رسول جعفریان تشریح كرد؛

چرا با طب سنتی -اسلامی و مقولات تركیبی علم و دین مخالفم؟

چرا با طب سنتی -اسلامی و مقولات تركیبی علم و دین مخالفم؟ به گزارش عطر حرم رسول جعفریان نوشت: آنچه بنده را به نتایجی برای مخالف با طب سنتی رسانده است، اساساً خود این بحث نبوده است. بلكه در درجه نخست، حساسیت من، روی بحث رابطه علم و دین در تمدن اسلامی بود.


به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، حجت الاسلام رسول جعفریان رئیس كتابخانه مركزی و مركز اسناد دانشگاه تهران در یادداشتی به این بحث پرداخته است كه چرا با طب سنتی ـ اسلامی و مقولات تركیبی «علم و دین» مخالف است: آنچه بنده را به نتایجی برای مخالف با طب سنتی رسانده است، اساساً خود این بحث نبوده است. بلكه در درجه نخست، حساسیت من، روی بحث رابطه علم و دین در تمدن اسلامی بود. بحث مهمی كه به نظرم، می بایست درباره آن، تحقیقات تازه ای مبتنی بر میراث مخطوط و بازخوانی متون گذشته داشته باشیم. كاری كه روشنفكران عرب به شدت دنبال آن هستند. درگذشته بخشی از این ماجرا، به دانش نجوم و بخشی هم به طب و سپس به شبه علم هایی مانند طلسمات، كیمیا و جز آن هم مربوط بود. سوال این بود: چه مقدار نظریات علمی جهانشناسانه در متون دینی هست؟ آنچه ما از آنچه درك می نماییم، و تلاش می نماییم اثبات نماییم، اگر با دانش های تجربی روبرو شده، باید با آنها چه كنیم؟ مثال ساده آن، بحثی است كه رشید الدین فضل الله در اوائل قرن هشتم، درباره «الی الارض كیف سطحت» دارد و رساله ای درباره توافق دادن این آیه با آنچه از منجمان و طبیعیون درباره كروی بودن ارض است، بیان می كند. از این قبیل، در تاریخ علم كلام، فراوان است، چنان كه در تفاسیر هم. نقطه تلاقی دانش تجربی با دین ازاین رو این بحث قدیمی است و مسلماً شناخت آن احتیاج به آشنایی جدی با نظریات مدرن درباره فلسفه و ماهیت علم دارد، اما در مرحله اول ما در شكل ساده آن، نیازمند شناخت مصادیقی از گذشته و حال هستیم كه نقطه تلاقی دانش تجربی [درگذشته یونانی و بعد غربی] با دین بوده است. این مشكل را فرنگی ها هم داشته اند و شاید هزاران كتاب در این عرصه نوشته باشند، آن هم از قرن شانزدهم به بعد و تابحال هم. در واقع آنجا هم تمام شده نیست. به خصوص در قرن بیستم؛ فیزیك عمده میدان این تلاقی بوده است. علاقه شخصی من به موارد تاریخی از این تلاقی ها بود و برای نخستین بار، وقتی «عجایب المخلوقات» طوسی را خواندم، به روشنی این تلاقی و آثار منفی آنرا بر دین و علم دیدم. مدتی قبل یك رساله در جهانشناسی طبیعی از شیروانی - استاد آقا حسین خوانساری - چاپ كردم كه در آن می كوشد تا جهانشناسی یونانی را با روایات شیعی پیوند بدهد. در آنجا به روشنی می فهمد كه خیلی از مطالب جهانشناسی یونانی كه از قضا درباره باد و باران تجربی هم هست. با ظواهر بعضی از روایات ناسازگار است و راه حلهایی برای جمع آنها داده و گاه مجبور شده است تجربه یونانی را انكار و روایتی را بپذیرد. وقتی می گوییم عقب مانده هستیم این فعالیت ها كما بیش ادامه داشت تا اینكه علم غربی آمد. همه ما می دانیم در این زمینه، همگی گرفتار بهت زدگی و حیرت شدیم و از دویست سال پیش به این طرف، هر روز شاهد پیشرفت های علمی مهمی در عرصه تمدنی بوده ایم، پیشرفت هایی كه ما نسبت به آنها، عقب مانده هستیم [با شرمندگی: به صورتی كه همین اواخر، به سبب تحریم ها، نتوانستیم ال نودهای ثبت نامی مردم را تحویل دهیم و ناچار دنبال تحویل پراید به جای آن بودیم]. بیایید این مسائل را شوخی نگیریم. این دانشی است كه پیش رفته است. ما چه كرده ایم؟ به نظرم وقتی در عثمانی با چاپ مخالفت شد، ما در ایران با آن مخالفت نكردیم. این یك نكته مهمی ست. نكته دوم اینكه در ایران مراجع درجه اول با علم جدید مخالفت نكردند. اما مشكل، بر سر یك مشت منبری و نویسنده عمومی بود كه وارد میدان شدند و مرتب گفتند كه دین، هم نجوم دارد، هم طب دارد و هم همه این مطالب قبلا در روایت آمده است. گفتند حرمت موسیقی به خاطر تأثیری است كه بر اعصاب و روان می گذارد و جنبه های لهو و لعب را شرح علمی كردند. با افتخار باید اظهار داشت: تا آنجا كه می دانیم، هیچ وقت، در رساله های علمای ما از هزار سال به این طرف، بحثی از نجوم و طب و اسلامی بودن آنها نشده بود. حتی خیلی از كتابهای روایی كهن ما، باب طب و نجوم نداشت. آنها كه كوشش كردند نجوم اسلامی درست كنند البته زمان صفویه، عده ای از روحانیون اصفهان، كوشش كردند نجوم اسلامی درست كنند و ضد منجمان سنتی قیام كردند. برخی استدلالهایشان هم درست بود، چون منجمان سنتی هم با اعتقاد به احكام نجومی كه نه دلیل عقلی داشت نه تجربی و نه شرعی، شورَش را درآورده بودند. اما اینها هم با علم اختیارات، خواستند نجوم اسلامی درست كنند و «مجلسی» چندین اختیارات برای شاه سلیمان و شاه سلطان حسین نوشت و«فیض» هم و دیگران از لشگر خاتون آبادی هم. در عصر قاجار، اوائل كه علم جدید آمد، كسی از مراجع با آنها در نیفتاد، ولی روحانیون درجه دو در محلات و شهرها، گاهی مخالفت می كردند و در این زمینه، مخالفت هایی را با دارالفنون گوشزد می كنند. حقیقت آن است كه خیلی از علمای مخالف هم، نه به خاطر اصل علم، به خاطر فرنگی مآبی، لباس پوشیدن و بعضی از مسائل حاشیه ای با این نهادها درگیر شدند. عالمان بزرگی هم كه ضد سلطه كفار بودند، نگران تسلط غربی ها به اسم مدرسه و دانشگاه بر سرنوشت ملت بودند. به نظرم باز هم، مشكل علم نبود حواشی علم بود. مثلا رفتن دختران به مدرسه كه آن هم دو سویه بود. هم علم آموزی آنها با عنایت به جایگاه زن در متون ما، و هم بحث حجاب. مخالفت با مظاهر تمدنی غربی بسیار بیشتر از علم در واقع، مخالفت با مظاهر تمدنی غربی بسیار بیشتر از علم بود، اما چون ترس آن بود كه به اسم علم و مدرسه، فرنگی مآبی رواج یابد، در منابر و نوشته ها، مخالفت هایی بود. گاهی هم شبهات شرعی بود. نمونه اش را در باره تحصیل دختران گفتیم كه تا اواخر قبل از انقلاب هم خاندان های متدین در اینباره احتیاط می كردند. كاری كه مسلمانان هندی هم در وقت سلطه انگلیسی ها كردند و كشور هند را دو دسته تقدیم هندوها كردند. از نمونه شبهات شرعی، یكی هم این بود كه مثلا مسلمانی كه عمری در خزینه غسل می كرده، حالا برود زیر دوش كه امر جدیدی است، غسل كند. دوش این نگرانی را ایجاد می كرد كه شاید شرایط واقعی غسل به عمل نیاید! ما باید ابعاد این ماجرا را روشن نماییم. این كه چه مقدار اینها، در سطح مراجع و علمای درجه اول بوده و چه مقدار، روحانیون سنتی كوچه و پس كوچه ها و شهرها. چند روز قبل آقای دانش، می فرمود، وقتی پدرم در سال ۱۳۳۶ در فردوس، حمام تازه ای با دوش ساخت، متدینین فردوس، مخفیانه نامه ای به آیت الله بروجردی نوشته بودند كه ایشان حمام های شرعی! را خراب و حمام فرنگی درست كرده است. می دانیم كه دو سال پیش كسی از جنبش خزینه می گفت، بعد رئیس جمهور مطلبی گفت و بعد هم عده ای از او انتقاد كردند. ما باید زیر و بم این ماجرا را روشن نماییم. وقتی حرف های مباركه ای تا بازرگان، مطهری را فریب نداد یك مرتبه دیگر هم نوشتم، تمام آنچه كه توسط امثال مباركه ای یا در مقالاتی در آیین اسلام و مكتب اسلام و جز اینها درباره انطباق علم جدید با دین گفته می شد، حتی آنچه دوست نزدیكش مرحوم تاجر می گفت، امثال آقای مطهری را فریب نداد. این مهم می باشد. اما توجه داشته باشیم كه در ایران، منبع خیلی از مردم، برای شناخت دین، نه نوشته های مطهری، بلكه همان مقالاتی بود و است كه در ندای حق و آیین اسلام و دنیای اسلام منتشر می شد. حالا هم ببینید حرف چند منبری، مثل وحی است و رسانه های رسمی هم آنها را ترویج می كنند.
متاسفانه، جامعه ما تفكر آقای مطهری را جدی نگرفت، گرچه آن هم، در حد خود، زیاده فلسفی بود، فلسفی كه می كوشید دانش تجربی را تحقیر كند و این را در مقالی مستقل نوشتم. بازرگان، نقش مهمی در نزدیك كردن تلقی های علمی از دین داشت. نخستین كتابش «مطهرات در اسلام» بود. راه طی شده هم همین بود. این كتابها، روی روحانیون تأثیر زیادی داشت. انقلاب شد، اما با چه تفكری؟ این مهم بود. از هاشمی تا خاتمی، وضعیت دانشگاه های بعد از انقلاب ما در دو دهه اول انقلاب، گرفتار مشكل بودیم. بعد سراغ تأسیس دانشگاهها آمدیم. هاشمی تفكر دانشگاهی را حمایت كرد و با تأسیس دانشگاه آزاد تلاش كرد، علم جدید را تقویت كند. بگذریم كه فعالیت ها كمی بود نه كیفی. و اما راه های دیگری هم رفتیم كه راه های میانه بود. تأسیس دانشگاه امام صادق (ع)، مدرسه مطهری و دانشگاه مفید، و قبل از اینها، دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، در این زمینه نگرش های تازه ای داشتند كه می شود آنها را تركیبی خواند. البته بیشتر پای علوم انسانی در بین بود، ولی به هر حال، مفهوم علم و دانایی خصوص علوم تجربی را تحت تأثیر قرار می داد و تمایل به دینی كردن آنها را هم تحریك می كرد. تصور كنید، مدیریت بنا بود و هست كه اسلامی شود. سیاست هم. حتی دانش سیاست روز. اقتصاد هم كه جای خود دارد. و مثلا موضوعاتی از قبیل این كه روابط خارجی در اسلام چیست و جستجو از یافتن نصوص و علمی كردن آنها؟ یا خیلی از مسائل دیگر. پس از هاشمی و خاتمی، ما وارد دوره تازه ای شدیم. دولت بعدی با آن رئیس ساده لوحش، می خواست رنگ سنت گرایی داشته باشد. همان وقت ها كه دانشگاهها در ایران به شدت توسعه می یافت، بحث مبارزه با سلطه فرهنگی غرب هم بود كه باز لب به لب مباحث تمدنی، فرهنگی و علوم تجربی بود. تفكیك اینها كار دشواری بود، به خصوص این كه ما تلاش می كردیم و شعار می دادیم تا همه چیز بومی شود. یكسره در این صد سال، به این تركیبات مشغول بودیم خوب، تكلیف علوم تجربی چه بود؟ چرا ما امروز در علوم پایه، طالب به اندازه كافی نداریم؟ ما متاسفانه نظریه پرداز های نیرومندی نداشتیم تا اینها را روشن كنند. از مشروطه كه آیه شوری با مشروطه غربی تركیب شد، یكسره در این صد سال، به این تركیب مشغول بودیم. مفاهیم را در هم می آمیختیم. شاید، فضل مرحوم فردید هشیار كردن ما نسبت به كاربرد مفاهیم بود. اینجا من به خصوص به مفهوم علم تجربی كار دارم، چیزی كه ما بسیار ساده انگاشتیم. این كه مشتی دانشگاهی تحصیل كرده رشته طب سنتی تأسیس شده در عقلیت احمدی نژآد، حالا از طب اسلامی صحبت می كنند، تأثیر بدی روی علم دارد. می توانم بگویم این اقلیت خود شیرین، بیشتر از دیگران، در خراب كردن مفهوم علم تجربی در ذهن جامعه ما كه از این جهت ضعف دارد، مقصر هستند.
صد بار گفته ام، اینها ربطی به طب گیاهی كه دانش جدید خود پرچم دار آن هست، ندارد، بلكه مقصود روش های مبتنی بر فیزیكی است كه پانصد سال از منسوخ شده و هنوز در مفهوم بادكش و زالو و غیره از علوفه جات بدون شناخت علمی درست، خویش را بعنوان گرم و سرد و مفاهیمی از این قبیل ظاهر می كند. به هر حال، در دولت پس از خاتمی، این سنت گرایی با نوعی اعتماد به نفس كاذب، پیش رفت. تعویذات و طلسمات هم بر آن اضافه گردید. بارها و بارها این را بنده نوشتم و دیگران هم. هاله نور و امثال اینها كه همین دوست ما جناب سبحانی در افشای آن، كلی به خودش ضربه زد. به نظرم ما متوجه نبودیم كه چطور مفهوم علم تجربی با شعارهای بومی گرایی و سنت گرایی، همان نیمه جانش را هم از دست می دهد. این دوره، به سبب مشكلات سیاسی هم كه بخشی به خاطر جناح بندی های مذهبی ـ سیاسی دوره خاتمی بود، به تقویت نهادهایی انجامید كه مدعی اداره همه امور عالم از دید مذهب و دین بودند. به نظر فقیر، ما در این دوره، ادعاهایمان در این زمینه، بسیار بیشتر از دوره قبل بود و از تفكر مطهری كه فاصله گرفتیم هیچ، از تفكر دو دهه اول انقلاب هم دور شدیم. حالا وضعیت چطور شده؟ ما در حوزه، كار اصلی دینی خودمان را زمین گذاشته، بخش هایی از بدنه را به این قبیل بحث ها كشانده ایم و تعجب می نماییم كه تبریزیان و امثال او از كجا درآمده اند. بین چهارصد تا پانصد طلبه پای درس وی در زیر زمین فیضیه بودند. چه كسی ذهن اینها را به این سمت برده است؟ جالب این است كه بحث هایی مثل طب سنتی، به بحث های جناحی هم كشیده شده است. مثل این كه وزارت بهداشت دوره احمدی نژآد، طب سنتی تأسیس كرد و توسعه داد، اما دولت جدید مخالف این موارد هست و گلایه سخت دارد. این نزاع، ابزاری دست گروه های مختلف مخالف هم شده تا برای خود لشكر جمع كنندو با سكولار خواندن عده ای، باز همان فحش های قدیمی برای یار گیری بهره ببرند. مخالفان طب اسلامی را سكولار لقب می دهند همین دوم شهریور كه مراسم جهانی طب اسلامی در تهران برگزار شد! یك خبرگزاری اخبار آنرا منعكس كرد كه در كل تلاش می كند، در همین جناح بندی ها، یك طرف را بگیرد. البته انكار نمی كنم كه سنت گرایی كه با دین گرایی خیلی نزدیك است، به طب سنتی هم كه آنها لقب سنتی و اسلامی را یدك می كشد، در بین قشری كه از پیش از مشروطه تا حال، ترسشان از فرنگی مآبی است، باید هم همین رفتار را داشته باشند. در همین منازعه طب اسلامی، حمله كردن بعنوان سكولار یك دشنام سیاسی ـ كفری نقش مهمی پیدا می كند. اگر كسی این چند روایت را كه صدوق هم قبل ندارد، نپذیرد، سكولار است. به نظرم اگر این طور باشد كه كسی اگر در احادیث طبی شك كرد، سكولار باشد، اول سكولار شیخ صدوق است. امروز روحانیت، بخواهد یا نخواهد، مناصب مهمی در مملكت دارد، و همین امروز، علم نقش اول را در حفظ استقلال اقتصادی و سیاسی می زند، و چاره ای ندارد جز این كه بشدت از علم و پیشرفت علمی دفاع كند. روحانیت باید تمام توهمات گذشته موجود در جامعه را در این كه روحانیون مخالف تمدن جدید بودند، و با علم درگیر، پاسخ دهد، و این پاسخ جز این نیست كه در ایجاد نهضت علمی با همین روشهای جدید، فعال باشد. روحانیت باید از هر نوع اتهامی مثل پشتیبانی از همین داستان های ساختگی طب اسلامی، تلاش كند. پزشكان خودشان می دانند و نزاع طب جدید و سنتی. هر دو دنبال پول هستند و جدای از امر درمان، دنبال بهره كشی. چرا دین و مذهب و حوزه باید تاوان این نزاع را بدهد؟ وظیفه روحانیت در دنیای جدید وظیفه روحانیت، در دنیای جدید، نشان دادن این است كه دین، در كنار علم می ماند، اما نه این كه دخالتی در كار علم كند. ما همان دخالتی را كه در اقتصاد و مدیریت و سیاست كردیم، درستش نماییم و به كمالش برسانیم، خیلی هنر كرده ایم. بهتر است از دخالت در علم جدید كه طب یكی از مهم ترین آنهاست، پرهیز نماییم. این قبیل كارها كه مثلا مدیریت حوزه از چنین نشستی در تهران حمایت كند، یا جامعه المصطفی، اینها، همان اتهامات سابق را تقویت خواهد نمود. بارها نوشته ام، هیچ كس به اندازه رهبری از علم جدید در دانشگاهها دفاع نمی كند، اما نهادهای وابسته به ایشان، بیشتر از همه، به مفهوم علم تجربی لطمه می زنند و از حركت هایی كه روحانیت را متهم می كند كه موافق پیشرفت علمی نیستند، مع الاسف، هواداری می كنند یا دست كم در ظاهر این طور نشان می دهند. عرض كردم، در این زمینه، مواضع سیاسی هم بسیار موثر است، امری كه باید از آن بشدت پرهیز كرد.

1398/06/05
13:19:59
5.0 / 5
3824
تگهای خبر: اسلام , اسلامی , امام , بهداشت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۱
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس