تربیت جنسی فرزندان با چند تکنیک حل می شود؟ چرا والدین پیش از مهارت به توحید نیاز دارند؟

تربیت جنسی فرزندان با چند تکنیک حل می شود؟ چرا والدین پیش از مهارت به توحید نیاز دارند؟
به گزارش عطر حرم، در روزگاری که کودکان و نوجوانان از راه فضای مجازی با انبوهی از محرک ها و صدمه های فرهنگی مواجه اند، خیلی از والدین بدنبال راهکار، تکنیک و شیوه های نظارتی برای صیانت از فرزندان خود هستند؛ اما آیا آگاهی و نظارت به تنهایی می تواند غریزه ای را که از درون انسان سرچشمه می گیرد، مدیریت کند؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در شرایطی که خانواده ها با حجم گسترده ای از هجمه های فرهنگی مواجهند، سخن گفتن از تربیت جنسی بدون توجه به «بنیاد توحیدی» و آرامشی که از ایمان سرچشمه می گیرد، نمی تواند راهگشا باشد. تربیت دینی به معنای «خدایی کردن» انسان نیست، بلکه عرصه ای برای خالص کردن مسیر بندگی و صیانت از نسل آینده است.

امروز خانواده ها در محیطی زندگی می کنند که مرزهای فرهنگی بیشتر از هر زمان دیگری درهم تنیده شده و کودکان و نوجوانان، خصوصاً بوسیله فضای مجازی، در معرض انواع محرک ها، لطمه ها و آلودگی های فرهنگی قرار دارند. در چنین شرایطی، تربیت جنسی دیگر موضوعی انتخابی و فرعی نیست، بلکه ضرورتی جدی برای حفظ سلامت نسل آینده به شمار می رود؛ چونکه غفلت از این عرصه می تواند دستاوردهای سنگینی داشته باشد و جریان های مختلف با تمام توان برای تأثیرگذاری بر غرایز و رفتار جنسی جوانان برنامه ریزی می کنند.

بنابر روایت حوزه، حجت الاسلام محسن عباسی ولدی در سلسله جلساتی با مبحث تربیت جنسی، نکات عمیق و قابل توجهی را مطرح کرده اند که با هدف بهره مندی والدین و همه دغدغه مندان حوزه تربیت، تقدیم مخاطبان می شود.

در گام نخست، درباره ی ماهیت تربیت جنسی سخن گفته شد. تربیت جنسی در حقیقت قرار دادن فرد در مسیری است که بتواند از توانایی هایی که خداوند در وجود او قرار داده، برای هماهنگ کردن غریزه جنسی با هدف آفرینش استفاده کند؛ یعنی این غریزه را مهار، مدیریت و در راه صحیح به کار گیرد. نکته اساسی اینست که مقصد پایانی خلقت انسان، بندگی خداوند است.

پس از آن، درباره ی اهداف تربیت جنسی بحث شد و دو هدف اساسی مورد توجه قرار گرفت.

هدف نخست آن است که فرد به مرحله ای از رشد برسد که بتواند بدون نیاز دائمی به نظارت بیرونی، از درون خویش خودداری کند و حتی در مقابل لذت های حرام، با هر شکل و عنوانی، مقاومت داشته باشد.

هدف دوم اینست که فرد در ابعاد مختلف به اندازه ای از رشد و بلوغ برسد که هرگاه نیاز جنسی در او شکل گرفت، بتواند از مسیر مشروع و حلال، یعنی ازدواج، پاسخ مناسبی به این نیاز بدهد.

با این مقدمه، حال باید به مسئله اصلی توجه کرد.

وقتی سلیقه شخصی جای قاعده تربیتی می نشیند

یکی از لطمه های موجود در حوزه تربیت جنسی اینست که گاهی برخی دیدگاه ها و شیوه ها فقط برمبنای سلیقه های فردی، بعنوان قواعد قطعی تربیت معرفی می شوند؛ در حالیکه الزاماً پشتوانه علمی یا دینی قابل اتکایی ندارند.

در کنار این مساله، برخی رویکرد های مادی گرایانه غربی هم بدون آنکه به درستی نقد و بررسی شوند، بعنوان اصول پذیرفته شده تربیتی وارد فضای آموزشی شده اند.

مشکل زمانی جدی تر می شود که همین الگوها و قواعد گرفته شده از تربیت مادی غرب، در بعضی کارگاه ها، کتاب ها و جلسات با عنوان «تربیت دینی» عرضه شوند؛ در حالیکه اساساً میان آنها و آموزه های دینی نسبت روشنی وجود ندارد.

در فضای فعلی تربیت جنسی هم می توان دو رویکرد غالب را مشاهده کرد که بخش قابل توجهی از این حوزه را تحت تأثیر قرار داده اند.

رویکرد نخست؛ ترس افزایی و ترس فروشی

در این شیوه، با بوجودآوردن ترس و نگرانی در مخاطب، احساس نیاز او به شرکت در دوره ها و کارگاه ها یا خرید و مطالعه کتاب های مرتبط افزوده می شود و در نهایت محصول یا خدماتی به او عرضه می شود. متاسفانه نمونه هایی از این شیوه را می توان در بعضی جلسات و کارگاه های تربیت جنسی مشاهده کرد.

رویکرد دوم؛ نگاه سطحی و مکانیکی

رویکرد دیگر، نگاه سطحی و فقط مکانیکی به تربیت جنسی است. در این نگاه، به جای آنکه ابعاد روانی، معنوی و درونی مبحث مورد توجه قرار گیرد، مسئله به مجموعه ای از دستورالعمل ها و مهارتها تقلیل پیدا می کند. نتیجه چنین نگاهی هم می تواند ایجاد نوعی احساس آسودگی افراطی و غیرواقعی باشد.

غریزه جنسی چیست؟

پس از این مقدمات، به گام اول یعنی شناخت ماهیت غریزه جنسی رسیدیم. نکته ای روشن اما مغفول مانده در خیلی از مباحث تربیت جنسی، شناخت درست همین غریزه است.

غریزه جنسی، اساساً غریزه ای مبتنی بر لذت است. همان گونه که انسان برای درک حس چشایی و لذت حاصل از خوردن غذا، نیازمند آموزش های علمی و مقدماتی نیست، درک لذت جنسی هم اصولاً، امری فطری و غریزی است و از درون انسان سرچشمه می گیرد.

در گام دوم، این پرسش مطرح می شود که مهم ترین اهرم برای مهار این لذت درونی چیست؟

آیا نظارت می تواند عامل اصلی کنترل آن باشد؟

پاسخ اینست که خیر.

آیا فقط آگاهی دادن می تواند لذتی را که منشا آن در درون انسان است، مدیریت کند؟

باز هم پاسخ، به تنهایی منفی است.

البته این سخن به معنای بی اهمیت بودن نظارت و آگاهی نیست. هر دو ضروری اند و هرکدام جایگاه خاص خودرا دارند. حتی ضروری است درباره ی مهارت های در رابطه با نظارت و آگاهی بخشی با والدین گفت و گو شود. مسئله اینجاست که اگر تصور نماییم همین دو ابزار به تنهایی می توانند تربیت جنسی را به نتیجه برسانند، گرفتار نوعی آسودگی کاذب و اتکای نادرست شده ایم.

در چنین شرایطی امکان دارد والدین تصور کنند فرزندشان را به خوبی در راه تربیت قرار داده اند، اما بعد از مدتی متوجه شوند که نتیجه مورد انتظار حاصل نشده است.

همه محرک ها از بیرون نمی آیند

نکته دیگری که باید برای پیشگیری از سوءبرداشت به آن توجه کرد، مسئله عوامل تحریک غریزه جنسی است. وقتی گفته می شود عوامل تحریک فقط بیرونی نیستند، به هیچ عنوان به معنای نادیده گرفتن نقش و تأثیر عوامل بیرونی نیست.

مقصود اینست که نمی توان تربیت جنسی را تنها با کنترل محیط بیرونی به عاقبت رساند.

بسیاری از عوامل بیرونی اساساً امکان نظارت دائمی ندارند. افزون بر این، بخشی از محرک ها می توانند از درون ذهن انسان شکل بگیرند؛ برای نمونه تصویرسازی های ذهنی که امکان دارد بدون حضور یک عامل بیرونی هم ایجاد شوند.

ایمان؛ عامل درونی مهارکننده

در گام سوم به این نکته رسیدیم که آن چه می تواند لذت درونی را در معنای حقیقی کلمه مدیریت، مهار و در راه صحیح هدایت کند، یک عامل درونی به نام ایمان است.

در این مرحله بحث گسترده ای درباره ی جایگاه ایمان عنوان شد، اما درحال حاضر به همین مقدار بسنده می کنیم؛ چونکه در ادامه بار دیگر ناگزیر به بحث ایمان بازخواهیم گشت.

رکن اساسی تربیت دینی

در گام چهارم مقرر است درباره ی یکی از ارکان مهم تربیت دینی سخن بگوییم. از پدران و مادران و همه کسانیکه دغدغه تربیت دارند، می خواهم با دقت و حوصله این بحث را دنبال کنند؛ چونکه موضوعی که مطرح می شود، از مباحث کلیدی و زیربنایی تربیت است.

وقتی از واژه «رکن» استفاده می نماییم، باید به معنای دقیق آن توجه داشته باشیم. در ساختمان، رکن همان چیزی است که به پی و فونداسیون بنا مربوط می شود؛ اگر چنین پایه ای وجود نداشته باشد، ساختمان استواری لازم را ندارد و امکان دارد با یک باد یا طوفان فرو بریزد.

در بحث عبادت هم رکن به چیزی گفته می شود که نبود آن، اساس عمل را گرفتار مشکل می کند.

بنابراین وقتی گفته می شود این مورد یک رکن در تربیت دینی است، معنایش اینست که بدون توجه به آن، اساساً تربیت دینی در معنای حقیقی شکل نمی گیرد. در سطح جزئی تر هم اگر در تربیت جنسی از این اصل غفلت نماییم، چیزی به نام «تربیت جنسی دینی» نخواهیم داشت.

ما قرار نیست خدا باشیم

در نگاه دینی، وظیفه پدر، مادر، معلم، روحانی، استاد و هر فرد دیگری که در راه تربیت نقش دارد، قبل از هر چیز بندگی خداوند است و بس.

ما حافظ فرزندانمان هستیم، نه حافظ خدا.
ما نگهبان آنها هستیم، نه نگهبان خدا.
ما هدایتگر فرزندانمان هستیم، نه هدایتگر خدا.
ما مربی فرزندانمان هستیم، نه «رب» آنها.

مالک و مدبر حقیقی فرزندان، خداوند است.

این مطالب شعار نیستند و فقط برای کلاس های اخلاق و عرفان هم مطرح نمی شوند. اگر کسی در جریان تربیت از این حقیقت غفلت کند، در واقع از بخش مهمی از تربیت دینی فاصله گرفته است.

این تعابیر با دقت انتخاب شده اند. تفکر غیردینی ابتدا انسان را در جایگاه «همه کاره» قرار می دهد؛ گویی قدرت و اختیار کامل در دست اوست و سپس می گوید: حالا تربیت کن. تو هدایتگری، تو حافظی، تو نگهبانی، تو وکیلی و حتی تو رب هستی؛ اگر بخواهی می توانی فرزندت را درست تربیت کنی و اگر نخواهی، نمی توانی.

اما دین چنین نگاهی بر انسان ندارد.

دین به انسان می گوید: تو بنده ای؛ در همه عرصه های زندگی هم بنده ای و وظیفه ای جز بندگی نداری. «خدایی کردن» وظیفه تو نیست؛ این کار، کار خداست.

اگر انسان وارد عرصه خدایی کردن شود، نه فقط نمی تواند از عهده آن برآید، بلکه حتی از وظیفه اصلی خود، یعنی بندگی، هم دور می شود.

تفکر غیردینی انسان را همه کاره معرفی می کند و سپس مسئولیتی را بر دوش او می گذارد که هرچه تلاش کند، قادر به کنترل همه ابعاد آن نیست.

نتیجه چنین وضعیتی چیست؟

ناامیدی.

انسان ابتدا خودش را همه کاره می بیند، با چنین نگاهی وارد تربیت می شود و وقتی در مقابل عوامل گوناگون و خارج از کنترل خود قرار گرفت، احساس شکست و ناتوانی می کند.

در حالی که قرآن کریم صراحتاً می فرماید:

«... لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ»
(سوره یوسف، آیه ۸۷)

از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ چونکه جز قوم کافران، کسی از رحمت خداوند ناامید نمی شود.

وقتی مهارتها جای توکل را می گیرند

گاهی مجموعه ای از مهارت ها به والدین آموزش داده می شود و آن قدر درباره ی آنها سخن گفته می شود که گویی تربیت جنسی و سرنوشت فرزند، کاملا در اختیار والدین و تکنیک هایی است که در اختیار دارند.

والد وارد فضای تربیت جنسی می شود و با حجم عظیمی از محرک ها در فضای حقیقی و مجازی رو به رو می شود؛ عوامل مختلفی که در خلاف جهت مسیری قرار دارند که او می خواهد فرزندش را در آن قرار دهد.

هر عاملی را کنترل می کند، عامل دیگری از جایی دیگر ظاهر می شود. هر محرکی را کنار می زند، محرک دیگری وارد زندگی فرزند می شود. در نهایت خسته و ناامید می شود.

اما دین چنین تصویری از وظیفه والد ارایه نکرده است.

دین می گوید من وظایفی را بر عهده تو بعنوان پدر یا مادر گذاشته ام؛ همان وظایف را انجام بده. اما نتیجه نهائی و تمام دستاوردهای امور در اختیار تو نیست. حافظ، نگهبان، هادی و وکیل حقیقی، خداوند است.

قرآن کریم در آیه ۱۰۷ سوره انعام می فرماید:

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا ۖ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیبًا وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍ»

اگر خدا می خواست، آنان مشرک نمی شدند؛ و ما تو را نگهبان آنان قرار نداده ایم و تو بر آنان وکیل و گمارده نیستی.

پس چه کسی حافظ و نگهبان است؟

قرآن پاسخ می دهد:

«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظٌ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
(سوره یوسف، آیه ۶۴)

خداوند بهترین نگهبان است و او مهربان ترین مهربانان است.

همین طور، من هادی نیستم؛ هدایتگر حقیقی خداوند است.

خداوند به پیامبر(ص) می فرماید:

«لَیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ»
(سوره بقره، آیه ۲۷۲)

هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلکه خداوند هرکس را که بخواهد هدایت می کند.

همچنین در آیه ۵۶ سوره قصص می خوانیم:

«إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ»

تو نمی توانی هرکس را که دوست داری هدایت کنی؛ بلکه خداوند هرکس را که بخواهد هدایت می کند.

بنابراین، همه این امور در نهایت به خداوند بازمی گردد. خداوند وظایفی را در راه تربیت بر عهده پدر و مادر قرار داده است و انسان باید نسبت به انجام همان وظایف دغدغه داشته باشد. وقتی وظیفه خودرا انجام داد، دیگر نباید تصور کند که مسئول تمام نتایج و پیامدها هم هست.

چرا؟

چون همه کاره خداوند است.

او ربوبیت خودرا می داند و از عهده آن برمی آید. من برای خدایی کردن آفریده نشده ام؛ برای بندگی آفریده شده ام. ازاین رو بندگی می کنم و آرام می گیرم.

آرامش از کجا می آید؟

چرا انسان با این نگاه آرام می شود؟

زیرا به قدرت خداوند ایمان دارد. می داند:

«عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
(سوره بقره، آیه ۲۰)

خداوند بر هر چیزی تواناست.

قدرت او از قدرت همه ابرقدرت ها بالاتر است؛ از قدرت فضای مجازی، اینترنت، شبکه های اجتماعی و چهره های مشهور فاسد داخلی و خارجی بیشتر است.

خدایی که من به او ایمان دارم، خدایی است که قدرتش بر تلگرام، اینستاگرام و فیلم ها و محتواهای لطمه زا غلبه دارد. اگر اراده کند انسانی را هدایت کند، هیچ کس نمی تواند مانع هدایت او شود.

من به علم خداوند هم ایمان دارم و می دانم:

«بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»
(سوره بقره، آیه ۲۹)

او به همه چیز علم و احاطه دارد.

همچنین به ربوبیت خداوند بر تمام عالم ایمان دارم و می دانم همه موجودات و همه نیروهای آسمان و زمین تحت فرمان او هستند.

قرآن کریم می فرماید:

«وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا»
(سوره فتح، آیه ۷)

تمام لشکریان آسمان ها و زمین از آن خداوند هستند.

من می دانم خداوند از پدر و مادر هم نسبت به انسان مهربان تر است و همین باور است که به من آرامش می دهد.

در یکی از تعقیبات نماز ظهر، در سجده می گوییم:

«أَنْتَ رَبِّی، مِنْ أَبِی وَأُمِّی، وَمِنْ جَمِیعِ الْخَلَائِقِ»

تو آفریدگار منی، برتر و مهربان تر از پدر و مادرم و همه مخلوقات.

من چنین خدایی را قبول دارم؛ خدایی که نسبت به انسان از پدر و مادر و تمام خلایق مهربان تر است.

ضرورت نگاه توحیدی در تربیت؛ مهندسی آرامش در بحران

۱. چالش دنیای امروز

امروز میدان تربیت پر شده است از محرک های گوناگون، جذابیت های فریبنده، پرتگاه های اخلاقی و ابزارهای مختلف فساد.

در چنین شلوغ بازاری، نگاه های غیرتوحیدی به شکست می انجامند؛ چونکه انسان را در جایگاه «همه کاره» قرار می دهند و در نهایت او را در مقابل حجم عظیمی از هجمه ها تنها می گذارند.

اضطرابی که از احساس این تنهایی ایجاد می شود، توان عمل را از پدر و مادر می گیرد.

۲. چرا توحید یک ضرورت حیاتی در تربیت است؟

اگر نگاه توحیدی نداشته باشیم، در میدان عمل خداوند را آن گونه که قرآن معرفی کرده، باور نکرده ایم؛ خدایی که قادر مطلق، عالم مطلق و رب همه عالم است.

توحید ناقص یعنی این که در مقابل ابرقدرت ها، فضای مجازی و حجم گسترده هجمه ها ناامید شویم؛ و چنین ناامیدی ای در نهایت ما را به شکست می رساند.

۳. اورژانس و یک اصل مهم؛ آرامش قبل از نجات

تصور کنید کودکی گرفتار حادثه شده است. اولین چیزی که امدادگران از اطرافیان می خواهند، حفظ آرامش است.

چرا؟

برای شنیدن: تا بتوانیم دستورهای امدادی را دریافت نماییم.

برای فهمیدن: تا راه حل ها را درست درک نماییم.

برای عمل کردن: تا بتوانیم اقدامات لازم و کمک های اولیه را بشکل صحیح انجام دهیم.

فریاد زدن، بی قراری و از دست دادن کنترل، نه فقط کمکی به حل بحران نمی کند، بلکه امکان دارد فرصت بی نظیر نجات را هم از بین ببرد.

۴. آرامش؛ پیش شرط تربیت درست

در تربیت هم وضعیت دقیقاً به همین شکل است.

هرچه محیط تربیتی پرخطرتر و لطمه زاتر شود، نیاز والدین به آرامش بیشتر خواهد شد.

این آرامش از اتصال به منبع نامحدود الهی حاصل می شود.

والدینی که به علت نداشتن این اتصال گرفتار اضطراب و نگرانی هستند، امکان دارد ناخواسته به جای تربیت، دست به تخریب بزنند.

آرامش پدر و مادر می تواند برای فرزند، در میانه دنیایی پرآشوب، به یک سنگر امن تبدیل گردد.

آیا برای آرامش راهی جز خدا وجود دارد؟

وقتی پدر و مادری دغدغه تربیت فرزند خودرا در چنین محیطی دارد، امکان دارد به صورت طبیعی با یک پرسش جدی مواجه شود:

«در برابر این حجم از فشار و تهدید، به چه چیزی می توانم تکیه کنم تا آرام بمانم و بتوانم بهترین عملکرد را برای فرزندم داشته باشم؟ در حالیکه احساس می کنم عوامل مختلف دست به دست هم داده اند تا فرزندم را از من دور کنند؟»

اگر صادقانه به مسئله نگاه نماییم، جز اتصال به خداوند، تکیه گاهی وجود ندارد که بتواند در مقابل این حجم از فشار، ثبات و آرامش پایدار را برای انسان بوجود آورد.

خرید آرامش؛ نگاهی مادی

امروز خیلی از خانواده ها برای رسیدن به چنین آرامشی به دنبال «خریدن همراهی» هستند.

آنها با پرداخت هزینه های سنگین، گاهی حتی ده ها میلیون تومان، با مشاوران مختلف قرارداد می بندند تا در انتخاب های فرزند، بحران های خانوادگی، مشکلات همسر یا مسایل روانی، یک همراه و راهنما در کنار خود داشته باشند.

در واقع، بخشی از این هزینه ها برای خرید احساس «تنها نبودن» پرداخت می شود.

آنها می خواهند کسی باشد که در وضعیت دشوار بتوانند به او مراجعه نمایند و احساس کنند در این راه تنها نیستند.

اما قرآن کریم پاسخ دیگری برای این نیاز ارایه می کند.

پاسخ قرآن؛ آرامش در یاد خداست

قرآن کریم می فرماید:

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
(سوره رعد، آیه ۲۸)

آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرام می گیرند.

این آرامش، چیزی نیست که بتوان آنرا با پول یا قرارداد خریداری کرد؛ آرامشی است که از یقین به همراهی خداوند حاصل می شود.

وقتی همراهی خداوند، قوانین عادی را کنار می زند

برای درک این همراهی، کافی است به ماجرای غار دقت کنیم.

پیامبر اکرم(ص) و همراه ایشان در جریان تعقیب مشرکان در غاری پناه گرفته بودند. دشمنان تا نزدیکی آنها رسیده بودند و صدای قدم هایشان به گوش می رسید.

در چنین شرایطی، اگر ارتباط و همراهی خداوند وجود نداشت، راه فراری باقی نمی ماند.

اما هنگامی که خداوند همراه بود، شرایط به شکلی رقم خورد که قوانین معمول و محاسبات عادی کارآمدی خودرا از دست داد؛ تار عنکبوت و ماجرای پرنده و تخم های آن، در این روایت بعنوان نشانه ای از همین حمایت الهی مطرح می شود.

این همان آرامشی است که ایمان می تواند برای یک پدر و مادر مؤمن بوجود آورد.

او می داند حتی اگر دنیا ضد فرزندش بسیج شود، در صورتیکه به خداوند متصل باشد، خداوند می تواند از طریق هایی که انسان حتی تصورش را نمی کند، او و فرزندش را حفظ کند.

پیامبر اکرم(ص) در آن شرایط دشوار برای همراه خود فرمودند:

«لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»

غمگین مباش، خداوند با ماست.

وقتی خداوند همراه انسان باشد، چرا باید گرفتار اضطراب و بی قراری شود؟

خود خداوند هم می فرماید:

«هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ»

هر کجا که باشید، او با شماست.

تغییر شهر و مدرسه، بدون تغییر نگاه

ممکن است پدر و مادری با خود بگوید در شهری که زندگی می کنم، خطر بیشتر است و اگر به شهر دیگری مهاجرت کنم، آرام تر خواهم شد.

یا تصور کند مدرسه فرزندش محیط مناسبی نیست و اگر او را به مدرسه ای دینی و خاص منتقل کند، دیگر نگرانی نخواهد داشت.

تغییر شهر یا مدرسه لزوماً اقدام اشتباهی نیست. بحث بر سر چیز دیگری است.

اگر نگاه توحیدی به عالم و تربیت وجود نداشته باشد، مهاجرت یا تغییر مدرسه هم نمی تواند آرامش پایدار بوجود آورد.

اگر پایه توحید در تربیت محکم نشده باشد، هیچ تغییر محیطی به تنهایی نمی تواند مسئله را حل کند.

این بحث از مبحث تربیت جنسی خارج نیست؛ بلکه دقیقاً درحال توضیح دادن یکی از ارکان اساسی آن است.

اگر این اصل پذیرفته نشود، پذیرش و اجرای خیلی از مباحث بعدی هم دشوار خواهد بود.

ما بدون رسیدن به آرامش درونی که از اتکا به خداوند حاصل می شود، نمی توانیم مسیر تربیت جنسی را با استقامت و آرامش طی نماییم.

اکنون می توانیم از این بحث های زیربنایی عبور نماییم و به اصل مبحث برسیم. هنگامی که توحید خودرا تقویت و توکل عمیقی پیدا نماییم، دیگر از تعداد دشمنان و حجم هجمه ها هراس نخواهیم داشت؛ چونکه یقین داریم خداوند یاری کننده ماست و برای نصرت و هدایت، تنها او کفایت می کند.

قرآن کریم می فرماید:

«وَکَفَیٰ بِاللَّهِ وَلِیًّا وَکَفَیٰ بِاللَّهِ نَصِیرًا»

خداوند برای ولایت و سرپرستی و همینطور برای یاری و نصرت ما کافی است.

در حقیقت، پناهگاه و یاوری جز او وجود ندارد.

قبل از تربیت فرزند، خودمان را تربیت کنیم

نکته دیگری که باید بر آن تاکید کرد اینست که میدان تربیت، قبل از آنکه میدان تربیت فرزند باشد، میدان تربیت خود والدین است.

پدر و مادری که بدون خودسازی و تربیت خویش وارد عرصه تربیت فرزند شوند، نمی توانند انتظار موفقیت کامل در این راه داشته باشند.

در ادامه مباحث روشن خواهد شد که بدون داشتن «تفکر توحیدی»، سخن گفتن از تربیت دینی اساساً بی معناست.

پدر و مادر گرامی؛ اگر فکر توحیدی ندارید، نباید انتظار داشته باشید که فقط با مجموعه ای از مهارتها به تربیت دینی دست پیدا کنید.

فکر توحیدی، زیربنای تربیت دینی و موتور محرک آن است.

برای شنیدن و دانلود این قسمت از جلسه، اینجا کلیک کنید.

1405/06/24
11:29:21
5.0 / 5
4
تگهای خبر: آموزش , پیامبر , خدمات , خرید
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

عطر حرم