اخطار حجت الاسلام انصاریان در رابطه با منبرهای بی علم منبر فقط روایت خوانی نیست
به گزارش عطر حرم، یک مفسر قرآن ضمن اشاره به این نکته که منبرِ بدون علم و پختگی، برمبنای فرمایش امام صادق(ع)، می تواند منشاء زیان باشد، اظهار نمود: وظیفه اصلی منبر تنها نقل روایت و خواندن احادیث نیست، بلکه رسالت آن «تفقه» و رسیدن به درک عمیق و صحیح از دین است. او همینطور تاکید کرد که برای ایجاد تحول در شیوه های تبلیغ و انذار آگاهانه، لازم است استادان حوزه و دانشگاه و متولیان فرهنگی با یکدیگر همکاری و هم افزایی داشته باشند؛ چونکه در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد که نسل جوان از گنجینه عظیم معرفتی قرآن و عترت آن گونه که باید بهره مند نشود.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بمناسبت انتشار مجلدات «تفسیر حکیم»، گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین حسین انصاریان انجام دادیم. در اولین بخش این گفتگوی تفصیلی که با عنوان «تفسیر حکیم چطور پدید آمد؛ ناگفته هایی از سلوک علمی استاد انصاریان» منتشر و تقدیم مخاطبان این حوزه شد، وی در رابطه با چگونگی تشکیل این اثر، مراحل نگارش آن، نقش مرحوم آیت ا... العظمی فاضل لنکرانی در تشویق وی برای نگارش تفسیر و همینطور خصوصیت های علمی و محتوایی «تفسیر حکیم» توضیحاتی عرضه کرد.
بنابر روایت ایکنا، انصاریان در این بخش همینطور از ارتباط میان سال ها تجربه منبر و نگارش تفسیر سخن گفت و بر لزوم آشنایی مفسر با علوم مختلف، همچون ادبیات عرب، فقه، اصول و علوم طبیعی تاکید کرد. وی همین طور تفاوت میان ترجمه و تفسیر قرآن را مورد توجه قرار داد و گفت مفسر، علاوه بر برخورداری از دانش های حوزوی، باید با مسایل و لایه های مختلف جامعه نیز آشنا باشد تا بتواند مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و تربیتی آیات را برای مخاطب امروز به درستی توضیح دهد.
استاد، در رابطه با میزان استقبال از ترجمه قرآن کریم و انگیزه ای که موجب شد این اثر را به نگارش درآورید، توضیح بفرمایید.
در آن زمان، وزیر ارشاد به من اظهار داشت که شمارگان ترجمه های قرآن به ۲۰ میلیون نسخه رسیده است. با آنکه سالیان زیادی از آن دوره گذشته، آثار و بازتاب آن همچنان دیده می شود. نکته جالب این بود که در همان سال ها برخی ترجمه ها تنها توسط تعداد محدودی ناشر منتشر می شد، اما ترجمه من توسط ۲۰۰ ناشر به چاپ رسید.
البته من همیشه تاکید کرده ام که هدفم از انجام این کار کسب درآمد نبوده است. این ترجمه را به عنوان هدیه ای به پیشگاه حضرت سیدالشهدا(ع) تقدیم کردم.
در تعدادی قسمت های «تفسیر حکیم»، مطالب رنگ و بوی تفسیری پیدا می کند. از نظر شما مرز میان ترجمه و تفسیر قرآن کجاست؟
به اعتقاد من، ترجمه و تفسیر تفاوتی اساسی با یکدیگر دارند. تفسیر قرآن در حقیقت به مفهوم کنار زدن پرده از لایه های عمیق تر و پنهان معنای آیات است. به عنوان نمونه، در عبارت «رب العالمین» امکان دارد در یک ترجمه ساده، «پروردگار جهانیان» نوشته شود؛ اما در تفسیر باید ابعاد و لایه های معنایی این واژه بررسی شود. من در تفسیر خود، مفهوم «رب» را در ۱۵ صفحه توضیح داده ام تا ابعاد مالکیت و مربی گری خداوند روشن شود.
نگرانی جدی من این است که اشخاصی بدون برخورداری از تسلط کافی بر ادبیات عرب، وارد عرصه ترجمه قرآن یا احادیث شوند؛ برای اینکه این مساله می تواند به علم و فهم درست متون دینی لطمه وارد کند. بطور مثال، در ترکیب ماضی و مضارع مانند «کانوا یعملون»، استمرار و تداوم عمل مورد نظر است و این نکته ای است که شناخت ادبیات عرب برای درک آن ضروریست.
همچنین در مواردی مانند «الف و لام استغراق» یا کاربرد «مَنْ» در آیات، رعایت دقیق قواعد ادبی اهمیت زیادی دارد. اگر این ظرافت ها مورد توجه قرار نگیرند، امکان دارد معنای آیه از مسیر صحیح خود بیرون رود.
قرآن برای «یُزَکِّیهِمْ» و «یُعَلِّمُهُمُ» آمده است؛ به این علت بخش مهمی از آیات قرآن، ماهیتی «مربیّه» و تربیتی دارند. قرآن آمده است تا انسان را رشد دهد و به کمال برساند. بنابراین، وظیفه مفسر این است که پیام های تربیتی موجود در آیات را استخراج کند.
من نیز در نگارش این اثر کوشیده ام بر همین جنبه های تربیتی تمرکز داشته باشم. گاهی برای توضیح و تبیین دقیق یک آیه تربیتی، تا ۳۰ صفحه از توان علمی خویش را به بررسی آن اختصاص داده ام.
یکی از خصوصیت های «تفسیر حکیم» را جمع میان روش آیه به آیه و آیه به روایت دانسته اید. این دو شیوه را چطور در این اثر با یکدیگر تلفیق کرده اید؟
یکی از اصول محکم و مهم در فهم قرآن، قاعده «القرآن یُفسِّرُ بعضُه بعضاً» است؛ یعنی قرآن خودش بهترین تفسیرکننده خویش است. در عین حال، در مواردی که برای فهم کامل یک آیه به زمینه و توضیح روایی نیاز باشد، مراجعه به میراث باارزش اهل بیت(ع) ضروریست.
تفاسیر روایی معتبر و اصیلی مانند «نورالثقلین»، «عیاشی» و «تفسیر برهان» و همینطور مجموعه ۱۶ جلدی جدیدی که در این مورد پخش شده، از منابع مهم برای کشف حقایق و معانی آیات به شمار می روند. بدون سودجستن از این معارف، رسیدن به عمق معنایی کلام خداوند امکانپذیر نیست.
برای مثال، در جواب شبهات بی پایه در رابطه با تحریف قرآن، می توان با بهره گیری از مبانی تفسیری، به ویژه با بررسی آیات سوره مبارکه حجر، پاسخ های دقیق و مفصل عرضه کرد و این توهمات را با پشتوانه علمی رد کرد.
در واقع، تفاوت اساسی ترجمه و تفسیر در این است که تفسیر، پرده برداری از لایه های پنهان معناست. بطور مثال، واژه «رب» در عبارت «الحمدلله رب العالمین» تنها به مفهوم «پروردگار» نیست، بلکه برای فهم آن باید ابعاد مالکیت و مربی گری خداوند نیز تبیین شود.
به همین دلیل، ورود بدون پشتوانه علمی کافی به حوزه ترجمه قرآن و روایات، خصوصاً از جانب اشخاصی که در ادبیات عرب تخصص و اجتهاد لازم را ندارند، می تواند لطمه زا باشد.
در بین علوم مقدماتی مورد نیاز برای تفسیر، ادبیات عرب چه جایگاهی دارد و مفسر تا چه میزان باید در نحو، صرف، لغت و بلاغت عربی تخصص داشته باشد؟
تسلط بر ظرافت ها و دقایق ادبیات عرب، یکی از ارکان اساسی برای فهم درست قرآن است. کسی که در علوم بدیع و بیان تسلط و تخصص کافی نداشته باشد، در ترجمه و تفسیر امکان دارد از مسیر صحیح معنا فاصله بگیرد.
برای مثال، ترکیب فعل ماضی و مضارع در عبارت هایی مانند «کانوا یعملون» بر استمرار یک عمل در طی زمان دلالت دارد و ترجمه ساده آن بصورت یک فعل ماضی، نمی تواند همه ظرفیت معنایی عبارت را منتقل کند.
همچنین شناخت دقیق «الف و لام استغراق» در عباراتی مانند «الحمدلله» اهمیت ویژه ای دارد؛ چونکه این نوع کاربرد با معرفه سازی های معمول متفاوت است. در مورد «مَنْ» موصول نیز در آیاتی مانند «بَلْ مَنْ کَسَبَ»، باید با دقت جایگاه آن و نسبتش با دلالت های مفرد و جمع مشخص شود.
نادیده گرفتن این ظرافت های ادبی می تواند از زیبایی و ظرفیت بلاغی متن کم کند و حتی در تعدادی موارد معنا را گرفتار انحراف کند. بنابراین، تسلط عمیق بر علوم ادبی برای هر مفسر و مترجم قرآن، یک امر جانبی یا صرفا سفارش ای نیست، بلکه ضرورتی قطعی و اجتناب ناپذیر است.
برای معرفی مؤثرتر این اثر و انتقال مفاهیم آن به نسل جوان چه اقداماتی درنظر گرفته شده است و رویکرد شما در رویارویی با نسل جدید چطور است؟
در این زمینه باید به یک نکته مهم در سخن امیرالمؤمنین(ع) توجه کرد؛ ایشان بر این مساله تاکید دارند که فرزندان باید متناسب با زمانه خودشان تربیت شوند. شرایط جامعه امروز با گذشته تفاوت کرده است. امروزه فساد پنهان نیست و گستردگی جاذبه های منفی به حدی رسیده که می توان گفت جبهه حق در مقابل این جریان ها با شرایطی در حدود نسبت ۹۹ به یک روبروست.
از این رو، منبر در زمان حاضر باید بگونه ای باشد که مخاطب را در مقابل این هجمه ها مقاوم و ضدضربه کند.
در پنجاه سال گذشته، ایران به عنوان یکی از کانون های اندیشه دینی توانسته است قدرت جریان کفر و استکبار را در حوزه جهانی متزلزل کند. امروز آن انفعال سابق کشورها در مقابل قدرت و هیمنه غرب تا حدود زیادی جای خویش را به خودباوری داده است.
شکست جریان های انحرافی مانند وهابیت در حوزه تبلیغ بین المللی نیز نشانه ای از پویایی جبهه حق محسوب می شود. برمبنای وعده قرآن کریم، «یرثها عبادی الصالحون»، آینده زمین از آنِ بندگان صالح خداوند است و آینده ای روشن در انتظار جبهه حق خواهد بود.
ایکنا- به نظر شما، به عنوان یکی از اساتید موفق قرآن در کشور که سخنانتان همواره مورد توجه قرار گرفته است، مهم ترین مساله مبلغان دینی در وضعیت امروز چیست؟
منبر باید رسانه ای باشد که بر محور قرآن و عترت، یعنی ثقلین، حرکت کند؛ برای اینکه مطابق سخن پیامبر اکرم(ص)، تمسک به این دو میراث ارزشمند، راه نجات انسان از گمراهی است.
از سوی دیگر، برمبنای آموزه های امام صادق(ع)، منبری که از علم و پختگی خالی باشد، می تواند زیان بار باشد.
رسالت اصلی منبر فقط روایت خوانی نیست؛ بلکه «تفقه» است، یعنی فهم عمیق و دقیق دین. سخن گفتن باید همراه با فهم فقیهانه باشد و مبلغ بعد از کسب این معرفت، برای آگاهی دادن، اخطار و انذار مردم به میان آنان بازگردد؛ همان وظیفه ای که قرآن کریم با تعبیر «لِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ» به آن اشاره نموده است.
هدف از این انذار، تقویت توانایی جامعه برای پرهیز از گناه و افزایش روحیه تقواست. اگر متولیان این حوزه، از استادان حوزه و دانشگاه گرفته تا مسئولان دلسوز، برای تغییر و تحول در شیوه های تبلیغی و آموزشی با یکدیگر هم افزایی نداشته باشند، این نگرانی وجود دارد که نسل جوان نتواند از سرمایه عظیم معرفتی قرآن و عترت به میزان کافی بهره ببرد.
منبع: عطر حرم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب