ولایت پدر بر ازدواج دختر تبعیض جنسیتی یا حمایت شرعی؟
عطر حرم: آیا قرآن به صراحت اذن پدر را شرط ازدواج دختر می داند؟ این پرسشی است که در کنار مباحث فقهی، به چالش های عدالت جنسیتی نیز گره خورده و بازهم محل گفت و گو میان موافقان و منتقدان است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارایه شده است:
ولایت پدر بر ازدواج دختر باکره مستند به روایات و تأیید آیات است، اما رضایت دختر شرط اصلی عقد بوده و این حکم به سبب دفاع از دختر بی تجربه در ازدواج است.
پرسش:
تبعیض جنسیتی در قرآن:
آیا ولایت پدر بر دختر در امر ازدواج، دلیل و سند قرآنی دارد؟ این که پدر بر دختر ولایت دارد، ولی بر پسر نه این تبعیض جنسیتی نیست؟
پاسخ:
بر اساس فقه امامیه، «ولایت پدر» در ازدواج دختر اصل ثابتی نیست که در همه حالات و برای همه دختران به یک شکل جاری باشد، بلکه به سن، رشد، باکره بودن و شرایط خاص دختر بستگی دارد. در ازدواج کودکان (دختر یا پسرِ صغیر)، پدر و جد پدری حق تزویج دارند و عقد آنان نافذ است؛ البته مشروط به رعایت مصلحت فرزند. در صورت فقدان عقل یا رشد (دیوانگی، سفاهت مالی و…)، ولایت پدر بر نکاح همچنان برقرار است. دختر بالغ و رشیده ای که باکره نیست، نیاز به اذن پدر ندارد. در رابطه با دختر باکره، بالغ و رشیده اختلاف است. گروهی از فقها اذن پدر را الزام آور نمی دانند و رضایت پدر را تنها به عنوان ادب و مصلحت سفارش می کنند. گروه دیگری اذن پدر یا جد پدری را در ازدواج دختر باکره رشیده شرط می دانند، مگر در مواردی مانند ظلم و سوءاستفاده ولی یا تعذر و تعسر دسترسی به او که ولایت ساقط می شود؛ مثلا اگر پدر بدون دلیل شرعی، به صورت مطلق مانع ازدواج دختر با «کفؤ شرعی و عرفی» شود و بیم آن باشد که موقعیت ازدواج از دست برود یا این که پدر اهلیت شرعی نداشته و مثلا دیوانه باشد، ولایتش ساقط می شود. (1)
مستند قرآنی ولایت پدر بر دختر
همان طور که گذشت گروهی از فقها قائل به لزوم اذن پدر برای ازدواج دختر بالغ رشید باکره هستند. در این بخش به این پرسش پاسخ می دهیم که آیا این قول مستند قرآنی نیز دارد؟
پاسخ مثبت است و برخی آیات می توانند ظهور یا دست کم اشعار (2) داشته باشند که ازدواج دختر منوط به اذن پدرش است. برای مثال، به سه یاد شده می شود:
1. پس ازاین که فرشتگان در شکل و شمایل چند مرد مهمان، وارد خانه حضرت لوط مقابل السلام شدند، قوم بدکارش، به درب خانه ایشان آمدند و خواستار این بودند که حضرت میهمانان خویش را در اختیار آنان قرار دهد. حضرت لوط از آنها خواست که آبروی ایشان را نبرند و به آنها پیشنهاد ازدواج با دخترانشان را داد. (3) این آیه هرچند مستقیماً ارتباطی با مساله ازدواج دختر و احکام آن ندارد، اما ظهور در این امر دارد که پدر در رابطه با ازدواج دخترانش اختیار یا به قول شرع «ولایت» دارد؛
2. حضرت موسی مقابل السلام به مدین فرار کرد و در آنجا به دو دختر در آب دادن گوسفندانشان کمک کرد. پدر آن دو دختر که در سنت اسلامی از او با عنوان «شعیب» یاد شده، حضرت موسی را دعوت کرد تا از کمک او به دخترانش قدردانی کند. یک از دو دختر به پدرش پیشنهاد کرد که او را استخدام کند. حضرت شعیب به حضرت موسی پیشنهاد کرد که با آن دختر ازدواج کند. (4) مطابق این آیه نیز پیشنهاد ازدواج توسط پدر دختر ارایه شد و می تواند به ولایت پدر در مساله ازدواج دخترش ناظر باشد؛ (5) البته هرچند آیه آشکارا چیزی نگفته، اما اشعار دارد که آن دختر از حضرت خوشش آمده و شاید خواستگاری حضرت شعیب به نمایندگی از دخترش بوده باشد؛
3. مطابق آیه 237 سوره بقره، اگر زن و مردی قبل از نزدیکی از هم طلاق بگیرند، مرد باید نصف مهریه را به زن بپردازد؛ مگر اینکه خود زن یا «اَلَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَهُ اَلنِّکٰاحِ: کسی که پیوند ازدواج در دست اوست» آن نصف را نیز به مرد ببخشد. مطابق روایات مختلفی از خاندان علیهم السلام منظور از «اَلَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَهُ اَلنِّکٰاحِ» ولی زن است که اجازه ازدواج دختر باکره در دست اوست.(6)
تبعیض جنسیتی
تبعیض جنسیتی به مفهوم رفتار متفاوت یا نابرابر با افراد بر مبنای جنسیت آن هاست؛ اما تبعیض جنسیتی همیشه بد نیست و ازاین جهت میتوان آنرا در دودسته خوب و بد قرار داد. اگر تبعیض بر مبنای پیش داوری ها و بدون توجیه منطقی باشد و منجر به لطمه زن شود، بد است؛ اما اگر ناظر به تفاوت های زن و مرد باهم و در جهت حمایت و پشتیبانی از زنان باشد، نه فقط بد نیست، بلکه پسندیده نیز هست؛ مثلا امروزه در متروهای کشورهای مختلفی واگن هایی را مختص زنان قرار داده اند، اما هیچ واگنی به مردان اختصاص پیدا نکرده؛ این تبعیض جنسیتی است، اما بد نیست.
ولایت داشتن پدر بر دختر و لزوم اذن پدر در ازدواج دختر، نه فقط به دختران صدمه ای نمی رساند، بلکه در جهت دفاع از آنان وضع شده است. ازدواج یک تصمیم مهم می باشد. ازآنجایی که دختران، بخصوص دختران باکره و بی تجربه، ممکنست در رویارویی با جنس مخالف، بیشتر تحت تأثیر احساسات و عواطف قرار گیرند و کمتر به جوانب عقلانی و آینده نگرانه توجه نمایند، ولایت پدر به عنوان یک حامی دلسوز و باتجربه، نقش مشاور و ناظر را ایفا می کند تا دختر در انتخاب همسر گرفتار اشتباه نشود. پدر که خود از جنس مردان است، معمولا بهتر می تواند وضعیت خواستگار را بسنجد و شریک زندگی مناسبی برای دخترش انتخاب نماید. این ولایت، به شکلی تضمین می نماید که ازدواج ها با پختگی بیشتری صورت گیرد و از تصمیمات عجولانه که ممکنست به طلاق و فروپاشی خانواده منجر شود، پیشگیری کند. نکته مهمی که این اشکال را تا حد زیادی رفع می کند، اینست که این ولایت شامل دخترانی که قبلاً ازدواج کرده اند، نمی گردد. این خود نشان داده است که هدف از این ولایت، صرفا دفاع از بی تجربگی و لطمه پذیری احتمالی دختر است، نه سلب اختیار از زن به طورکلی. بخصوص که این ولایت، مطلق نیست و مشروط به رعایت رضایت و مصلحت دختر است و در صورت عدم رعایت رضایت و مصلحت یا ممانعت بی جهت پدر، ساقط می شود.
در مورد دلیل این که چرا شارع اجازه پدر را برای ازدواج پسر ضروری ندانسته، نمی توان اظهارنظر قطعی کرد، اما واضح است که شکست در ازدواج برای پسر، معمولا دستاوردهای منفی فردی و اجتماعی کمتری نسبت به دختر به همراه دارد. حتی در عصر حاضر، در خیلی از جوامع دختری که سابقه ازدواج ناموفق داشته باشد، اغلب با چالش های بیشتری در یافتن همسر مناسب رو به رو می شود. افراد اغلب بدنبال دختران باکره هستند و زنان مطلقه یا بیوه را به عنوان انتخابهای درجه دوم می بینند. در مقابل، این معیارها برای مردان کمتر اعمال می شود و جامعه معمولا سابقه ازدواج قبلی آنها را مانعی جدی تلقی نمی کند.
نتیجه:
دلیل و مستند ولایت پدر بر دختر باکره در امر ازدواج، روایات است. آیه ای که آشکارا بر این مساله دلالت کند، یافت نشد، اما برخی آیات قرآن همچون قصه حضرت لوط و پیشنهاد ازدواج با دخترانش یا حضرت شعیب و پیشنهاد ازدواج با دخترش، می تواند مؤید این روایات باشند؛ البته تعبیر «اَلَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَهُ اَلنِّکٰاحِ» در آیه 237 سوره بقره نیز به ضمیمه احادیث مبین اینست که نکاح دختر باکره منوط به اذن پدرش است؛ اما نکته مهم اینست که ولایت پدر به مفهوم سلب حق انتخاب از دختر نیست. رضایت دختر شرط اساسی صحت عقد است و پدر نمی تواند بدون رضایت دختر او را به ازدواج کسی درآورد. چنانکه اگر پدر بدون دلیل موجه مانع ازدواج دختر با فرد شایسته شود، اذن او ساقط می شود. تبعیض جنسیتی اگر در جهت حمایت و پیشتیبانی از زنان باشد، نه فقط بد نیست، بلکه پسندیده است.
برای مطالعه بیشتر:
سیاه بیدی کرمانشاهی، سعید و امیرعباس عسکری، «نگرشی نو در باب حدود مداخله ولی در ازدواج باکره: تبیین قلمرو حمایت و دخالت»، فقه و اصول، بهار 1404 ش، ش 140، صص 136-155.
منبع: عطر حرم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب