هیس طوری برای ساختن نسل ضد استعمار طراحی شد
به گزارش عطر حرم، دبیر پویش ملی «هیس طوری» با تشریح روند ایجاد این پویش اظهار داشت: «هیس طوری» با ترکیب کتاب خوانی، بازی وارسازی و ماموریت های تعاملی، صدها هزار نوجوان را با تاریخ و سازوکارهای استعمار آشنا کرد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مهدی شریفی، دبیر پویش ملی «هیس طوری» درباره ی چیستی، چرایی، فرایندها، فعالیتها و تجربه های این پویش بزرگ دانش آموزی حرف می زند. او که حالا در آستانه چهل سالگی قرار دارد، قبل از هر چیز هویت خودرا با عنوان «طلبه» تعریف می کند؛ کسی که توفیق داشته سیزده سال در فضای علوم دینی تا مقطع درس خارج تحصیل کند و در کنار آن، مقطع کارشناسی را در رشته جامعه شناسی و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت راهبردی گذرانده است. او از سال ۱۳۷۹ در زمینه حفظ و کارهای قرآنی اشتغال داشته و از سال ۱۳۸۲ به شکل جدی وارد فضای ادبیات و داستان نویسی شده است؛ علاقه ای که او را با عرصه هنر و رسانه درگیر کرد و به انتشار چندین عنوان کتاب هم انجامید.
بنابر روایت مهر، شریفی که سابقه پژوهشگری در پروژه های گوناگون و همین طور مدیریت و برنامه ریزی در مسجد مقدس جمکران را در کارنامه دارد، حدود چهارده سال پیش همراه با تعدادی از دوستانش مؤسسه فرهنگی، هنری و رسانه ای «خانواده عقیق» را تأسیس کرد. این مجموعه که کار خودرا از پروژه های کوچک آغاز نموده بود، امروز به جایگاهی رسیده است که به عنوان ایده پرداز، مشاور، طراح و مجری عملیات های کلان و جریان ساز فرهنگی، هنری و رسانه ای در سطح کشور فعالیت می کند که پویش بزرگ «هیس طوری» یکی از ثمرات برجسته همین مسیر است.
* آقای شریفی، قبل از هر چیز بفرمایید اساساً واژه «هیس طوری» به چه معناست و چرا املای آن به این شکل (با طای دسته دار) انتخاب شده است؟
درباره نگارش این واژه باید بگویم که ما روی املای آن و حتی وجود نیم فاصله اش حساسیت داریم؛ واژه «هیس طوری» حتما با «ط» دسته دار نوشته می شود. این نام در واقع یک شوخی زبانی با واژه انگلیسی «History» به معنای تاریخ است، چونکه اتمسفر اصلی کار ما هم بازخوانی تاریخ است.
اما شوخی اصلی ما با پسوند «ـطوری» است که اینروزها در زبان فارسی رایج شده و نسل جدید در مکالمات خود برای بیان «چگونگی» و کیفیت پدیده ها از آن بسیار استفاده می نماید (مثل فلان طوری). ما با این نام گذاری خواستیم بگوییم که در پدیده تاریخی و مهم استعمار نوعی هیس و سکوت برقرار است. هدف «هیس طوری» بررسی «چگونه بودن» و فهم سازوکارهای تاریخی استعمار است که تا همین امروز در کنار ما جریان دارند. ما در این فضا می خواهیم به مخاطب نشان دهیم که استعمار در تاریخ چه طور بوده و امروز ما در قبال آن باید چه نماییم.
* شما سوژه ای جدی به نام بازخوانی تاریخ استعمار را انتخاب نموده اید، اما مخاطب هدف شما «نوجوانان» هستند. دلیل این انتخاب چه بود؟
هر کسی که در فضای تربیتی و فرهنگی کشور فعالیت می کند، می داند که انتخاب مخاطبِ هدف، نقطه شروع کار است و هر انتخابی مزایای خودرا دارد. باتوجه به موضوع استعمار، باور ما بر اینست که ما زمانی می توانیم با پدیده «استعمارزدگی ذهنی» مقابله نماییم که بتوانیم تغییری در آن عینک و قالبی که روی ذهن افراد قرار گرفته است، ایجاد نماییم.
برای شکستن این قالب های ذهنی، مخاطب نوجوان بالاترین سطح آمادگی را دارد. نوجوانی مقطع بسیار حساسی است و شاکله شخصیتی و هویتی افراد برای یک زندگی چهل تا شصت ساله در همین دوران شکل می گیرد. قبل از سن نوجوانی (کودکان و مقاطع ابتدایی) ذهن توانایی برقراری ارتباط عمیق با این مفاهیم انتزاعی را ندارد و بعد از آن (در جوانی و میانسالی) هم تلنگر زدن و تغییر دادن ذهنیت ها بسیار دشوار می شود. بنابراین، پرداختن به نوجوان در این موضوع، یک ضرورت قطعی و راهبردی است.
* ایده ایجاد «هیس طوری ۱» دقیقاً از کجا شروع شد و چه مسیری را طی کرد؟
داستان «هیس طوری ۱» از دغدغه همیشگی ما درباره ی مسئله مدرنیته و استعمار آغاز شد؛ اینکه چه طور بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی، یک فرهنگ توانست خودرا به تمام دنیا صادر کند و در ساحت های مختلف، هژمونی بسازد. این مورد همیشه برای مجموعه ما یک مسئله جدی بود.
این پیش زمینه، با یک اتفاق در سال ۱۴۰۰ مصادف شد. در آن سال، آقای میرکیانی مجموعه پانزده جلدی «سرگذشت استعمار» را در انتشارات سوره مهر (بخش نوجوان، مهرک) منتشر نمودند. در ابتدا استقبال چندانی از این کتاب ها نشد. اما طبق رسمی که وجود داشت، آقای دادمان در حوزه هنری این کتاب ها را قبل از تعطیلات نوروز به محضر رهبر معظم انقلاب عرضه کردند. حضرت آقا این کتاب ها را خواندند و در دست خطی خطاب به آقای دادمان مرقوم فرمودند که علیرغم این که نویسنده را خیلی نمی شناسند، اما مضمون و محتوای این کتاب ها بسیار عالی است و حتما روی آن کار شود.
پیرو این ابلاغ، حوزه هنری تصمیم گرفت عملیاتی فرهنگی روی این کتاب ها تعریف کند و چون ما ارتباط کاری با بخش کودک و نوجوان حوزه هنری داشتیم، از ما به عنوان ایده پرداز و مجری دعوت به هم فکری کردند. ایده اولیه دوستان، یک پویش کتاب خوانی ساده بود (مثلاً پیامک کردن عدد یک به فلان سیستم و پخش تیزر در شبکه های تلویزیونی). اما تحلیل ما این بود که مسئله اصلی، فقط «خرید» یا «دیده شدن» کتاب نیست؛ مهم اینست که این پانزده جلد کتاب تاریخی خوانده شود.
* و برای اینکه این کتاب ها واقعا توسط نوجوان خوانده شود، چه راهکاری طراحی کردید؟
ما مطالعات بازار نوجوان را بررسی کردیم. نوجوان ذاتاً ماجراجوست، کنشگری را دوست دارد و حتی به هیجان، رازآلودگی و موقعیت های پرتنش و خشن (به معنای درگیری در یک مأموریت، نه لزوماً خون ریزی) علاقه نشان داده است.
بر همین اساس، تصمیم گرفتیم کتاب را به محور یک پروسه رقابتی و ماجراجویانه تبدیل نماییم. پلت فرم «هیس طوری ۱» بر پایه بازی وارسازی (Gamification) طراحی شد تا کتاب خوانده شود و حول آن کنشگری شکل بگیرد. ما جزو معدود پلت فرم های فرهنگی بودیم که جدول رقابت آنلاین و لحظه ای (لیدربورد) را فعال کردیم؛ بر خلاف الگوهای رایج آموزش و پرورش که آثار جمع آوری شده و ماه ها بعد داوری می شود. در هیس طوری، نوجوان با هر کنشی همان لحظه در جدول، امتیاز می گرفت و جایگاهش تغییر می کرد.
ما یک مسیر تجربه کاربر (Journey) طراحی کردیم: نوجوان ابتدا نسخه الکترونیک کتاب را می خرید، آزمون می داد، نظرش را می نوشت و سکه دریافت می کرد. سپس در قدمهای بعدی به عنوان کنشگر وارد می شد؛ پادکست می ساخت، عکس نوشته یا طراحی گرافیکی تولید می کرد و آنرا در شبکه اجتماعی اختصاصی همان پلت فرم با دیگر نوجوانان به اشتراک می گذاشت و لایک می گرفت.
* آغاز این پویش همزمان شد با اتفاقات پاییز سال ۱۴۰۱ و بلوای زن، زندگی، آزادی. این تقارن زمانی چه تاثیری بر کار شما داشت و چه طور آنرا مدیریت کردید؟
دقیقاً. ما در تابستان ۱۴۰۱ کارها را پیش برده بودیم و پوسترها آماده بود تا در چهل تا پنجاه هزار مدرسه توزیع شود. شرکای راهبردی ما در این کار، آموزش و پرورش (معاونت پرورشی وقت) و حوزه هنری کودک و نوجوان بودند که پشتیبانی مالی، جوایز و لجستیک را بر عهده داشتند.
اما قبل از آغاز توزیع، غائله و حوادث معروف به «زن، زندگی، آزادی» شروع شد. فضای مدارس بسیار ملتهب و درگیر بود. بعضی از دوستان ما مردد شدند و گفتند در این فضا اجرای کار ضدتبلیغ است و بهتر است منصرف شویم. ما حدود یک ماه صبر کردیم، تا اینکه فرصت راهبردی مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر فرا رسید.
ما از این رویداد ورزشی یک دروازه ورود ساختیم؛ از تقابل تیم های کشورهای استعمارگر با کشورهای استعمارشده، مسئله نژادپرستی استفاده کردیم. خدا کمک کرد و افتتاحیه ما در آذر ۱۴۰۱ همزمان با جام جهانی رقم خورد. این ایده توانست ما را از آن فضای غبارآلود و ملتهب عبور دهد و مفاهیم ضداستکباری را در قالبی جهان شمول به نوجوانان منتقل کند.
* آمار و خروجی های این پویش در دوره اول به چه شکل بود؟
نتایج بسیار فراتر از انتظار بود. ما حدود هشتصد هزار ثبت نام و یک میلیون و سیصد هزار دنبال کننده در رسانه های اجتماعی داشتیم. با الک کردن این قیف اثرگذاری، در نهایت صد و ده هزار نفر به عضویت فعال باشگاه نوجوان «هیس طوری» درآمدند. این تعداد باز هم غربال شد؛ رسیدیم به بیست و چهار هزار نفری که بالای ده جلد کتاب خریده بودند، سپس سه تا چهار هزار نفری که هر پانزده جلد را تهیه کرده بودند، و در نهایت جمعیت دو هزار نفری برتر. از این میان، حدود سیصد نفر از آنهایی که بالاترین امتیازات را داشتند، در شهریور ۱۴۰۲ به مراسم اختتامیه دعوت شدند.
یکی از عجیب ترین و مهم ترین موفقیتهای ما شناخت جدیدی از مخاطبانمان بود. تصور اولیه ما این بود که شرکت کنندگان عموماً از بچه های مذهبی، اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی یا دانش آموزان پایگاه های بسیج هستند. اما پیمایش ها و مشاهدات میدانی در اختتامیه در اردوگاه باهنر نشان داد که بیشتر از شصت درصد مخاطبان ما از قشر خاکستری و لبه دار فرهنگی بودند.
برای مثال، از میان هفده نفری که هر پانزده جلد کتاب را به صورت کامل و دقیق (در حد حفظ صفحه چپ و راست) خوانده بودند و ما از آنها راستی آزمایی مجدد گرفتیم، هفت نفر دختران سیزده تا هفده ساله بودند. در بین این هفت نفر، تنها یک نفر محجبه و چادری بود و شش نفر دیگر دقیقاً از همان طیفی بودند که در آن دوره ملتهب، در مدارس مقنعه هایشان را برمی داشتند.
تحلیل ما از این پدیده اینست که زبان استعمارستیزی، یک زبان بین المللی است. مواجهه با استکبار فقط مختص جمهوری اسلامی نیست، بلکه با حس آزادی خواهی و مبارزه با زورگویی گره خورده است و هر نوجوانی که حریت برایش دغدغه باشد، با این محتوا ارتباط برقرار می کند.
* بعد از اتمام «هیس طوری ۱»، برای ورود به دوره دوم چه چالش هایی را بررسی کردید و چه تغییراتی (به روزرسانی هایی) در دستور کار قرار گرفت؟
ما نگاهی زیست بومی به کار داشتیم و می خواستیم یک جامعه ضداستعماری بسازیم، به این علت باید از کم تجربگی ها و نقصها دور اول درس می گرفتیم. یکی از چالش های جدی ما، تعامل رسمی با آموزش و پرورش بود. ورود یک ایده از بخش خصوصی به آئین نامه های رسمی آموزش و پرورش کار بسیار سختی است و من از مسئولان وقت تشکر می کنم که اعتماد کردند. رهبر شهید انقلاب هم تاکید داشته اند که مجموعه های مردمی باید به کمک آموزش و پرورش بروند و این تعامل باید حفظ شود.
اما برای «هیس طوری ۲» ما چهار بروزرسانی جدی در طراحی و محتوا انجام دادیم. نخستین به روزرسانی، «توسعه و تمرکز محتوایی» بود. در دوره اول، تمرکز ما فقط روی کتاب های آقای میرکیایی و استعمار کهنه (تا حوالی جنگ جهانی اول و دوم) بود. اما در دوره دوم، با تشکیل یک اتاق محتوا و پژوهش، مفهوم استعمار را به استعمار نو (مداخله در حاکمیت ها) و استعمار فرانو (استعمار ساختاری و ذهنی، مانند عملکرد بانک جهانی یا سلطه بر فروش نفت کشورها) بسط دادیم.
موضوعات را به ابعاد مختلفی چون شیوه های استعمار، انگیزه های استعمارگران، جغرافیا و اشخاص اثرگذار و استعمار و پدیده هایی مثل فوتبال گسترش دادیم. به عنوان نمونه، کتابچه ای با عنوان «پشت نقاب ها» تدوین کردیم که 12 انگیزه استعمارگران را بازگو می کند و تا هم اکنون بیشتر از سی تا چهل هزار بار توسط دانش آموزان و مربیان خوانده شده است.
* آیا پژوهش های مستقلی هم روی میزان اثرگذاری محتوای قبلی انجام دادید؟
ما دو پژوهش جدی انجام دادیم. نخست، تحلیل گفتمان کتاب های تاریخ مقطع متوسطه آموزش و پرورش بود تا بفهمیم دانش آموز قبل از ورود به «هیس طوری» چه پیش زمینه و احیاناً چه برداشت های ناصوابی از استعمار دارد.
دوم، پژوهشی روی بیست و چهار هزار نفر از دانش آموزان دوره اول بر مبنای استانداردهای جهانی «سواد خواندن» انجام شد که نتایج آن در قالب کتابی توسط دکتر مجیدی درحال پخش است. یک نمونه از داده های این اثرسنجی بسیار خیره کننده بود: قبل از خواندن کتاب ها، حدود چهل درصد از این نوجوانان در طیف علاقه مند یا مردد نسبت به مهاجرت به اروپا و آمریکا قرار داشتند. اما بعد از مطالعه محتوا، هشتاد درصد از همان گروه چهل درصدی، به صورت کامل از ایده مهاجرت به کشورهای غربی منصرف شده بودند. این تغییر نگرش برای ما بسیار معنادار بود.
* دومین بروزرسانی شما در «هیس طوری ۲» چه بود؟
به روزرسانی دوم در ارتباط با «جنس طراحی ماموریت ها و رویکرد تربیتی» بود. ما متوجه شدیم که فقط افزایش دانش تاریخی کافی نیست. با تعمق در روان شناسی نوجوان، دریافتیم که کار فرهنگی همیشه نباید ایجابی باشد؛ گاهی باید سلبی عمل کرد. نوجوان ذاتاً و به صورت غریزی به دنبال برهم زدن وضعیت موجود و آشوب است (که نمود آنرا در دعواهای خانوادگی یا اغتشاشات می بینیم).
ما این خوی غریزی را در قالب «آشوبگری هدایت شده» به کار گرفتیم. ما در ماموریت ها به این خشم و طغیان جهت دادیم؛ یعنی سنگ را به دست نوجوان دادیم و گفتیم حالا بسمت چارچوب های ظالمانه استعمار پرتاب کن. برخی همکاران فرهنگی نگران بودند که اگر فقط غرب را تخریب نماییم، نوجوان در خلأ می ماند و باید موفقیتهای جمهوری اسلامی (مثلاً کتاب صعود چهل ساله آقای راجی) را هم بگوییم. پاسخ من اینست که فرو ریختن هیمنه غرب، به خودی خود یک گام بزرگ است. اگر نوجوان قدرت پوشالی استعمار را بشناسد، خودش مسیر درست را پیدا می کند.
* آیا شرایط منطقه ای و آغاز جنگ رمضان در طراحی های شما تاثیری داشت؟
بسیار زیاد. فضای جنگ و درگیری های منطقه ای به شکلی کار را برای ما آسانتر کرد. دیگر نیازی نبود مفاهیم استعماری را با زحمت شبیه سازی کنیم؛ همه چیز در اخبار و واقعیتِ روز، زنده و مشهود بود. ما حتی برای قطعی احتمالی اینترنت پیش بینی کرده بودیم و سرورها را در بسترهای داخلی پایدار نگه داشتیم. اگرچه در روزهایی سرعت اینترنت افت می کرد، اما سیستم ما حتی یک روز هم قطع نشد و هر روز ورود کاربران (لاگین) را ثبت می کردیم.
* به سراغ سومین تغییر بزرگ برویم. ساختار رقابتی و پلت فرم در دوره ی جدید چه تفاوت هایی کرد؟
در آپدیت سوم، ما از «کتاب محوری» عبور کردیم و به «مأموریت محوری» رسیدیم. البته تعداد کتاب ها بیشتر شد؛ علاوه بر پانزده جلد قبلی، کتاب هایی مانند «تاریخ مستطاب آمریکا» و «ماهی ها به دریا برمی گردند»، از نشر شهید کاظمی، «داستان برده ها» از نشر جمکران و بخش های صوتی «نگاهی به تاریخ جهان» نهرو اضافه شدند. اما ساختار را در هفت سطح (Level) تنظیم کردیم که هر سطح ده تا پانزده ماموریت دارد.
یکی از جذاب ترین ماموریت ها، اضافه شدن «اتاق های فرار آنلاین» بود. با استفاده از هوش مصنوعی، مخاطب در نقش یک کاراکتر واقعی وارد پرونده های معمایی هفده تا سی مرحله ای می شود؛ با شخصیت ها گفت و گو می کند، مختصات جغرافیایی پیدا می کند و رمزها را می شکند تا در نهایت به یک مفهوم استعماری برسد.
ویژگی مهم این ماموریت ها، «زنده بودن» آن هاست. ما داستان ها را متناسب با وقایع روز طراحی می نماییم. بطورمثال در ماموریت «نفت و نورا»، نورا دختر قطری است که متوجه غارت نفت کشورش توسط آمریکایی ها می شود. ما در میانه داستان، از نوجوانان خواستیم پیشنهاد دهند که نورا چه کند؟ هزاران ایده رسید و برآیند آنها این بود که نورا به ایرانیان خبر دهد تا پایگاه آمریکایی ها را بزنند! ما داستان را همین گونه پیش بردیم و جالب اینکه فردای آن روز در عالم واقع، پایگاه های آمریکا در منطقه و مشخصاً امارات هدف قرار گرفت!
* بالاخره، بروزرسانی چهارم به چه موضوعی اختصاص داشت؟
به روزرسانی چهارم، تغییر رویکرد ما از یک سایت بسته به یک «پلتفرم و هاب مشارکتی» بود. ما زیرساخت را طوری توسعه دادیم که بازیگران بخش خصوصی وارد شوند. بطورمثال خرید کتاب کاغذی به سیستم «کتاب رسان مشهد» متصل شد، کتاب های صوتی به پلت فرم «نوار» وصل گردید و ماموریت های دیگر به بخش های مربوطه ارجاع داده شد.
نکته مهم اینست که این پویش به هیچ عنوان ایجاد درآمد ندارد. ما تمام تلاشمان را کردیم تا هزینه تمام شده برای دانش آموز به حداقل برسد. محتوایی که در حالت عادی یک و نیم تا پنج میلیون تومان قیمت دارد، با هماهنگی بخش های خصوصی، در «هیس طوری ۲» با هزینه ای حدود دویست و سی تا چهل هزار تومان (معادل پول سه چهار بسته چیپس) در دسترس نوجوان قرار می گیرد و هرکسی با همین مبلغ اندک می تواند نفر اول پویش شود.
* برای ارتباط گیری با دانش آموزان از چه بسترهایی استفاده کردید و داستان کانال «هیس» چیست؟
ما به شکل جدی از پلت فرم های داخلی، بخصوص برنامه «شاد»، در کنار ایتا، بله و روبیکا استفاده کردیم. در شاد یک کانال اطلاع رسانی با بیشتر از یک میلیون عضو و کانال های دیگری با پانصد هزار عضو داریم.
اما ابتکار ویژه ما، خلق کاراکتری به نام «هیس» بود؛ یک نوجوان آشوبگر و فراری که تحت تعقیب استعمارگران است و روزنوشته ها و خاطراتش را در کانال می گذارد. ما از راه این کاراکتر، یک شاخه فانتزی و نوجوانانه ایجاد کردیم. هم اکنون، این کانال به یک کلونی چهل هزار نفره تبدیل گشته که نوجوانان روزانه با ادمین آن در دایرکت درددل و بده بستان دارند. مجموع دنبال کنندگان ما در شبکه های مجازی حالا به حدود یک میلیون و هفتصد تا هشتصد هزار نفر رسیده است.
* آیا آماری از میزان مشارکت در «هیس طوری ۲» تا این لحظه دارید؟
بله، ما تا همین نیمه راه توانسته ایم رکورد دوره اول را از نظر کیفی و نرخ تبدیل بشکنیم. در دوره اول، از کل ثبت نامی ها صد و ده هزار نفر عضو باشگاه فعال شدند. در «هیس طوری ۲»، از دویست و هشتاد هزار ثبت نام اولیه، تا هم اکنون صد و چهل هزار نفر عضو باشگاه کنشگران هیسطوری شده اند؛ یعنی نرخ تبدیل از سی درصد به بالای پنجاه و سه درصد رسیده که در فضای فرهنگی یک عدد فوق العاده است.
همچنین ترکیب جنسیتی هم جالب است؛ شصت درصد مشارکت کنندگان دختران و چهل درصد پسران هستند.
* علاوه بر بستر اصلی مسابقه، چه تولیدات و بازخوردهای جانبی در این راه داشته اید؟
ما روزانه بین دو تا سه هزار واکنش (ری اکشن) فعال از راه تماسهای تلفنی و پیام های ادمین ها دریافت می نماییم که نشان از پویایی بسیار بالای پویش دارد.
در کنار این ها، تولیدات رسانه ای مکملی هم داشته ایم؛ همچون یک برنامه سی قسمتی در شبکه امید (پخش در باکس ساعت هفت و نیم تا هشت) که شامل آیتم های نمایشی، طنز و سندخوانی است. همین طور یک مینی کمپین به نام «غول چراغ نفت» و یک برنامه تلویزیونی سیتکام (Sitcom) ده قسمتی به نام «HTV» تولید کرده ایم. HTV روایت یک اتاق خبر است که با محوریت جنگ فعلی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، به آموزش سواد رسانه ای و شیوه های تحریف خبر توسط غربی ها می پردازد. علاوه بر این، درحال تولید مجموعه ای از پادکست های ده دقیقه ای هستیم که سی موضوع کلان استعماری را با بیانی شیوا به عنوان «جعبه ابزار ضداستعمار» در اختیار نوجوانان قرار می دهد.
* و به عنوان سؤال پایانی؛ سفارش شما به سایر کنشگران و همکاران فرهنگی چیست؟
مهم ترین سفارش من اینست که کار فرهنگی را زیست بومی (اکوسیستمی) ببینند. به قول معروف، اتوبوس کار فرهنگی آن قدر جا دارد که نیازی نیست هر کسی فقط به فکر پروژه خودش باشد و درها را ببندد. ما باید پلت فرم ها و ظرفیت هایمان را از بدو طراحی بگونه ای بسازیم که قابلیت اتصال به دیگران را داشته باشد.
رهبر معظم انقلاب هم در سال ۹۳ تاکید کردند که به جای امید بستن به سازمان های رسمی، گروههای خودجوش فرهنگی باید ظرفیت هایشان را به هم متصل کنند.
همچنین، در کار با حاکمیت و دستگاههای رسمی مثل آموزش وپرورش، نباید با دیدن پیچیدگی ها زود خسته و دل زده شد. اگر طراحی از ابتدا درست و با نیت خالصانه باشد، کار پیش می رود و برکات آن بسیار بزرگ تر از تصور ما خواهد بود.
به طور خلاصه او که حالا در آستانه چهل سالگی قرار دارد، پیش از هر چیز هویت خودرا با عنوان طلبه تعریف می کند؛ کسی که توفیق داشته سیزده سال در فضای علوم دینی تا مقطع درس خارج تحصیل کند و در کنار آن، مقطع کارشناسی را در رشته جامعه شناسی و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت راهبردی گذرانده است. این تعداد باز هم غربال شد؛ رسیدیم به بیست و چهار هزار نفری که بالای ده جلد کتاب خریده بودند، سپس سه تا چهار هزار نفری که هر پانزده جلد را تهیه کرده بودند، و در نهایت جمعیت دو هزار نفری برتر. در شاد یک کانال اطلاع رسانی با بیش از یک میلیون عضو و کانال های دیگری با پانصد هزار عضو داریم.
منبع: عطر حرم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب