اینجا ترس از فقر، عیار ایمان را آشکار می کند

اینجا ترس از فقر، عیار ایمان را آشکار می کند
به گزارش عطر حرم، گاهی برای سنجیدن ایمان انسان، به آزمون های بزرگ نیاز نیست، یک هزینه کوچک هم می تواند مرز میان باور و ادعا را آشکار کند. قرآن در ماجرای صدقه قبل از نجوا با پیامبر(ص)، از جایی پرده برمی دارد که ترس از کم شدن مال، میزان حقیقی دلبستگی انسان به ایمان را نشان میدهد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۱۲ تا ۲۱ سوره مجادله، از یک سو درباره ی تنظیم رابطه مؤمنان با پیامبر(ص) و از طرف دیگر درباره ی یکی از خطرناک ترین جریان های درون جامعه ایمانی یعنی نفاق سخن می گوید.
در نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات در حقیقت تصویری از یک دوگانه مهم ارایه می کنند، کسانیکه با پنهان کاری، دروغ و پیوند با جبهه مقابل، از مسیر ایمان فاصله می گیرند و در مقابل آنان، مؤمنانی که ایمان در جانشان استقرار یافته و در نهایت در «حزب الله» قرار می گیرند.
وقتی حتی نجوا هم باید هزینه داشته باشد
آیه ۱۲ با جمله «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً» مؤمنان را موظف می کند که قبل از گفتگوی خصوصی با پیامبر(ص)، صدقه ای بپردازند. علامه طباطبایی اعتقاد دارد این حکم تنها یک دستور مالی نبود، بلکه فلسفه آن، اصلاح روابط اجتماعی و پاک سازی انگیزه های درونی بود.
برخی ثروتمندان زیاد با پیامبر(ص) نجوا می کردند و این ارتباط خصوصی را نوعی امتیاز برای خود می دانستند. چنین وضعی می توانست سبب رنجش فقرا شود. صدقه قبل از نجوا، این فاصله را کاهش می داد، برای اینکه فرد برای نزدیک شدن به پیامبر(ص) باید قسمتی از دارایی خودرا به نیازمندان می داد. بنابراین، «ذَلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ» فقط درباره ی یک عمل مالی نیست، بلکه از «پاک تر شدن دل ها» سخن می گوید.
جایی که ترس از فقر، حقیقت را آشکار کرد
اما این حکم مدت زیادی ادامه نیافت. آیه ۱۳ با لحنی عتاب آمیز می پرسد که «أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ؟» آیا از پرداخت صدقه قبل از نجوا ترسیدید؟
این آیه ضمن نسخ حکم قبلی، پرده ای از رفتار جامعه آن روز کنار می زند. علامه طباطبایی تصریح می کند که جز علی بن ابی طالب(ع)، کسی به این حکم عمل نکرد و آن حضرت قبل از نجوا با پیامبر(ص) صدقه پرداخت. سپس خداوند با برداشتن این حکم، مؤمنان را به نماز، زکات و اطاعت از خدا و رسول فراخواند.
نکته مهم اینجاست که قرآن با این ماجرا نشان داده است ایمان تنها در ادعا سنجیده نمی گردد، گاهی یک دستور کوچک می تواند میزان تعلق انسان به دنیا و آمادگی او برای اطاعت را آشکار کند.
نفاق از یک دوگانگی شروع می شود
از آیه ۱۴، فضای سوره تغییر می کند. سخن از کسانی است که «تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» با گروهی پیوند برقرار کرده اند که مورد غضب الهی اند. این گروه را یهود و افراد یاد شده را منافقانی می داند که میان جامعه مسلمانان و یهودیان در رفت وآمد بودند، نزد مؤمنان خودرا مسلمان نشان می دادند و نزد یهودیان اظهار همراهی می کردند. از همین رو قرآن درباره ی آنان می گوید که «مَا هُمْ مِنْکُمْ وَلَا مِنْهُمْ» نه واقعا از شما هستند و نه از آنان.
نفاق در این نگاه، فقط یک دروغ زبانی نیست، بلکه نوعی دوگانگی هویتی است. انسان منافق تلاش می کند همزمان از مزایای دو جبهه استفاده نماید، اما نتیجه این سرگردانی، از دست دادن حقیقت و گرفتار شدن در جبهه باطل است.
وقتی سوگند، سپر دروغ می شود
آیه ۱۶ تصویر دقیق تری از این رفتار ارائه می کند «اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّةً». آنان سوگندهای خودرا «سپر» قرار داده اند. منافقان هرگاه رفتاری از آنان سبب بدگمانی مؤمنان می شد، با سوگندهای دروغین تلاش می کردند خودرا تبرئه کنند و با این حال دیگران را نیز از مسیر خدا منحرف سازند.
اینجا یکی از مهم ترین هشدارهای اخلاقی آیات شکل می گیرد، دروغ وقتی خطرناک تر می شود که لباس حقیقت بپوشد. سوگند، ظاهر را قابل اعتماد می کند، اما اگر در خدمت فریب قرار گیرد، بجای دفاع از انسان، به ابزاری برای گمراه کردن دیگران تبدیل می شود.
سقوط از جایی شروع می شود که یاد خدا فراموش می شود
آیه ۱۹ ریشه عمیق تر این انحراف را معرفی می کند، «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ». «استحواذ» به مفهوم استیلا و غلبه است. بدین سبب مسئله فقط این نیست که شیطان انسان را به یک گناه دعوت کند، خطر بزرگ تر آنست که چنان بر انسان مسلط شود که یاد خدا را از او بگیرد.
ترتیب آیه خیلی معنادار است، نخست «استیلا»، سپس «فراموشی ذکر خدا» و بعد «حزب شیطان شدن». یعنی سقوط غائی به طور معمول از یکباره بریدن از خدا شروع نمی گردد، از جایی شروع می شود که یاد خدا کم رنگ می شود و انسان کم کم معیارهای الهی را از دست می دهد.
شکست جبهه باطل، فقط یک وعده نیست
پس از معرفی «حزب شیطان»، قرآن می فرماید که «إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ». کسانیکه در مقابل خدا و رسول او می ایستند، در شمار خوارشدگان خواهند بود. سپس آیه ۲۱ یک اصل کلی را بیان می کند که «کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی».
علامه طباطبایی «کتابت» خدا را در اینجا به مفهوم قضای قطعی الهی می داند، یعنی غلبه حق و رسولان الهی امری اتفاقی و وابسته به شرایط زودگذر نیست، بلکه در نظام الهی عاقبت حق باید غالب شود.
این غلبه را نباید فقط به مفهوم پیروزی ظاهری و سیاسی در یک مقطع تاریخی محدود کرد، آیه با اطلاق خود، بر غلبه غائی حق از جهت حجت، تأیید الهی و فرجام کار دلالت دارد.
مرز ایمان، جایی است که انتخاب سخت می شود
آیات ۱۴ تا ۲۱ در نهایت یک خط روشن میان دو جبهه ترسیم می کنند: «حزب الشیطان» و «حزب الله». دراین میان، ایمان واقعی زمانی معنا پیدا می کند که انسان در لحظه انتخاب، میان حقیقت و منافع شخصی یکی را برگزیند.
پیام این مجموعه آیات برای انسان امروز نیز روشن است، این که خطر اصلی همیشه دشمن آشکار نیست، گاهی خطری جدی تر در قالب دوگانگی، توجیه، دروغ و فراموشی تدریجی خدا شکل می گیرد.
انسان امکان دارد با زبان خودرا مؤمن ارائه کند، اما آن چه جایگاه واقعی او را مشخص می کند، موضع او در مقابل حق و باطل است. سوره مجادله هشدار می دهد که وقتی شیطان توانست «ذکر خدا» را از انسان بگیرد، فاصله میان یک لغزش و تبدیل شدن به «حزب شیطان» دیگر چندان زیاد نیست. در مقابل، وعده الهی این است که جبهه حق، با تاکید بر قدرت «قَوِیٌّ عَزِیزٌ» خداوند، عاقبت مغلوب نخواهد شد.
1405/05/25
22:20:59
5.0 / 5
5
تگهای خبر: پیامبر , دین , زكات , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۲
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

عطر حرم