نظر امام، علامه و شهید مطهری درباره مولوی

نظر امام، علامه و شهید مطهری درباره مولوی عطر حرم: آیت الله مطهری در كتاب آشنایی با قرآن جلد دوم می نویسد: «مولوی حرفی غیر از قرآن ندارد. هرچه می گوید تفسیرهای قرآن است، منتها از دید عرفانی».



به گزارش عطر حرم به نقل از ایسنا، هادی سروش در روزنامه «جمهوری اسلامی» نوشت: از آنجائیكه اظهارات فقهی منفی در مورد مولوی تلاطمی نه چندان مطلوب در فضای حقیقی و مجازی ایجاد نمود، بر آن شدم نگاه متفاوتی از بعضی از چهره های شاخص حوزه و سپس نگاه فقهی به وی را تقدیمتان نمایم.

نكته اول؛ خودم و شما و تمام اندیشمندان حوزه و دانشگاه را دعوت می كنم عبارتی از حضرت امام (ره) را ملاحظه نماییم كه چگونه ایشان معتقد می باشد فهم كلمات امثال مولوی محتاج شناخت مبانی و اصطلاحات خاص است و این شناخت برای خیلی ها حتی حكیم سبزواری هم میسر نبوده چونكه برای فهم «مولوی» نیاز به «قریحه عرفانی» داریم.

ایشان در جلد دوم تقریر شرح منظومه كه حاوی مباحث سطح عالی فلسفه است، می گوید: «كثیری از ناس شعر مثنوی را جبر می دانند و حال آنكه [وی] مخالف با جبر است، و علت آن این است كه آقایان معنای جبر را نمی دانند. و چنانكه مرحوم حاجی [سبزواری] نیز در شرح خود بر مثنوی نتوانسته در شرح و تفسیر، مرام مولوی را برساند؛ برای اینكه حكیمی قول عارفی را بیان نموده بدون اینكه حظ وافر از قریحه عرفانی داشته باشد. برای [فهم و] شرح قول عارف رومی، مردی صوفی كه یك نحوه كشف ذوقی داشته باشد لازم است...»

نكته دوم؛ اضافه برفرمایش امام، اظهارنظر علامه طباطبایی و دو شاگرد نمونه اش یعنی آیت الله مطهری و آیت الله جوادی آملی هم شنیدنی است. سخن مهم علامه طباطبائی در كتاب الرسائل چنین است: «مولانا؛ عارف رازدان و خدابینی است كه غواص اقیانوس معانی و معارف و قدوه اصحاب معرفت است». و سخن زیبای آیت الله مطهری در كتاب آشنایی با قرآن جلد دوم این است: «مولوی حرفی غیر از قرآن ندارد. هرچه می گوید تفسیرهای قرآن است منتها از دید عرفانی».

استاد بزرگوار ما در فلسفه و تفسیر، جناب آیت الله جوادی آملی هم در درس می فرمودند: «آنچه جناب جلال الدین رومی در گفته هایش گفته بنابر عرفان و مبتنی بر مرحله برتری از تعقل دینی است.»

در باب مولوی و مثنوی او، عارفان از شیخ بهایی و مجلسی اول و فیض كاشانی تا مرحوم قاضی حرف ها دارند كه مجال طرح آن نیست. بعنوان نمونه از مرحوم عارف بالله آقای قاضی منقول است كه اظهار داشته بود: «من می میرم و می روم ولی شما از مثنوی دست برندارید».

نكته سوم؛ مباحث آن جناب در مثنوی بر طبق قریحه عرفانی و اصطلاح خاص اعتقادی است. آیا اصلاً استفتاء فقهی در این عرصه نظری - عرفانی، جا دارد؟ شاید برخی قائل به توسعه امكان اظهارنظر فقیه در همه جوانب دین از احكام و اعتقادات و اخلاقیات و تجربیات و امور هنری و... باشند. اما در سوی دیگر، نظر ژرف دیگری هم هست؛ آیت الله شهید بهشتی می فرماید: «من تعجّب می كنم از مراجعی كه در این زمینه ها قلم روی كاغذ می آورند. چه طور متوجه این خطای بزرگ خودشان نیستند؟ یك مرجع چه حقّی دارد در زمینه مسائل اعتقادی جواب استفتا بنویسد؟ تقلید در مسائل فرعی عملی درست است... اما تقلید در مسائل عقیدتی ضدّ اسلام است. آن آقایی كه یك پارچه تقواست بالای چشم ما، ولی چه كسی به شما گفته به او بازگشت كنید و از او مسئله اعتقادی بپرسید؟»

نكته چهارم؛ شاید گفته شود ورود به بحث حرمت استفاده از «كتب ضاله» از شئون فقیه است. بله در «مكاسب محرمه» این بحث مطرح است اما باید دو نكته مورد ملاحظه باشد:

اولاً؛ این حكم یعنی حرمت استفاده از كتب ضاله، مورد تسالم همه فقیهان نیست و مانند آیت الله خوئی به كلی آنرا مردود دانسته.

و ثانیاً؛ كتب ضاله باید عندالكل، یعنی نزد همه اندیشمندان دینی «ضاله» باشد. اگر كتابی دارای اصطلاح خاص است و اهل فن از متشرعه، آنرا نه تنها «ضال» نمی دانند بلكه «هدایت» می دانند، قهرا از موضوعِ حكم كتب ضاله به كلی بیرون می رود.

نكته پنجم؛ شبهات درباره امثال مولوی از دیرزمان بوده و علماء هم پاسخ داده اند و چیز تازه ای نیست و حتی فتوای برخی فقهاء در این مساله هم تازگی ندارد و حداكثر چون یك سوژه اختلافی است مقلدین محترم به نظرمرجعشان وفادار خواهند بود و در مواردی مانند نشر كتاب، فیلم و دیگر خاستگاه های هنری، نظام بر طبق قانون كه مشروعیتش را از رای مردم و امضاء ولی فقیه دارد، برنامه ریزی می كند.

نكته ششم؛ «فقه» همواره طلایه دار حفظ میراث و فرهنگ جامعه دینی بوده و بطور قطع در این راستا به قواعد خود پای بند است.

نكته هفتم؛ از خود فقیهان آموختیم كه بر مفتیان فتوا لازم است در بیان حكم، حساب بازخوردِ فتوای خویش كنند. روا نیست در فضای حقیقی و یا امروزه در فضای وسیع مجازی، زمینه ساز انكاریابی حرمتی به ساحت «فقه» شود. این همان است كه ائمه (ع) عالمان دینی را از آن بنام «اضاعه» برحذر داشته اند!

نكته آخر؛ جامعه دینی ما دارای تنوع افكار و سلیقه های مختلف است. «نهاد مرجعیت» با در دست داشتن قواعد فقهی مانند «حفظ نظام جامعه اسلامی» و یا «منع اختلال در روابط اجتماعی» و یا «پیشگیری از منازعات و لطمه به وحدت» اجازه تفرقه بین آحاد جامعه و ایجاد دعوا و كشمكش های فرقه ای و مذهبی را به كسی نخواهند داد.





منبع:

1398/07/08
20:50:21
5.0 / 5
4018
تگهای خبر: ائمه , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۴
عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس