در گفتگو با مهر عنوان شد؛

تكاپوی جامعه غیرشیعی به دنبال انقلاب علمی امام صادق(ع)

تكاپوی جامعه غیرشیعی به دنبال انقلاب علمی امام صادق(ع) عطر حرم: یك كارشناس علوم دینی و تاریخ اسلام اظهار داشت: در دوران امام باقر و امام صادق علیهم السلام در فضای مخالفین شیعه و رقبای شیعه هم تكاپوی علمی فوق العاده ای برپا می گردد.



خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: هرچند امام صادق(ع) به صفت «صادق» شهره هستند، اما خصوصیت بارز ایشان و تأثیری كه در جامعه بر جای گذاشتند، به علت انقلابی بود كه در زمینه های علمی تولید كردند. در دوران امامت ایشان و پدر بزرگوارشان، امام باقر(ع)، درس و بحث علمی رونق یافت، تاجایی كه جامعه غیرشیعی را هم تحت تأثیر قرار داد.
در این خصوص با علی عباس آبادی، كارشناس علوم دینی و تاریخ اسلام به گفتگو نشستیم؛*امام صادق (ع) چه جایگاهی در بین ائمه(ع) دارند؟
ما در روایات متعددی داریم كه همه ائمه از یك نور و طینت خلق شدند. حقیقت وجودی شان یك حقیقت است، نورشان یك نور است وجود مبارك پیامبر(ص) فرمودند "فی كنت انا و علی نورا واحدا"، من و علی بن ابی طالب یك نور بودیم كه در پشت ها و رحم ها با هم سیر می كردیم. شیخ صدوق این روایت را در معانی الاخبار نقل می كند كه نور من و علی بن ابی طالب در پشت عبدالمطلب از هم جدا شد، خداوند نور مرا در حضرت عبدالله قرار داد نور علی بن ابی طالب در حضرت ابوطالب قرار گرفت. یك نور و یك حقیقت بودیم. در ائمه بعدی همان نور است كه سیر می كند و در هر امامی تجلی می كند پس حقیقت همه ائمه نور واحد است اما هر امامی به یك جلوه و صفتی ظهور و بروز پیدا می كند و حقیقت آن امام در آن صفت تجلی می كند.*امام صادق(ع) در چه صفتی ظهور داشتند؟
مرحوم شیخ صدوق در معانی الاخبار روایتی نقل می كنند؛ امام صادق گفته اند، چونكه یك جعفر بن علی در زمان حضرت بود یا پس از حضرت بود كه امام فتحیه دوم بود و به جهت اینكه این جعفر با آن جعفر اشتباه نشود به حضرت می گفتند جعفرِ صادق یعنی آن جعفری كه راستگوست و به راستی امام است، در مقابل آن جعفر كه جعفر كاذب و دروغگوست و خویش را به دروغ امام از سوی خدا نامیده است، اما امام نیست. در ایشان ماندگار شده اما آن صفتی و جلوه ای كه در امام صادق(ع) خیلی تجلی دارد، علم آن حضرت است. دانش و علمی كه آن حضرت در جامعه فرهنگی اسلام و در امت اسلامی پخش كردند و گستراندند.
واقعاً گزافه نیست كه بگوییم امام باقر(ع) و بعد امام صادق(ع)، یك انقلاب فرهنگی و علمی به پا كردند. در دوران امام سجاد(ع) پس از عاشورا آن خفقان سختی كه در دولت بنی امیه و بنی مروان حاكم بود، اصلاً اجازه تنفس به ائمه و به دوستان ائمه داده نمی شد كه بتوانند فرهنگ تشیع و در حقیقت فرهنگ ناب اسلامی و فرهنگ ناب محمدی را ترویج كنند و توسعه دهند. در آن دوران سخت حدود سی و چهار سالی كه امام سجاد(ع) رهبری جامعه شیعه را برعهده داشتند واقعا یكی از دوران های سخت و پر خفقانی است كه بر ائمه گذشت. بنابراین یك روایتی در كتاب شریف كافی نقل شده است كه در آن روایت، امام صادق(ع) می فرمایند: پیش از اینكه امام باقر(ع) به امامت برسند شیعیان بودند اما شیعیانی كه مناسك حجشان را بلد نبودند حلال و حرام و احكام ظاهری شان را هم بلد نبودند، بلكه حتی در احكامشان محتاج به دستگاه فرهنگی رقیب و دستگاه فرهنگی مقابل بودند تا اینكه امام باقر(ع) به امامت رسیدند.
در دوران امامت امام باقر(ع) و بعد هم در دوران امامت امام صادق(ع)، حضرت برای آنها علوم را باز كردند. اینكه امام باقر(ع)، باقرالعلوم و شكافنده علوم هستند، علوم را شكافتند و باز كردند و حلال و حرام را روشن كردند. به دنبال این انقلاب فرهنگی و علمی كار به جایی رسید كه شیعیان كه برای مناسك خود محتاج دیگران بودند، حالا محتاج شیعیان و خاندان بودند تا علوم را از آنها بیاموزند. این كار بزرگی بود كه امام باقر و امام صادق در چند نسل انجام دادند. اینكه گفته اند امام صادق رییس مذهب شیعه است و اینكه مذهب ما را مذهب جعفری نامیدند دلایلی دارد. دلایل متعددی می توان برایش برشمرد یكی از آنها اینكه عمده روایاتی كه به ما رسیده از این وجود نورانی و از وجود مبارك امام باقر است كه یك دستگاه و یك نظام فرهنگی مستقل برای دوستان خاندان و شیعیان برپا كردند كه بی نیاز از غیر باشد.*امام باقر و امام صادق در این انقلاب علمی چه كردند؟
فقط من به جلوه كوتاهی از ایشان اشاره كنم و آن اینكه در دوران امام باقر(ع) و بعد هم مخصوصاً در دوران امام صادق(ع) تربیت نسل هایی از شاگردان و راویان حدیث را شروع كردند كه هر راوی حدیثی واقعاً یك عالم بود كه می آمد پای درس امام صادق(ع) سالها در خدمت حضرت تلمذ می كرد و درس یاد می گرفت و آن وقت آن احادیثی كه از حضرت شنیده بود و گردآوری كرده بود در كتاب ها می نوشتند و با اجازه حضرت آنها را در مناطق مختلف پخش می كردند و به دیگران یاد می دادند.
بزرگانی از علمای غیر شیعه پای درس امام صادق(ع) حاضر می شدند. معروف است كه دو تن از روسای مذاهب چهارگانه اهل سنت، شاگرد مستقیم حضرت بودند. مالك بن انس و ابوحنیفه كه این دو شاگردی امام صادق را كردند و پای درس حضرت حدیث آموختند. مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارشاد نقل می كنند كه چهار هزار نفر در پای درس آن حضرت حاضر می شدند. از این چهار هزار نفر بیش از سیصد نفر راوی حدیث بودند. یعنی در كتاب فهرست نجاشی كه اسم كسانی را كه می آورد كه كتاب می نوشتند و احادیث را در كتاب گردآوری می كردند بیش از سیصد نفر شایدسیصد و سی چهل نفر را اسم می آورد كه اینها راویان از امام صادق(ع) هستند. حدود پانصد كتاب برای اینها نقل می كند.
در كتاب فهرست نجاشی كه این حدود سیصد و اندی راوی نزدیك به پانصد كتاب نوشتند شما در نظر بگیرید چیزی حدود هزار سال پیش هزار و دویست سال پیش در اوضاع فرهنگی آن روز كمبودهای آن روز حدود پانصد كتاب در زمان حیات امام صادق نوشته شد. كسانی كه احادیث حضرت را می نوشتند و دسته بندی می كردند، در قالب های مختلف به انواع مختلف آنها را پخش می كردند. همه این ها تحت نظارت حضرت و با طرح و برنامه حضرت انجام می شد. یعنی برنامه حضرت این بود كه این افراد تربیت شوند، حدیث پژوه شوند، احكام پژوه شوند. برخی از آنها در فقه، بعضی در عقاید و هر كدام در یك فنی مسلط شوند بعد در اقصا نقاط امت بزرگ اسلامی به ترویج معارف بپردارند.*آیا انقلاب علمی ایشان در غیرشیعه هم اثرگذار بود؟ جهش علمی كه ایشان تولید كردند، چه دامنه ای داشت؟
به تعبیر یكی از اساتید بزرگوار می فرمودند شما اگر می خواهید ببینید امام صادق(ع) چه كردند باید ببینید فضای فرهنگی غیر شیعه و فضای فرهنگی اهل سنت قبل از امام صادق چگونه بود و پس از امام صادق چه شد. واقعاً در فضای فرهنگی غیر شیعه هم یك انقلاب صورت گرفت و این انقلاب از دو جهت بود. یكی معارفی كه خود امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در اختیار امت اسلام قرار دادند كه غیر شیعه هم از آن معارف استفاده می كردند و جهت دیگر اینكه وقتی شما یك حركت و یك جنبش علمی برپا كنید، دیگران هم كه شاید تابع مكتب شما نباشند، به تكاپو می افتند و فضای علمی گرم می گردد. فضای درس و بحث و ترجمه و تألیف و تدریس داغ می گردد و حركت علمی به همه جا سرایت می كند. بنابراین در دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام مخصوصاً پس از این دو شخصیت ارزشمند، در فضای مخالفین شیعه و رقبای شیعه هم تكاپوی علمی فوق العاده ای برپا می گردد.
علومی كه امام صادق(ع) داشتند علومی نبود كه از درس و مدرسه و استاد و كتاب آموخته باشند. گاهی به امام صادق تهمت می زندند و می گفتند از دهن این و آن حرف در می آورد و می گوید و حرف های خودشان نیست. در واقع حرف های دیگران را نقل می كنند. اینها عین كذب و تهمت بود. اصلاً كسی نبود كه در این محتواها و فضاهای علمی در این حد و حدود باشد كه بخواهد استاد امام صادق (ع) باشد. منشا علم امام بر طبق روایات دو چیز است یا از طریق وراثت یا از طریق تحدیث یعنی یا علومی كه از پدران خودشان به ارث می بردند. كتاب هایی مثل كتاب جامعه، مصحف فاطمه(س)، كتاب علی(ع)، مانند بقیه آثاری كه از پدران خود به ارث می بردند. گاهی آنها را به اصحاب نشان می دادند، گاهی از روی آنها مطالبی نقل می كردند كه اینها املا پیغمبر یا املای دیگر معصومان بود. گاهی هم برخی از این علومشان را از طریق تحدیث به دست می آوردند یعنی فرشتگانی مثل جبرئیل حقایقی را به قلب امام الهام می كردند و امام هر وقت می خواستند نسبت به مطلبی آگاهی پیدا كنند به قلب خود رجوع می كردند و از این طرق غیبی و ملكوتی عالم می شدند. البته علم امام هم علم خاصی است. علم امام مثل علوم عادی نیست كه خیال نماییم امام یك دانشمند خیلی بزرگ مثل بقیه دانشمندان است. جنس علم امام و حقیقت علم امام با علوم عادی كه در افراد عادی و در دانشمندان عادی هست، تفاوت دارد. این حقیقت در امام به شكل متفاوتی تجلی پیدا می كند، اما آن علم نزول و هبوط پیدا می كند و مطابق فهم و عقل اهل آن زمان در اختیار آنها قرار می گیرد. اما این نازله علم امام است. حقیقت علم امام قابل تحمل برای كسی نیست. امیرالمومنین دست گذاشتند روی سینه مباركشان و فرمودند: در این سینه من علم متراكم و دانش انبوهی نهفته است، كاش كسی را پیدا می كردم كه بتواند این علوم را بردارد اما كسی را پیدا نمی كنم.

1397/04/19
13:33:13
5.0 / 5
4736
تگهای خبر: ائمه , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۵
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس