پژوهشگر تاریخ معاصر در گزارش عطر حرم عنوان كرد؛

رژیم پهلوی در 15 خرداد می خواست امام خمینی را اعدام کند

رژیم پهلوی در 15 خرداد می خواست امام خمینی را اعدام کند عطر حرم: در 15 خرداد 1342، علما و مردم با قیام مقابل شاه بعنوان حاکمیت استبداد، مقابل استعمار انگلیس و استکبار اسرائیل و آمریکا بعنوان مثلثی شوم قدرت در ایران ریشه دوانده بود برخاستند.



خبرگزاری مهر-گروه دین و آئین-نگار احدپور اقبلاغ: قیام ۱۵ خرداد جنبشی است ماندگار که راه مبارزه در مقابل ظلم و ستم را به مردم آموخت و رهبر و پیشوای انقلاب نیز با مشاهده حمایت و پشتیبانی مردم از او، با اتکا به خداوند و این حمایت مردمی، در راه مبارزه با دیکتاتوری پهلوی گام های خودرا راسخ تر برداشت. بدون تردید قیام مردمی ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ بعنوان مبدا و سرآغاز انقلاب اسلامی بود که منشأ تحولات وسیع داخلی و بین المللی شد. قیامی برخاسته از خاستگاه مذهبی و ملی مقابل استبداد داخلی و استعمار خارجی و در جهت حفظ حریم مرجعیت و روحانیت شکل گرفت. در سالروز این قیام و در جهت بررسی علل و عوامل وقوع قیام ۱۵ خرداد و ماهیت و خاصیت های این حادثه با قاسم تبریزی، محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر به گفت و گو پرداختیم که در ادامه آنرا می خوانید:
رحلت آیت الله بروجردی و شروع نهضت امام خمینی
قاسم تبریزی با اشاره به اینکه رحلت آیت الله سیدحسین بروجردی، مرجع تقلید بزرگ شیعیان در فروردین ۱۳۴۰ را شاید بتوان از منظر تاریخی، شروع نهضت امام خمینی و روحانیت دانست، اظهار داشت: عواملی که سبب قیام پانزده خرداد شد برنامه و طرح آمریکا برای دگرگونی و تغییر سیستم فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی کشور ایران بود، این طرح را جان اف کندی پیشنهاد کرده بود، در آن زمان آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی بعنوان مرجع تقلید مانع این امر شد و آنها جرأت نکردند اقدام جدی انجام دهند اما بعد از رحلت آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰، که مرجع واحد عالم تشیع بودند، حوزه علمیه قم که مرکز ثقلی برای شیعیان ایران، عراق و پاکستان بود مرکزیت را از دست داد. این مورد نوعی سرگردانی را برای شیعیان خاصه برای حوزه علمیه قم و نجف پیش آورد.
وی اضافه کرد: از جانب دیگر شخصیت آیت الله بروجردی سد بزرگی در مقابل رژیم بود که با وجود ایشان، نمی توانست نقشه ها و برنامه های ضداسلامی خود و دیکته شده توسط آمریکایی ها را اجرا نماید که با رحلت ایشان آن مانع برداشته شده بود. شاه و رژیم از این اتفاق خرسند بودند و تصور می کردند به آسانی می توان وزنه سنگین مرجعیت را از ایران به نجف منتقل نمایند و ملت ایران هم به آیت الله حکیم متمایل می شوند. آنان گمان می کردند با این اقدام می توانند برنامه ها و نقشه های خودشان را اجرا کنند و مانعی وجود خواهد داشت و مردم به این تعداد علمایی که در مقام مرجعیت هستند، مراجعه نخواهند کرد. تسلیت شاه به مرحوم آیت الله حکیم این پیام را داشت که مرجعی شایسته برای عالم تشیع در ایران وجود ندارد و تنها مرجع شایسته در خارج از ایران آیت الله حکیم هستند.
طرح «انقلاب سفید» و کوشش برای حذف قید سوگند به قرآن و جایگزینی بهائیت بجای اسلام در قانون اساسی
این پژوهشگر تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: همانطور که اشاره شد، رژیم پهلوی پس از رحلت آیت الله بروجردی که تصور می کرد کسی نمی تواند جای خالی وی را پر کند، در صدد اجرای سیاست ها و برنامه های اصلاحی ضددینی و مذهبی برآمد. در نخستین گام در ۱۶ مهر سال ۱۳۴۱ به تصویب لایحه اصلاحی قانون انجمن های ایالتی و ولایتی اقدام نمود. به سبب این لایحه، واژه اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده و انتخاب شوندگان نیز بجای این که مراسم تحلیف را با قرآن بجای آورند، از این پس این کار را با کتاب آسمانی خود انجام می دادند.
وی اضافه کرد: امام خمینی که تصویب لایحه مذکور را مقدمه برنامه های ضد قانونی و ضد اسلامی رژیم شاه می دانست، بلافاصله علمای طراز اول قم را دعوت کرد تا درباره این لایحه به مشورت و تصمیم گیری بپردازند. امام در این نشست، اهداف دولت را برملا کرد و نسبت به تصویب چنین لایحه ای اعلام خطر کرد. در آخر جلسه نیز تصمیماتی گرفته شد؛ نخست این که طی تلگرافی به شاه، مخالفت مراجع و علما را با لایحه اعلام داشته و لغو فوری آن، درخواست شود و نیز علمای تهران و شهرستان ها را بوسیله نامه و پیغام در جریان امر قرار داده و از ایشان برای آگاه کردن مردم و مقابله با دولت دعوت شود.
تبریزی تصریح کرد: محمدرضا پهلوی و اسدالله اعلم نخست وزیر وقت با پاسخ های بسیار سطحی به تلگراف علما با بی اعتنایی از کنار این مورد عبور کردند. اما امام خمینی ساکت ننشستند و با ارسال تلگراف مستقیم به نخست وزیر و با سخنرانی ها، صدور اعلامیه های گوناگون و ارسال نامه ها و پیک های بسیاری برای شخصیت های سیاسی و روحانی شهرها، تحرکی گسترده انجام داد، که بسیج مردمی مقابل دولت و رژیم پهلوی برپا شد. سرانجام، با تلاش ها و پیگیری های امام و مراجع قم و پشتیبانی مردم، لایحه مذکور در آذر ۱۳۴۱ کنسل شد.
انقلاب سفید و شکست طرح رفراندوم
وی با اشاره به اینکه رژیم پهلوی که در نخستین گام از اجرای سیاست های ضد دینی و ضد اسلامی خود در مقابل علما و روحانیون ناکام ماند، کوشش کرد بوسیله دیگری این سیاست ها را پیگیری کند، خاطرنشان کرد: بر این اساس، محمدرضا پهلوی در ۱۹ دی ۱۳۴۱ (سالروز تصویب اصلاحات ارضی) بطور رسمی اعلام کرد، می خواهد اصول شش گانه ای را به رفراندوم بگذارد. الغای رژیم ارباب رعیتی، ملی کردن جنگلها در سراسر کشور، فروش سهام کارخانجات دولتی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی و صنعتی، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش بمنظور اجرای تعلیمات عمومی و الزامی. این اصول که شاه به آنها نام «انقلاب سفید» داده بود، در حقیقت همان دستورالعمل ها و اصلاحاتی بود که آمریکا به کشورهای توسعه نیافته و پیرامون خود اعلام نموده بود. اصول فوق، با جملاتی زیبا و سنجیده معرفی شده بود که مخالفت با آنها، مخالفت با منافع عمومی و مصالح ملی قلمداد می گردید.
امام خمینی (ره) در واکنش به اصرار شاه بر انجام رفراندوم، در ۲ بهمن ۱۳۴۱ طی اعلامیه ای آنرا تحریم کرده و رفراندوم را الزامی نامید که در مقابل حکم اسلام و قانون اساسی بی ارزش است
این مورخ تاریخ انقلاب تصریح کرد: در واکنش به این اقدام شاه، امام خمینی بار دیگر مراجع قم را به تشکیل جلسه و گرفتن تصمیم فراخواند. در آن جلسه نتیجه بر آن شد که نماینده ای از طرف رژیم دعوت شود تا انگیزه شاه را از طرح این لوایح توضیح دهد. گفتگوی چند باره علما با نماینده شاه و عدم پاسخ مناسب به پرسش ها و پیشنهادهای علما بی نتیجه ماند و سبب شد که روحانیون خود نماینده ای (آیت الله آقا روح الله کمالوند) به نزد شاه روانه کنند. شاه نیز بجای این که توضیح روشنی به پرسش های نماینده علما بدهد، می گوید: اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم، برای اینکه اگر (این کار را) نکنم از بین می روم. با این سخنان شاه، برای امام خمینی و سایر علما روشن شد که اصول ادعایی محمدرضا پهلوی مورد حمایت کامل آمریکاست تا جایی که ادامه سلطنتش به اجرای لوایح بستگی دارد.
وی اضافه کرد: امام خمینی (ره) در واکنش به اصرار شاه بر انجام رفراندوم، در ۲ بهمن ۱۳۴۱ طی اعلامیه ای آنرا تحریم کرده و رفراندوم را الزامی نامید که در مقابل حکم اسلام و قانون اساسی بی ارزش است. امام خمینی که این اعلامیه را در پاسخ به استفتای تعدادی از متدینان تهران نگاشته است به اشکالاتی نظیر پیش بینی نشدن آن (رفراندوم) در قانون، روشن نبودن مقام صالحه اجرای آن در قانون، کم بودن مهلت بررسی، کافی نبودن معلومات رأی دهندگان جهت بررسی و وجود جو زور و فشار اشاره می کند. به دنبال انتشار این اعلامیه، بازار تهران تعطیل شد و کسبه با سردادن شعارهایی مقابل رفراندوم به تظاهرات پرداختند. گروهی از مردم و دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران نیز تظاهراتی برپا کردند که مورد هجوم پلیس قرار گرفته و برخی از آنها مجروح و دستگیر شدند. در قم نیز تظاهرات مردمی با حمله پلیس و مجروح شدن و دستگیری عده ای مواجه گردید.
تبریزی اظهار داشت: شاه درصدد برمی آید با سفر به قم در جهت کنترل اوضاع اقدام نماید. ولی در مسافرت خود به قم با عدم استقبال و بی اعتنایی مواجه می شود و در واکنش بدین وضع، طی یک سخنرانی روحانیت را با تعابیر موهن «ارتجاع سیاه» و بدتر از «ارتجاع سرخ» مورد حمله قرار می دهد. سرانجام در ۶ بهمن، رفراندوم انجام گردیده و اعلام می شود که اصول پیشنهادی شاهنشاه به تصویب ملت رسید. «کندی» رییس جمهور وقت آمریکا پیروزی شاه را تبریک می گوید و سفیر انگلیس رضایت ملکه انگلیس را به اسداله علم نخست وزیر اعلام می نماید و رادیو مسکو برنامه اصلاحی شاه را می ستاید. امام خمینی به علما و مراجع پیشنهاد می دهد در ماه رمضان - که از ۸ بهمن شروع می شد - از شرکت در نماز جماعت و سخنرانی خودداری نموده، همه مساجد کشور تعطیل گردد و دلیلهای آن نیز به عموم مردم اعلام گردد. به دنبال این حرکت وضعیت فوق العاده ای در کشور پدید آمده و مساجد در پاره ای از شهرها تعطیل می گردد و ماه رمضان در هاله ای از تردید و سکوت شروع می گردد.
وی اضافه کرد: شاه نیز در ۲۳ اسفند ۱۳۴۱ طی سخنانی در پایگاه وحدتی دزفول، از مراجع و روحانیان به زشتی یاد کرد و نسبت به یک سرکوب قریب الوقوع هشدار داد. امام خمینی نیز با صدور اعلامیه ای نوروز ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام می کند و در جلسه ای با مراجع و علمای قم از آنها نیز درخواست می نماید چنین اقدام نمایند که برخی با این اقدام مخالفت می نمایند، ولی آیات میلانی، شریعتمداری، روحانی و بهبهانی در اعلامیه های جداگانه و چهل و شش نفر از علمای سرشناس تهران در اعلامیه مشترک، عید نوروز را عزای عمومی اعلام می کنند. این واکنش وضعیت ویژه ای را در کشور پدیدمی آورد و سرآغاز دور تازه ای در راه تحولات این مقطع می گردد.
تبریزی ضمن اشاره به حادثه مدرسه فیضیه، اظهار داشت: در دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف با ۲۵ شوال ۱۳۸۲ هجری قمری، سالگرد شهادت امام صادق (ع) بود، مجلس سوگواری از طرف امام خمینی در بیتشان و از طرف آیت الله گلپایگانی در مدرسه فیضیه برگزار شد. آن روز مأموران زیادی که بطور ناشناس با اتوبوس وارد قم شده بودند بعد از ناکامی از برهم زدن مجلس سوگواری بیت امام، وارد مدرسه فیضیه شده و با حمله به طلاب و به گلوله بستن مدرسه، اثاثیه حجره ها را در وسط مدرسه به آتش می کشند. در این حادثه عده ای از طلاب کشته و زخمی شدند. در همین روز حمله مشابهی نیز به مدرسه طالبیة تبریز صورت می گیرد. وقتی خبر فاجعه فیضیه را به امام خمینی رساندند ایشان بلافاصله تصمیم گرفت به طرف آن مدرسه حرکت نماید. روحانیان و مردم حاضر در منزل که از احتمال گزند به ایشان نگران بودند، مانع خروج امام از منزل شدند. این واقعه طنین خودرا در کشور بازیافت؛ نماز جماعت مساجد تهران و پاره ای دیگر از شهرها تا یک هفته تعطیل شد. علمای نجف، کربلا و مشهد با صدور تلگرام هایی واکنش نشان دادند و آیت الله خویی و شیرازی، شاه را عامل این جنایت تلقی نمودند و آیت الله حکیم تقاضای مهاجرت مراجع ایران به نجف بعنوان اعتراض به شاه را کرد. رژیم شاه تلاش نمود واقعه را درگیری میان مردم و دهقانان از یک سو و روحانیان از طرفی، بر سر مسئله اصلاحات ارضی و حق رأی بانوان معرفی نماید. شاه برای تحقیر روحانیان، دستور داد آنها به خدمت وظیفه اعزام شوند. در مقابل، امام خمینی از این امر استقبال نمود و طلاب را دعوت به فراگیری خوب تعلیمات نظامی کرد. از طرفی امام خمینی در واکنش به فاجعه فیضیه در سخنان و اطلاعیه های مختلفی که به مناسبت های مختلف درباره این حادثه ایراد و منتشر می ساخت به افشاگری مقابل ماهیت دولت پهلوی می پرداخت و مردم را نسبت به عمق فاجعه باخبر می نمود.
وی تصریح کرد: در محرم امام به طلاب، وعاظ و روحانیون فرمودند که در منبر حین بیان مصائب دوده (ع) مصائب مدرسه فیضیه را نیز مطرح کنید، امام راحل خود نیز قصد سخنرانی داشتند و ساواک بر این مورد اطلاع داشتند، طبق اسناد ساواک دولت از اول محرم به استاندارها و فرماندارها اعلام نموده بود که هر روحانی، واعظ و امام جماعتی مقابل دولت و قضایای مدرسه فیضیه صحبت کرد او دستگیر کرده و به تهران بفرستید، سرلشکر حسن پاک روان رییس ساواک این دستور را به ساواک های استانها انتقال داد، این مساله در کتاب ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک در ۹ جلد توسط مرکز اسناد تاریخی آمده است. آنها می دانستند که امام راحل قصد سخنرانی دارد بدین سبب اهتمام کردند به صورتی توسط افرادی امام را منصرف کنند اما امام مصمم بودند که سخنرانی کنند بدین سبب روز عاشورا در مدرسه فیضیه صحبت کردند. قبل از آن از برخی وعاظ به ویژه در تهران سه شرط برای وعظ گذاشته بودند یکی این که نگویند اسلام در خطر است، دوم مقابل اسرائیل و سوم مقابل شاه صحبت نکنند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر اظهار داشت: اما حضرت امام (ره) در سخنرانی خود هر سه موضوع را مطرح نمودند و فرمودند که اسلام در خطر است، ایشان حمله به مدرسه فیضیه، مفاسد اجتماعی، فعالیت بهائیت بعنوان ابزار صهیونیست و یهود در ارکان دولتی، ارتباط شاه و اسرائیل، ایران با عنوان مستعمره اسرائیل را مطرح نمودند و شاه را نصیحت کردند و هشدار دادند که «از عمر تو ۴۳ سال قبل مقداری به فکر خود باشید فریب اطرافیان را نخورید، اسرائیل، غرب، آمریکا و انگلیسی هیچکدام به درد تو نمی خورند از پدر خود عبرت بگیر زمانی که پدر تو را از کشور ایران بیرون کردند مردم شادی کردند کاری نکن که وقتی تو را هم از این کشور بیرون می کنند مردم شادی کنند».
در پادگان عشرت آباد یک شب تا بامداد کسی را در کنار سلول امام شکنجه دادند که ایشان را تهدید کرده و گرفتار ترس کنند اما کاری از پیش نبردند، تصمیم گرفتند همان کاری که روشنفکران و غرب زدگان در عصر مشروطه با شیخ فضل الله نوری انجام دادند با امام راحل انجام دهند و ایشان را اعدام و روحانیت را منزوی کنند بدین سبب حکم اعدام امام راحل را صادر کردند، به دنبال این تصمیم تمام علما و مراجع از تهران، یزد، اصفهان، خوزستان، مشهد و سایر شهرها اعتراض و در تهران مجتمع شدند
وی اظهار داشت: به هر طریق امام راحل در قیام ۱۵ خرداد مظالم و جنایات شاه را مطرح نمودند بعد از این صحبت بلافاصله ساواک نیمه شب امام راحل را دستگیر کردند، ابتدا ایشان را به زندان پادگان بی سیم در خیابان شمیران شریعتی و بعد از آن به زندان قصر انتقال دادند، بعد از ۱۹ روز دهم به پادگان عشرت آباد آوردند. در پادگان عشرت آباد یک شب تا بامداد کسی را در کنار سلول امام شکنجه دادند که ایشان را تهدید کرده و گرفتار ترس کنند اما کاری از پیش نبردند، تصمیم گرفتند همان کاری که روشنفکران و غرب زدگان در عصر مشروطه با شیخ فضل الله نوری انجام دادند با امام راحل انجام دهند و ایشان را اعدام و روحانیت را منزوی کنند بدین سبب حکم اعدام امام راحل را صادر کردند، به دنبال این تصمیم تمام علما و مراجع از تهران، یزد، اصفهان، خوزستان، مشهد و سایر شهرها اعتراض و در تهران مجتمع شدند که ایشان مرجع تقلید بوده و مطابق قانون اساسی مصونیت، امنیت و حرمت دارد، هیچکس حق محاکمه ایشان را ندارد و باید آزاد شود، این اجماع مراجع و علما کارساز شد، به ویژه وقتی که آیت الله سید محمدهادی میلانی از مشهد حرکت کرد ساواک از ترس هواپیمای ایشان را برگرداندند که به تهران نرسد، اما آیت الله میلانی از راه زمینی و مخفیانه خودرا به تهران رساندند، به این شکل اجماع مراجع و علما سبب شد که آنها نتوانند امام را اعدام کنند، بر این اساس امام راحل را ۱۱ مرداد به حبس خانگی بردند تا این که در پانزده فروردین ۴۳ هنگام دولت منصور آزاد شد.
در قیام ۱۵ خرداد، یک قیام مذهبی و اسلامی بود
تبریزی اعتقاد دارد، در قیام ۱۵ خرداد جریان مذهبی تنها وارد میدان شد، جریان اسلام از مرجعیت تا همه اقشار مردم خطا و اشتباه نهضت مشروطه و جریان ملی شدن صنعت نفت را تکرار نکردند، هیچ جریان یا حزب غیراسلامی در این قیام شرکت نکردند حتی در مخالفت با آن بیانیه، مصاحبه یا اظهار نظر نکردند، که البته این مساله به نفع ما بود که یک قیام کاملاً اسلامی، دینی و مردمی صورت گیرد.
۱۵ خرداد نقطه عطف تاریخ ایران
وی خاطرنشان کرد: قیام ۱۵ خرداد نقطه عطف در تاریخ ایران شد، به این معنا که جریان اسلامی در قیام ۱۵ خرداد در تقابل مستقیم با استبداد، استعمار و استکبار قرار گرفت، یعنی علما و مردم با قیام مقابل شاه بعنوان حاکمیت استبداد، مقابل استعمار انگلیس و استکبار اسرائیل و آمریکا بعنوان مثلثی شوم قدرت در ایران ریشه دوانده بود برخاستند. رژیم پهلوی حریم و حرمت اسلام، حوزه های علمیه و مرجعیت را که برای مردم کشورمان بسیار اهمیت داشت زیر پا گذاشت، در وقایع قبل از قیام ۱۵ خرداد چهره ضد اسلامی شاه و حاکمیت او مشخص شد، آمریکا بعنوان استعمار غالب که از سال ۳۲ با کودتا بر کشور ما مسلط شد نفت و ارتش را در اختیار گرفت، بیش از ۳۵ هزار مستشار بر این مملکت تحمیل و شروع به غارت کرد، اقتصاد و سیاست ما را از بین برد، حریم فرهنگ و سنت اسلامی ما را مورد هجمه قرار داد.
تبریزی بیان نمود: از دیگر عواملی که سبب قیام ۱۵ خرداد شد مطرح کردن جریان اسلامی توسط امام راحل بود بااینکه جریان استبداد پهلوی و استعمار انگلیسی و آمریکایی در هم قیام ۱۵ خرداد نقش داشتند اما در قیام ۱۵ خرداد توسط امام راحل اسلام بعنوان ایدئولوژی، فرهنگ، تمدن و سیستم حکومت اسلامی عنوان شد. در حقیقت امام راحل با قیام ۱۵ خرداد نشان دادند که اسلام دین سیاست و حکومت است و اسلام باید حکومت کند. در قیام ۱۵ خرداد همه تحت رهبری و راهبری حضرت امام راحل بودند، و دیگر این که ایمان و اعتقاد مردم پشتوانه قیام پانزده خرداد امام راحل شد و از آنجا احیا اسلام شروع شد.
ویژگی های قیام ۱۵ خرداد
وی تصریح کرد: رژیم پهلوی در مبارزه با اسلام، دین و اعتقادات مردم را به خطر انداخته بود، بر همین مبنا قیام ۱۵ خرداد بعنوان حرکت مستمر با وجود این که زندان، تبعید، شهادت و مشکلاتی را برای یاران امام راحل و جریان مذهبی به وجود آورده بود تا سال ۵۷ ادامه پیدا کرد. همین طور سلطه آمریکا، صهیونیست و انگلیس و عوامل آنها مثل فراماسونرها، بهایی ها، دراویش و سایرین بر ملت مسلمان ایران سبب شد که احیا اسلام ناب محمدی (ص) بعنوان دین پاسخ گوی نیاز مردم مورد توجه قرار گیرد و بر این نظریه که دین را افیون جامعه، طرف دار ظالمان و سرمایه داران می دانستند خط بطلان بکشد، بدین سبب با قیام ۱۵ خرداد و بعد از آن پیروزی انقلاب اسلامی بنا بر فرمایش حضرت امام اسلام احیا شد اسلام ناب محمدی (ص) به منطقه اطراف کشورمان صدور پیدا کرد. درباره قیام ۱۵ خرداد و انقلاب اسلامی امام راحل همیشه بر اسلام و حاکمیت قانون اسلامی تکیه کردند، ایشان در کتاب ولایت فقیه مطرح می کنند که اسلام دین قانون است و بر مملکت اسلامی باید قانون الهی حاکم باشد، حکومت ولایت فقیه نیز همان حکومت و اجرای قانون خداوند است.
مردمی بودن قیام ۱۵ خرداد
تبریزی ضمن اشاره به خاصیت های قیام ۱۵ خرداد اظهار داشت: از خاصیت های قیام ۱۵ خرداد مردمی بودن آن بود که بر احزاب، گروه ها و جریانات غربی و شرقی، عوامل نفوذی متکی نبود. مردم متدین کشورمان به رهبری مرجعیت و ولی فقیه قیام ۱۵ خرداد را شروع کردند بدون این که به شرق یا غرب وابستگی داشته باشند، در دنیا انقلاب های زیادی توسط امپریالیسم هایی نظیر انگلیس، فرانسه، آلمان، بلژیک و هلند به ویژه آمریکا مدیریت می شدند و رهبران آنها وابسته به بلوک شرق یا غرب بود.
وی خاطرنشان کرد: امام راحل در سخنرانی و بیانیه ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون فرمودند آمریکا، شوروی و انگلیس یکی از دیگری پلیدتر است پس غرب را مورد حمله قرار دادند، همه قدرت های استعمارگر پلید هستند، آنها دنبال غارت منافع مسلمانان هستند. قیام ۱۵ خرداد امام راحل برای احیا حاکمیت اسلام بود در این راه همه مصائب و مشکلاتی که از طرف دوستان نادان همچون افراد قشری، متحجر، اخباری ها و چه از طرف دشمنان ایدئولوژیکی مثل مارکسیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم، ناسیونالیسم و اومانیسم وارد می شد را تحمل کردند. امام راحل بر قیام خود ایمان داشتند و مصمم به ادامه آن بودند.


منبع:

1401/03/16
09:53:41
5.0 / 5
1103
تگهای خبر: آمریكا , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

عطر حرم

atreharam.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر حرم محفوظ است

عطر حرم

عطر و ادکلن و اسانس
عطرحرم، پلی بین احساسات و خاطرات، پلی بین شما و دنیای رایحه ها