از پویایی سنت نقد و تکمیل است
این پیوند «متن و حاشیه» میان یک عالم اهل سنت خراسانی و یک عالم شیعه ایرانی، نمونه گویای هم افزایی بین نسلی و بین مذهبی است: حاشیه ملاعبدالله را از مؤثرترین عوامل شهرت تهذیب المنطق تفتازانی دانسته اند و بر خودِ این حاشیه نیز حاشیه های فراوانی از چهره هایی چون عبدالرزاق لاهیجی و دیگران نوشته شده است.
این سازوکار نشان میدهد که متون علمی جهان اسلام متعلق به یک جغرافیا یا فرقه خاص نیستند، بلکه میراث مشترک عقلانیت اسلامی اند که قابلیت گفتگوی میان مذاهبی و میان فرهنگی دارند.

چرا حوزه های علمیه از منطق فاصله گرفتند؟

افتخار به فقه و اصول محوری صرف و غفلت از تحولات معرفت شناختی دنیای کنونی، از مهم ترین علل فاصله حوزه های علمیه از منطق است. مهم ترین عوامل این رخوت را می توان چنین برشمرد:
تقلیل منطق به قواعد صوری و انتزاعی: وقتی آموزش منطق از کارکرد کاربردی اش تهی شود و تنها به حفظ اصطلاحات و اشکال قیاسی محدود گردد، انگیزه پویایی و پژوهش از میان می رود. حال آن که در سنت اصیل، منطق «مهندسی صیانت ذهن از خطا» بود، نه علمی تفننی.
حجم گرایی و شتاب زدگی در پروسه تحصیل: گرایش به پایان سریع تر دوره های مقدماتی و سطوح، سبب شده متون عمیقی چون حاشیه ملاعبدالله جای خویش را به خلاصه نویسی های سطحی بدهند؛ متونی که روزگاری تسلط بر آنها «سنجش گر عقلانیت و قدرت استدلال» طلاب شناخته می شد و هیچ فقیه یا متکلمی بدون استقرار عمیق در این علوم، خویش را واجد صلاحیت اجتهاد نمی دانست.
گسست از مسایل فکری جهان مدرن: عدم بروزرسانی مسایل منطقی در برخورد با منطق ریاضی، فلسفه های تحلیلی و شبهات جدید معرفت شناختی، این تلقی را در نسل جوان حوزوی پدید آورد که منطق سنتی کارآیی لازم را در حل مسایل عینی ندارد.
پیامد این سه عامل، تحمیل هزینه ای مضاعف بر نظام اجتهاد و تبلیغ بوده است: از یک سو استدلال های فقهی و کلامی از دقت روش شناختی محروم می مانند و از جانب دیگر، پاسخ گویی به شبهات رسانه ای و معرفت شناختی عصر، به دستان کم تجربه در تحلیل منطقی سپرده می شود. نکته امیدبخش آن که تجربه تاریخی نشان داده بازگشت متون اصیل به سیمای درسی، همان گونه که حاشیه ملاعبدالله قرن ها این کار را کرد، بار دیگر ممکنست.

ضرورت های راهبردی همگرایی برای احیای سنت منطق

برای برون رفت از وضعیت فعلی و فعال سازی مجدد ظرفیتهای علوم عقلی، محورهای زیر به عنوان ضرورتهای راهبردی اجتناب ناپذیر پیشنهاد می شود:
گذر از جزیره گرایی علمی به شبکه پژوهشی مشترک: جهان اسلام برای پاسخ به مسایل پیچیده معاصر (مانند اخلاق کاربردی، فلسفه فناوری و معرفت شناسی تطبیقی) نیازمند تأسیس «پژوهشکده های مشترک منطقی و فلسفی» میان نخبگان حوزوی و دانشگاهی کشورهای اسلامی است. الگوی تاریخی همین پیوند میان مراکز خراسان، شیراز، اصفهان و نجف نشان میدهد که شبکه سازی علمی، شرط تولید نظریه ای است، نه محصول آن.
بازآفرینی جایگاه منطق از «درس مقدماتی» به «متدولوژی مستمر اجتهاد»: منطق نباید تنها در سالیان نخست طلبگی متوقف شود؛ بلکه باید به عنوان ابزار روش شناختی دائمی در تمام مراحل درس خارج (فقه و اصول) و پژوهش های علوم انسانی حضور فعال داشته باشد و «فنِ مواجهه روش مند با بحران های فکری و رسانه ای» تعریف مجدد گردد تا توان تحلیل و نقد آراء مختلف را به نسل جوان ببخشد.
اصلاح و بازمهندسی متون آموزشی با حفظ اصالت سنت: متون مرجعی چون حاشیه ملاعبدالله یزدی که به تأیید پژوهشگرانِ معاصر، احیای آن ضروری و در مقایسه با کتب دیگر برای تدریس اولویت دارد، باید با شیوه های نوین آموزشی، نمودارخوانی، حل معضلات عبارات و پیوند میان منطق سنتی و منطق کاربردی بازخوانی شوند تا هم عمق میراث گذشته حفظ شود و هم برای ذهن پژوهشگر امروزی کارآمد گردد. وجود ترجمه های فارسی و تصحیح های مقابله ای جدید از این اثر نشان میدهد زمینه این بازخوانی حالا فراهم است.
احیای فرهنگ نقد مستند و محترمانه (سنت حاشیه نویسی انتقادی): سنت حاشیه نویسی، در حقیقت تمرین «نقد سازنده، مستند و مبتنی بر برهان» است؛ همان سنتی که زنجیره تهذیب المنطق و حواشی پی درپی آنرا زنده نگاه داشت.
نهادینه سازی این فرهنگ در مجامع علمی امروز، از طریق برگزاری کرسی های نقد، نشست های تطبیقی میان منطق سنتی و فلسفه علم معاصر، و ایجاد حلقه های مطالعاتی مشترک میان طلاب و دانشجویان، بستر تولید نظریه های بومی و کارآمد را فراهم می سازد.
بطور خلاصه سعدالدین تفتازانی (درگذشته ۷۹۲ ق) رساله تهذیب المنطق و الکلام را با نام کامل غایة تهذیب الکلام فی تحریر المنطق و الکلام در سال ۷۸۹ ق به اختتام رساند؛ رساله ای که او آن را برای پسرش نوشت و از شروع با قصد تعلیم تألیف کرد و در شروع کتاب، آن را راهنمایی برای طالبان حقیقت معرفی نمود (ویکی فقه، الحاشیة علی تهذیب المنطق للتفتازانی ). علاقه بیشتر علما به حاشیه نسبت به اصل متن تهذیب، به جهت دقت و جامعیت آن، خود نشانه ای گویا از پویایی سنت نقد و تکمیل استاین پیوند متن و حاشیه میان یک عالم اهل سنت خراسانی و یک عالم شیعه ایرانی، نمونه گویای هم افزایی بین نسلی و بین مذهبی است: حاشیه ملاعبدالله را از مؤثرترین عوامل شهرت تهذیب المنطق تفتازانی دانسته اند و بر خودِ این حاشیه نیز حاشیه های فراوانی از چهره هایی چون عبدالرزاق لاهیجی و دیگران نوشته شده است. این سازوکار نشان میدهد که متون علمی جهان اسلام متعلق به یک جغرافیا یا فرقه خاص نیستند، بلکه میراث مشترک عقلانیت اسلامی اند که قابلیت گفتگوی میان مذاهبی و میان فرهنگی دارند. حال آنکه در سنت اصیل، منطق مهندسی صیانت ذهن از خطا بود، نه علمی تفننی. حجم گرایی و شتاب زدگی در فرآیند تحصیل: گرایش به پایان سریع تر دوره های مقدماتی و سطوح، سبب شده متون عمیقی چون حاشیه ملاعبدالله جای خود را به خلاصه نویسی های سطحی بدهند؛ متونی که روزگاری تسلط بر آنها سنجش گر عقلانیت و قدرت استدلال طلاب شناخته می شد و هیچ فقیه یا متکلمی بدون استقرار عمیق در این علوم، خود را واجد صلاحیت اجتهاد نمی دانست. گسست از مسائل فکری جهان مدرن: عدم به روزرسانی مسائل منطقی در مواجهه با منطق ریاضی، فلسفه های تحلیلی و شبهات جدید معرفت شناختی، این تلقی را در نسل جوان حوزوی پدید آورد که منطق سنتی کارآیی لازم را در حل مسائل عینی ندارد. پیامد این سه عامل، تحمیل هزینه ای مضاعف بر نظام اجتهاد و تبلیغ بوده است: از یک سو استدلال های فقهی و کلامی از دقت روش شناختی محروم می مانند و از جانب دیگر، پاسخ گویی به شبهات رسانه ای و معرفت شناختی عصر، به دستان کم تجربه در تحلیل منطقی سپرده می شود.
1405/08/06
18:32:04
5.0 / 5
6
تگهای خبر: آموزش , اسلام , اسلامی , پژوهش
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۴
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

عطر حرم