هوش مصنوعی، مزیت رقابتی و کارکرد بازدارندگی از جنگ
عطر حرم: از منظر مطالعات امنیتی، هوش مصنوعی می تواند ماهیت جنگ و بازدارندگی را نیز دگرگون کند و در کنار ابعاد نظامی، هوش مصنوعی تاثیر قابل توجهی بر حوزه اطلاعات و ارتباطات نیز دارد.
**هوش مصنوعی و تحول در معادلات قدرت جهانی**
یادداشت مهمان_دکتر جلال ریزانه، آینده پژوه و محقق: تحولات فناوری در تاریخ معاصر بارها سبب تغییر در ساختار قدرت و نظم بین الملل شده است. انقلاب صنعتی، فناوری هسته ای و سپس انقلاب دیجیتال هر یک به نحوی قواعد رقابت میان دولت ها را باز تعریف کرده اند. در دهه های اخیر، «هوش مصنوعی» به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های عمومیِ تحول آفرین (General‑Purpose Technology) درحال تشکیل به مرحله ای جدید از این دگرگونی هاست. اهمیت این فناوری تنها در کارکردهای فنی آن خلاصه نمی گردد، بلکه در تأثیر عمیق آن بر امنیت ملی، اقتصاد جهانی، ساختار جنگ ها و حتی فرآیندهای حکمرانی قابل مشاهده می باشد.
یکی از خاصیت های اساسی هوش مصنوعی، ظرفیت آن برای تبدیل داده های عظیم به مزیت راهبردی است. در اقتصاد دیجیتال، داده به منبعی کلیدی برای تولید ارزش تبدیل گشته و الگوریتم های یادگیری ماشین ابزار اصلی استخراج این ارزش محسوب می شوند. از این منظر، کشورهایی که به زیرساخت های پردازشی پیشرفته، مراکز داده گسترده و شبکه های تحقیقاتی فعال دسترسی دارند، قادر خواهند بود مزیت رقابتی پایدارتری در اقتصاد جهانی ایجاد کنند. به همین دلیل، در سالیان اخیر رقابت بر سر توسعه تراشه های پیشرفته، توان محاسباتی و دسترسی به داده های کلان به یکی از محورهای اصلی رقابت میان قدرت های بزرگ تبدیل گشته است.
در سطح ژئوپلیتیکی، رقابت در عرصه هوش مصنوعی بیشتر از همه میان ایالات متحده و چین قابل مشاهده می باشد. ایالات متحده با اتکا به شرکت های بزرگ فناوری، دانشگاه های پیشرو و اکوسیستم نوآوری گسترده، بازهم یکی از بازیگران اصلی توسعه این فناوری محسوب می شود. در مقابل، چین با برنامه های ملی بلندمدت، سرمایه گذاری دولتی وسیع و دسترسی به داده های گسترده تلاش می کند شکاف فناوری با غرب را کم کند. این رقابت فناورانه بتدریج ابعاد امنیتی نیز یافته و مطالبی مانند محدودیت صادرات تراشه های پیشرفته، کنترل زنجیره تامین فناوری و امنیت داده ها به بخشی از سیاستهای راهبردی کشورها تبدیل گشته است.
از منظر مطالعات امنیتی، هوش مصنوعی می تواند ماهیت جنگ و بازدارندگی را نیز دگرگون کند. کاربردهای این فناوری در عرصه های شناسایی اهداف، تحلیل داده های اطلاعاتی، هدایت سیستم های بدون سرنشین و پشتیبانی از تصمیم گیری نظامی نشان داده است که جنگ های آینده بیشتر از گذشته به سیستم های هوشمند وابسته خواهند بود. با این وجود، افزایش اتکا به الگوریتم ها در فرآیندهای تصمیم گیری می تواند مخاطراتی نیز ایجاد کند؛ خصوصاً در حالی که سرعت بالای تحلیل داده ها امکان دارد فرصت ارزیابی انسانی را محدود سازد. به همین دلیل، در ادبیات امنیتی بر لزوم حفظ «انسان در چرخه تصمیم» در سیستم های نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی تاکید می شود.
در کنار ابعاد نظامی، هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر حوزه اطلاعات و ارتباطات نیز دارد. الگوریتم های تولید محتوا، تحلیل رسانه های اجتماعی و پردازش زبان طبیعی امکان تولید و انتشار گسترده اطلاعات را فراهم نموده اند. این توانایی ها با این حال می توانند برای انتشار اطلاعات نادرست، عملیات روانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی مورد استفاده قرار گیرند. از ین جهت، خیلی از دولت ها توسعه چارچوب های تنظیم گری و نظارت بر کاربردهای هوش مصنوعی را به یکی از اولویت های سیاستگذاری مبدل کرده اند.
با وجود چالش های فوق، هوش مصنوعی برای کشورهای درحال توسعه نیز فرصت هایی بوجود آورده است. توسعه نرم افزارهای مبتنی بر یادگیری ماشین، خدمات دیجیتال و اقتصاد داده محور می تواند مسیرهای جدیدی برای رشد اقتصادی فراهم آورد. تحقق این فرصت ها مستلزم سرمایه گذاری در آموزش نیروی انسانی متخصص، زیرساخت های دیجیتال و نظام های حکمرانی داده است. بدون چنین زیرساخت هایی، شکاف فناوری میان کشورها می تواند در دهه های آینده عمیق تر شود.
در مجموع، شواهد موجود نشان داده است که هوش مصنوعی به یکی از متغیرهای تعیین کننده در ایجاد نظم فناوری و اقتصادی آینده تبدیل گشته است. کشورهایی که بتوانند میان توسعه فناوری، سیاستگذاری هوشمند و مدیریت ریسک های امنیتی توازن ایجاد کنند، احیانا در ساختار قدرت جهانی جایگاه برتری خواهند یافت. از این منظر، هوش مصنوعی نه فقط یک نوآوری فناورانه، بلکه عاملی راهبردی در تحول نظام بین الملل به حساب می آید.
منبع: عطر حرم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب