ماحوزی در نشست مسئولیت اجتماعی دانشگاه :

دانشگاه برای مواجهه با مسئله امر اجتماعی باید استقلال داشته باشد

دانشگاه برای مواجهه با مسئله امر اجتماعی باید استقلال داشته باشد عطر حرم: ماحوزی، استادیار دانشگاه اظهار داشت: دانشگاه باید در یكجا استقلال خودش را بیان كندو تا زمانی كه آزادی بیان نداشته باشد، نمی تواند در مواجهه با مسئله امر اجتماعی جسارت این را داشته باشد كه حرف بزند.


به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، نشست «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» با حضور زهرا پارسا پور مدیر كل دفتر سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و كارشناسان این دفتر رضا ماحوزی، ناصرالدین علی تقویان، محمدرضا كلاهی از اعضای هیات علمی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار گردید. ناصرالدین علی تقویان با اشاره به شكاف بین عینیت و ذهنیت اظهار داشت: شكافی كه بین ذهنیت و عینت، یعنی دانشگاه یا وزارت علوم ذهنیتی دارد فكر می كند كه همه چیز باید خوب سنجیده شود، اما عینیتی كه خودش هم در آن دخیل است بسیار با آن عینیت فاصله دارد. این انتقادات ظاهراً ابتدا به خودمان وارد است. این نكته مهم است كه به هر حال ما در ذهنیت فكر می كنم اما در عینیت ارتباطی حاصل نمی گردد، گویا كه ما شكست خوردیم و دانشگاه باید این شكست را مبحث اندیشه خود قرار بدهد. چرا شكست خوردیم و چرا مدام شكست می خوریم؟ وی اضافه كرد: مباحثی اخیراً در پژوهشكده با محوریت مفهوم «خود» صورت گرفته است. به نظر می رسد كه این «خود» است كه دچار شكاف شده است. یعنی ما در موقعیت های مختلف «خود»های مختلفی داریم و این «خودهای» مختلف ما را كلاً بی خود كرده است. پرسش این است كه دانشگاه در این بی خودسازی چه نقشی دارد؟ ظاهراً هیج برنامه منسجمی برای خود واحدی وجود ندارد. ظاهراً نظام آموزش به صورت كل باید این خودها را پرورش دهد. اما عملاً می بینیم كه شكست خورده است و ما دچار بحران در خود هستیم. وی با اشاره به چند نمونه از این بحران ها اظهار داشت: اخیراً پژوهش زیست فرهنگی استادان در این پژوهشكده انجام شده است.، این پژوهش نشان داده است كه استادان ما هم «خود» ندارند و فقط به دنبال این هستند كه امتیازهای ارتقایشان را پر كنند. یعنی موجودی بعنوان استاد می رود تا وظیفه خودسازی یا پرورش خویش را در دانشگاه انجام دهد، وقتی او خودش «خود»ندارد، چگونه می خواهد این كار را بكند؟ اما چرا به این صورت است؟ تقویان در ادامه اظهار داشت: این را در مقابل واقعیت دیگری بگیرید كه حداقل در نظام آموزش پیش از انقلاب یعنی از دهه ۳۰ به بعد اتفاقاتی در نظام آموزش رخ می دهد كه انگار دارد خودهایی شكل می گیرد. شما خود این افراد را در نحوه صحبت كردنشان می توانید ببینید. درصورتی كه الان خیلی از استادان را می بنیم كه نحوه صحیت كردنشان فرقی با آدم ها عادی ندارد. این نشانه دیگری از شكست یا شكافی كه در خود بوجود آمده است كه می گویم. این خودها خودهای شكسته، پاره پاره، تحقیر شده و تحقیر شونده است. فرهیختگی را به شكل های مختلف تحقیر می كنند. عضو هیات علمی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی اضافه كرد: بحران موجود حاصل شكست نظام آموزشی ماست. از اینجا من به مسئله ارزش می رسم. اما چرا دانشگاه ما نمی تواند فرهیخته تولید كند؟ اساساً دو مفهوم ارزش و فرهیختگی، چه ربطی به هم دارند؟ چگونه می گردد ارزش ها تولید و مصرف شوند؟ ظاهراً تنها ارزش هایی كه در دانشگاه های ما وجود دارد و گردش می كند، ارزش های كمی، مادی است. به تعبیری ارزش های تولید امتیاز و ثروت است. آیا فقط ارزش از همین سنخ است؟ طبیعتاً جواب منفی است. اما چرا ما همواره به سمت این ارزش ها یعنی اقتصادی پیش می رویم؟ چرا فقط این ارزش مسلط می شود؟ ما درباره خود ارزش هیج فكری نكردیم و خود ارزش ارزشش را برایمان از دست داده است. نیچه می گوید مسئله اصلی فلسفه نه هستی و نه شناخت است، بلكه ارزش است. باز مفهومی هم با عنوان واژگونی ارزش ها دارد و می گوید كه از این پس تمامی علوم می باید راه وظیفه آینده فیلسوف را هموار كنند و این وظیفه را چنین دریافته ایم كه كار فیلسوف حل مسئله ارزش هاست و رده بندی آنهاست. یعنی به نظر می رسد كه ما ارزش هایی از سنخ های مختلفی داریم. اینكه ما باید درباره رده بندی و نسبت این ارزش ها باید فكر نماییم، این كار نشده است و دانشگاه هم به این نپرداخه است. تقویان خاطرنشان كرد: شبكه پیوند و ربط ارزش ها به هم دچار اختلال است كه «خود» نمی تواند شكل بگیرد. «خود» یعنی كانونی كه نظام ارزش ها را متعادل می كند. یعنی می تواند تشخیص بدهد كه ارزش زیبایی، عدالت و حقیقت چیست و ربطشان با هم چیست؟ یعنی «خود» مجموع توانایی تشخیص این سه نوع ارزش است. اگر این «خود» شكل نگرفته باشد، باید دید كه یك فرد چگونه نتوانسته است كه این سه ارزش را در كنار هم در یك وجود جسمانی یا ذهن متعادل كند و نسبتش را با همدیگر روشن كند. در این پژوهش زیست فرهنگی استادان، نشان داده است كه استادان معیار مشخصی برای درك زیبایی ندارند. درك زیبایی یكی از عناصر پرورش «خود» است، وقتی استادی نتواند این عنصر را پرورش دهد، جایی از پرورش می لنگد. تنها چیزی كه باقی می ماند ارزش های اقتصادی می باشد و این ارزش ها برحقیقت سایه می افكند. وی در انتها اظهار داشت: اما خود مسئولان دانشگاه در این زمینه چه كار كرده اند. مدام گفته می گردد كه برای دانشگاه نهادهای دیگر تصمیم می گیرند. اما اگر این را كنار بگذاریم، جاهایی كه دست خود ما مسئولان دانشگاه است، نشان داده است كه بد عمل كرده ایم. به صورت مثال نظام ارتقا و رتبه بندی دانشگاهی دست خود ما بود. به نظرم این طرح ها زائیده همان «خود» است. نظام رتبه بندی یك گرته برداری بسیار بد از جاهای دیگر است. این طرح، استادان را در چرخه معیوب و نامطلوبی قرار می دهد كه دوباره فرایند حاكمیت ارزش های اقتصادی را بر ارزش های دیگر ادامه می دهد. آیا دانشگاه مسئولیت خودش را در مقابل خودش انجام داده است؟ كه بتواند به مسولیت اجتماعی بپردازد.نقش معاونت فرهنگی وزارت علوم در نظام رتبه بندی چه بوده است؟ در ادامه رضا ماحوزی با اشاره به اینكه بحث مسئولیت اجتماعی موضوعی مهمی است كه از زاویه های مختلف می توان بدان پرداخت، از زاویه رساله نزاع دانشكده های كانت این مورد را مورد تحلیل قرار داد. به قول وی: برای كانت این پرسش مطرح است كه چرا دانشگاه باید باشد؟ و اگر نباشد چه اتفاقی می افتد؟ هرچند بعضی از بحث های كانت بی ارتباط با زمانه ما است اما بعضی از سخنان وی امروزه هم به كار ما می آیند. ازاین رو بازخوانی این رساله برای ما ایرانیان خالی از وجه نخواهد بود. شاید بنابراین هم بود كه به ترجمه آن پرداختم و در مقدمه آن گفته ام كه چرا ما ایرانیان باید این رساله را بخوانیم؟ وی اضافه كرد: كانت به سبك نقد عقل محض، از جامعه به سمت دانشگاه رفته و می پرسد برای داشتن یك جامعه خوب و موافق عقل و اخلاق و صلح و پیشرفت، چگونه دانشگاهی باید داشته باشیم. كانت برای پاسخ به این پرسش سه حالت را برای آینده جوامع درنظر گرفته است بدین نحو كه جوامع، یا رو به سمت پیشرفت دارند و یا رو به سمت پسرفت و یا در جا می زنند. او با تحلیل هر سه وضعیت و توابع و عواقب هر كدام، در نهایت مدعی است جوامع روبه سوی پیشرفت دارند اما در این راه موانع بسیاری است كه باید با شناسایی و برنامه ریزی دقیق از آنها رد شد. به این معنا ایشان متوجه است كه این جامعه رو به جلو دائماً به موانع برمی خورد و نظام آموزش باید به شناسایی و برداشتن این موانع كمك نماید. این طرح كلی كانت است. ماحوزی تصریح كرد: كانت هم در رساله آموزش و پرورش و هم در رساله نزاع دانشكده ها تلاش می كند از زاویه دید یك فیلسوف مانع شناسی كند و متناسب با آن موانع، مسئولیت اجتماعی دانشگاه را بیان كند. بنابراین مسأله این است مسئولیت اجتماعی دانشگاه در ارتباط با حذف این موانع چیست و اقدام عملی این نهاد قدیمی كه باید تغییر رویه دهد چگونه باید باشد؟ كانت متوجه است كه سه حوزه دیانت، قوانین و سلامت، عهده دار حیات عملی مردم است و حكومت با استفاده از یه دانشكده متولی این سه شاخه، بر مردم حكومت می كند. بدین ترتیب دانشكده الهیات و حوزه دیانت افكار مردم و نبض عمومی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد. دانشكده حقوق و حوزه قوانین عمومی و وكالت به تدوین قوانین در جامعه اهتمام دارد و مقررات حوزه عمومی و خصوصی مردم و ازادی های آن ها را معین می دارد و دانشكده پزشكی سلامت جسمی و تندرستی و نشاطی كه جامعه باید از آن برخوردار باشد را تأمین می كند. به عقیده كانت در وضع موجود هر این سه حوزه متخصصان و شاغلین را حسب خواست حكومت تربیت می كنند و حاكمیت هم در بهترین وضعیت حفظ وضعیت موجود را می خواهد و نه تغییر آن را. به این معنا، خود خواست حكومت در خصوص حفظ وضعیت موجود و مقاومت در برابر ابداع و تغییر و در نتیجه تربیت انسان هایی برای حفظ وضعیت فعلی، مانع اصلی تغییر و حركت به سمت جامعه عقلانی و اخلاقی و آزاد است. بر همین مبنا هم حكومت به سیاست اداری و آموزشی دانشگاه ورود كرده و خواست خویش را بر دانشگاه تحمیل می كند و به تدوین مرامنامه و اساس نامه دانشگاه اقدام می ورزد. وی اضافه كرد: كانت در مقابل این وابستگی و عدم استقلال، خواستار تغییر مناسبات دانشگاه و جامعه است. وی در این پیشنهاد، به جامعه دیگرگونی می اندیشد كه در آن افراد ذیل تعهد و شخصیت شهروندیشان، مشاركتی عام در تأمین رفاه و صلح دارند و با نظر به خیر اعلا بعنوان عالی ترین مقصدی كه بشریت باید بدان توجه داشته باشد، به تدریج به سمت آزادی عقلانی و عقل عملی محض قدم برمی دارند. برای رسیدن به چنین جامعه ای كانت خواهان آن است كه نظام آموزش تغییر رویه دهد. باری این كار لازم است در گام اول دانشگاه با حكومت وارد گفتگو شود تا به ازادی دانشگاه تن دهد و این آزادی را در نفع خود بداند. گفتگویی كه به حكومت می گوید برای كسب بیشترین تسلط بر اتباع خود، بهتر است كدامین سیاست عقلانی را در پیش گیرد و در مواجهه با هر یك از این سه حوزه عملی، چگونه رفتار كند. اگر خیر جامعه در رفتن به سمت عقلانیت، مشاركت و اخلاقیت و آزادی است، قاعدتاً حكومت باید این خیر را بپذیرد و همچون مانعی در راه خیر عمومی جلوه نكند. به عقیده كانت، طرح كلی این گفتگو و سیاستی كه حكومت و دانشگاه باید اتخاذ كنند بر عهده دانشكده ای در دانشگاه است كه باید بطوركلی از حكومت مستقل باشد و آزادانه چه در بیان و چه در نشر دیدگاه های خود در چارچوب دانشگاه اقدام نماید. این دانشكده، دانشكده فلسفه است. ایشان در ادامه خاطرنشان كرد: در شرایط فعلی دانشكده فلسفه، اتاق های فكر انتقادی در دانشگاه ها و نهادهای تصمیم گیرنده وزارت علوم و دانشگاه ها است. كار این دانشكده و اتاق های فكر، رصد و شناسایی موانع عقلانیت و رفاه و صلح و اخلاقیت در سطح جامعه و نقش و كاركرد دانشگاه در رفع موانع مذكور است. این اتاق های منتقد باید چشم انداز تغییر را جلو پای دانشگاه ها بگذارند و بگویند كه هركدام از این دانشكده ها برای این تغییر چگونه مجاهدتی باید داشته باشند. لازمه این امر هم مستقل بودن دانشگاه است. به این معنا، اگر نظام نامه دانشگاه ها توسط حكومت و مراجع برون دانشگاهی نوشته شود و دانشگاه ها در اعلام نظر خود ترس و لرز داشته باشند و فاقد استقلال و خودآیینی لازم باشند، نمی توانند آینده مطلوب و لوازم آن را با شجاعت ترسیم كنند و از نهادهای تصمیم گیرنده نوع خاصی از سیاست و رفتار را طلب كنند. ماحوزی در ادامه اضافه كرد: این اتفاقی است كه كانت به آن خود اندیشی دانشگاه می گوید. به این معنا كه بجای آنكه دانشگاه از بیرون مورد تأمل قرار بگیرد و مبحث سیاستگذاری باشد، از درون مورد تأمل قرار گرفته و خود به خود بیندیشد و بگوید من كیستم و چه نسبتی با آینده، جامعه، حكومت و علم دارم. ماحوزی در تطبیق این شاكله كانتی بر دانشگاه های معاصر ایران بیان داشت: ما از دهه چهل به بعد دو بار در دانشگاه هایمان خواستار تغییر بوده ایم؛ یك بار در جریان انقلاب سفید و یكبار در جریان انقلاب فرهنگی. در هر دو بار خواست تغییر از بیرون بوده و بنابراین دانشگاه های ما باوجود توجه به تغییرات اجتماعی، از درون به مبحث تغییر نیندیشیده و بنابراین ابزار حكومت و حاكمیت بوده اند. به این معنا، در هر دو مقطع دانشگاه های ما فاقد استقلال و خودآیینی لازم بوده و بنابراین نتوانسته اند در قبال عواقب و نتایج تغییرات بزرگ اجتماعی در هر دو مقطع موضعی انتقادی و سازنده داشته باشند و خویش را به مثابه یك نهاد مستقل، از گزند مطالبات مراجع بیرونی بركنار دارند. این پژوهشگر خاطرنشان كرد: این طرح كانتی درباب دانشگاه خواستار استقلال و آماده ساختن اذهان فارغالتحصیلان برای تغییراتی گشوده و باز است و نه صرفاً تغییراتی در چارچوب های تعیین شده. بنابراین اگر دانشگاه می خواهد درباره تغییر جامعه حرف بزند باید مستقل باشد و از زاویه خودش به مسئولیت اجتماعی نگاه كند. باآنكه برخی بر این باورند كه هرگونه مرز كشیدن میان دانشگاه و غیر دانشگاه سر از یك نوع ذات گرایی و در نتیجه تفكرات ایدئولوژیك درمی آورد و بنابراین برای دفع تفكرات ایدئولوژیك و چارچوب دارد باید از این مرزگذاری ها احتراز ورزید و اجازه داد دانش و دانشگاه در ارتباط با امر اجتماعی، خویش را بازسازی كند اما باید توجه داشت كه در جامعه ای كه هنوز درگیر خیلی از مناسبات بسته فكری و رفتاری است و رهایی آرمانی حاصل نیامده برای آن است، و بنابراین این جامعه هنوز یك جامعه آزاد نیست، مناسبات آزاد دانشگاه با چنین جامعه ای ممكن است سر از كژكاركردی درآورد و در نتیجه به همان موانعی برخورد كه تلاش در احتراز از آن ها داشت. معاون اداری- مالی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: ازاین رو من برای دانشگاه های خودمان ادعای كانتی در خصوص استقلال دانشگاه به نیت خوداندیشی را خالی از وجه نمی بینم. دانشگاه باید یكجا استقلال خویش را بیان كند و تا زمانی كه آزادی بیان نداشته باشد، نمی تواند در مواجهه با امر اجتماعی جسورانه حرف هایی بزند كه تعیین كننده خط مشی های آینده باشد. بنابراین اگر دانشگاه بخواهد این گام را بردارد، باید با حكومت و حوزه عمومی وارد گفتگو شود و آن ها را متقاعد سازد كه استقلال دانشگاه به نفع خود آن ها هم خواهد بود زیرا اهتمام جدی دانشگاه به علم و حقیقت و اخلاق و عقلانیت، روشن كننده چراغی است كه در پرتو آن همگان می توانند در روشنایی گام بردارند. در گام بعد است كه این دانشگاه مستقل می تواند آزادانه درباره امر اجتماعی داوری كند و با آن مرتبط شود. در وضعیت فعلی، دانشگاه های ما قوت داوری ندارد. وی افزود: بازخوانی نزاع دانشكده ها، به ما كمك می نماید اندكی جدی تر درباره دانشگاه بیندیشیم و راهكارهای تغییر را از زوایه ای دیگر مورد تأمل قرار دهیم. تصمیم برای تغییر مستلزم خوداندیشی است. و این خود اندیشی تا زمانی كه دانشگاه های ما وابسته به نهادهای بیرون از دانشگاه باشند محقق نمی گردد. مسلماً ما به مراكزی برای اندیشیدن نیاز داریم تا درباره سه حوزه مورد اشاره كانت و دیگر حوزه هایی كه حیات عملی مردم را تمشیت می كنند، فارغ التحصیلانی را تربیت نماییم كه در مقابل موانع پیش روی ارزش های عقلانی به راه حل بیندیشند و در مقابل تغییر خود مانعی نباشند و بپذیرند كه فرانید تغییر تدریجی، آرام و بی توقف است. جامعه ای كه ظرفیت پذیرش تغییر را نداشته باشد در مقابل هر تغییری واكنش نشان داده است. ازاین رو یكی از مسئولیت های بزرگ دانشگاه آماده كردن اذهان برای امر تغییر است. بعد از ماحوزی، پارساپور با اشاره به تاریخچه مسئولیت اجتماعی دانشگاه ها در جهان اظهار داشت: چه می گردد كه در خود آلمان كه نگاه به دانشگاه كه مبتنی بر آموزش وپرورش دانشجو است به نگاهی كه در انگلیس كه تكیه بر اخلاق است سوق داده می گردد و فكر دانشجو پرورش پیدا كند تا بعدها بتواند با جامعه خودش ارتباط سالمی داشته باشد. به آن سیستم آمریكایی كشیده می گردد كه درواقع دانشگاه موظف می گردد كه خودش را نسبت به نیازهای جامعه متعهد بداند. حقیقت چند عامل است كه فكر می كنم به همین دلایل هم در كشور ما این اتفاق می افتد و حتی اگر سازمانی متولی آن نباشد دانشگاه خودشان به این سمت حركت می كنند. من در برخی از دانشگاه ها می بینم كه خودشان این كار را عملاً انجام می دهند اما چون سازمان دهی نشده و پشتیبان ندارند و ازلحاظ حقوقی مسئله حل نشده كار ناقص و ناتمام می ماند اما واقعیت است كه با هركدام كه صحبت می كنید می ببنید كه به این نتیجه رسیده اند. وی اضافه كرد: بحث دیگر بحث افزایش دانشجو است كه در كشور اتفاق افتاده و در غرب هم این مسئله را می بینیم. این حجم دانشجو در آینده باید وارد جامعه شود و طبیعی است كه سازمان های دولتی گنجایش این همه را برای كار نخواهند داشت. درنتیجه دانشجو باید در جامعه كارش را تعریف كند. بیل گیتس می گوید كه در آینده ۵۷ درصد از مشاغل افراد مشاغل مستقل بدون وابستگی به هیچ نهادی هستند. به همین خاطر تاكید می كند كه در دانشگاه باید افراد مستقلی را بار بیاوریم كه این افراد وقتی در جامعه رها شدند بتوانند بافكرشان نیازها را پیدا كنند و خدمت ارائه نمایند. تا در دانشگاه ما این اتفاق نیفتد و چنین پروسه ای را دانشجو در خود دانشگاه تجربه نكند و با نیازهای جامعه آشنا نشود و یاد نگیرد كه چگونه به این نیازها پاسخ بدهد مطمئناً وقتی وارد جامعه می گردد دچار سردرگمی می گردد یعنی همین اتفاقی كه در جامعه افتاده است. پارساپور اظهار داشت: بركت دیگر این شبكه ها این است كه دانشگاه محل تلاقی جامعه و دولت قرار می دهد و سالم می باشد. ازاین رو وقتی كه دانشگاه مركزیت پیدا كند ناخودآگاه شركت ها و ارگان هایی كه در دانشگاه حضور می یابند و گزارش می خواهند علمی تر و اخلاقی تر عمل می كنند و سالم تر می گردد. این تجربه را دوستان هم داشتند و می گفتند كه وقتی مسئولین وقتی به پای میز گفتگو می نشینند ناخودآگاه به سمت جبران اشتباه ها و احتمالاً بی اخلاقی هایی كه انجام شده می روند ازاین رو این محل تلاقی شدن برای دانشگاه نعمت است و به دانشگاه مرجعیت می بخشد یعنی همان چیزی كه امروزه كم شده است. در كاهش صدمه های اجتماعی این ارتباط بسیار مؤثر خواهد بود تجربه كشورهای دیگر نشان داده است كه ناخودآگاه این شبكه ها به سمت معضلات و صدمه های اجتماعی پیش می روند. اساساً بعضی از این ها برای كاهش این صدمه ها طراحی می گردد. مدیر كل دفتر سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تصریح كرد: جامعه روزبه روز به سمت تخصصی شدن پیش می رود است و نیازهایش به مشاوره بیشتر می گردد. درنتیجه دانشگاه ها را به سمتی می كشاند كه نسبت به این نیازها بی تفاوت نباشند. دانشگاه ها باید نسبت به این نیازها بی توجه نباشند و خودشان را برای پاسخ به آن ها آماده كنند. وی خاطرنشان كرد: دانشكده ها و پژوهشكده هایی كه نتوانند این نیازها را پاسخگو باشند و تنها در عرضه مدرك فعالیت داشته باشند نقششان در آینده بسیار كم خواهد شد. این اتفاقی است كه دیر یا زود می افتد. فایده این دانشگاه ها برای عموم مردم كه مالیات پرداخت می كنند و درواقع هزینه این دانشگاه را می پردازند چیست؟ از طرفی بودجه هایی را كه به خودشان اختصاص می دهند با پرسش های بسیار مواجهه می گردد و همان اتفاقی كه در غرب و درنهایت پیش بینی می گردد كه رشته های دانشگاهی بیشتر گسترش پیدا كنند مانند رشته های مهندسی، اقتصاد آینده درخشان تری دارند و برعكس رشته هایی مانند فلسفه كه نگاه كلاسیكی كه در این رشته هاست این رشته ها را به سمت تحقیقات بنیادی می كشاند كه معمولاً فارغ از مسائل جامعه است و بیشتر انتزاعی هستند. هرچند من وجود آن رشته ها و تحقیقات را بسیار برای جامعه ضروری می بینم. و دولت باید كمك های بلاعوض به آن ها پرداخت كند. تا آن بخش از علم هم مغفول نماند. وی در انتها اضافه كرد: این شبكه یك لزوم تاریخ است كه دیر یا زود تعریف دانشگاه های ما تغییر می كند و متحول می شوند پس چه بهتر كه این دگرگونی در نقش و این تغییرات آگاهانه باشد تا بسترسازی های علمی صورت گیرد.

1396/12/15
14:06:51
5.0 / 5
4334
تگهای خبر: دین , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۵
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس