واکاوی مفهوم مقاومت ملی
عطر حرم: تراژدی قتل کلنل پسیان در تپه های جعفرآباد قوچان، یکی از غم بارترین لحظات تاریخ مقاومت ملی است، او که عمری را در راه پاسداری از مرزها و عزت ایران سپری کرده بود با تحریک استعمار به شهادت رسید.
به گزارش عطر حرم به نقل از مهر، تاریخ ایران زمین، بر بستری از تلاطم ها، تهاجم ها و ایستادگی ها بنا شده است. این سرزمین به علت موقعیت راهبردی و غنای فرهنگی و منابع خود، همواره در کانون توجه قدرت های سلطه گر قرار داشته و به تبع آن، مفهومی به نام «مقاومت ملی» در خون و ریشه مردمان آن عجین شده است. جنگ، بعنوان یکی از پدیده های ناگوار اما گریزناپذیر بشری، در تاریخ ایران صرفا ابزاری برای جهان گشایی نبوده، بلکه در خیلی از مقاطع، پاسخی مشروع و اخلاقی به تجاوز بیگانه برای حفظ تمامیت ارضی، هویت فرهنگی و استقلال سیاسی بوده است. انگیزه ایرانی ها در طول سده ها برای رویارویی با دشمنان، نه از میل به تخریب، بلکه از عشقی عمیق به خاک و باوری استوار به حق حاکمیت ملی سرچشمه گرفته است. این روحیه مقاومت، در هر دوره ای از تاریخ در کالبد قهرمانانی متجلی شده که نامشان با آزادی و شرف گره خورده است؛ از دوران باستان و رویارویی با تهاجم های ویرانگر شرق و غرب گرفته تا دوران معاصر که ایران به میدان بازی قدرت های استعمارگر بدل شده بود. در این بین، محمدتقی خان پسیان، ملقب به کلنل، یکی از درخشان ترین چهره هایی است که مفهوم مقاومت را از سطح یک ایده انتزاعی به یک مکتب عملیاتی و اخلاقی تبدیل کرد.
مقاومت ملی در ایران، همواره پاسخی به «جنگ های تحمیلی» بوده است. وقتی از جنگ تحمیلی سخن می گوییم، به وضعیتی اشاره داریم که یک ملت بدون تمایل به توسعه طلبی، مجبور می شود برای دفاع از کیان خود دست به سلاح ببرد. در چنین شرایطی، انگیزه ها فراتر از معادلات نظامی می روند و رنگ و بوی اعتقادی و میهن پرستانه به خود می گیرند. در دوران قاجار و اوایل پهلوی، ایران با مداخلات بی سابقه روسیه و بریتانیا مواجه بود. این قدرت ها نه فقط مرزهای جغرافیایی، بلکه غرور ملی ایرانی ها را هم نشانه رفته بودند. در این اتمسفر خفقان آور، کلنل محمدتقی خان پسیان در خانواده ای چشم به جهان گشود که پیشینه نظامی و روحیه سلحشوری در آن نهادینه بود. او که تحصیلات نظامی خویش را در ایران و سپس در آلمان گذرانده بود، تنها یک افسر ارتش نبود، بلکه روشنفکری میهن پرست، ادیب و موسیقی دان بود که درد ایران را به خوبی می شناخت. او به وضوح درک کرده بود که استقلال کشور بدون داشتن یک نیروی نظامی مقتدر، منضبط و متکی به دانش روز، محقق نخواهد شد.
کلنل پسیان؛ پاسدار مرزهای هویت و تمامیت ارضی ایران
یکی از درخشان ترین فصول زندگی کلنل پسیان، دفاع بی امان او از خاک ایران در مقابل نفوذ بیگانگان و عوامل داخلی آنها بود. او معتقد بود ایران باید به دست ایرانی و با تأکید بر توان داخلی آباد شود و هرگونه وابستگی به بیگانگان، فرجامی جز ذلت نخواهد داشت. زمانی که او فرماندهی ژاندارمری خراسان را بر عهده گرفت، این منطقه با ناامنی های فراوان و مداخلات کنسولگری های خارجی مواجه بود. پسیان با انضباطی آهنین و روحیه شکست ناپذیر، در مقابل زیاده خواهی های انگلیس قد علم کرد. مقاومت او تنها در میدان نبرد نظامی نبود، بلکه او در مقابل فساد اداری و نفوذ سیاسی که جاده صاف کنِ استعمار بودند، ایستادگی کرد. پسیان به خوبی می دانست که محافظت از تمامیت ارضی، تنها به حفظ مرزهای زمینی محدود نمی گردد، بلکه پاسداری از حاکمیت ملی در حوزه های اقتصادی و سیاسی هم قسمتی از این مقاومت مقدس است. وی در دوران حضورش در همدان و جنگ جهانی اول، در نبردی نابرابر با نیروهای متجاوز روس، چنان شجاعتی از خود نشان داد که نامش لرزه بر اندام دشمن می انداخت. وی در تپه های «مصلی» همدان ثابت کرد که اراده ایرانی می تواند مدرن ترین ماشین های جنگی زمان را متوقف ساز. برای پسیان، ایران یک کلِ تفکیک ناپذیر بود؛ از صخره های کردستان تا دشت های خراسان و از سواحل نیلگون خلیج فارس تا کرانه های دریای خزر، هر وجب از این خاک برای او حرمت داشت. وی در نوشته ها و سخنانش مدام تأکید می کرد که «ایران را باید دوست داشت و در راه آن باید از تمام چیز گذشت».
پسیان در دوران کوتاهی که در خراسان قدرت را در دست داشت، اصلاحات گسترده ای را شروع کرد که هدف غائی آن ساختن کشوری مقتدر بود که هیچ بیگانه ای جرات چشم داختن به آنرا نداشته باشد. او در مقابل کودتای ۱۲۹۹ و دولت سیدضیاءالدین طباطبایی موضع گرفت، نه بدین سبب که لزوماً با تغییر مخالف بود، بلکه چون می دید که این جریانات تحت حمایت و هدایت قدرت های خارجی (به ویژه بریتانیا) هستند. او نمی توانست قبول کند که سرنوشت ایران در اتاق های فکر لندن یا سن پترزبورگ رقم بخورد. قیام وی در خراسان، فریاد بلند ملتی بود که از دهه ها تحقیر و مداخله به ستوه آمده بود. کلنل با سازماندهی نیروهای محلی و تقویت ژاندارمری، نشان داد که اگر مدیریتی دلسوز و متخصص وجود داشته باشد، ایران می تواند حتی در سخت ترین شرایط تحریم و انزوا، روی پای خود بایستد. وی در محافظت از اموال عمومی و کوتاه کردن دست غارتگران بیت المال چنان سخت گیر بود که حتی نزدیکانش هم از تیغ عدالت وی در امان نبودند.
تراژدی قتل کلنل پسیان در تپه های جعفرآباد قوچان، یکی از غم بارترین لحظات تاریخ مقاومت ملی است. او که عمری را در راه پاسداری از مرزها و عزت ایران سپری کرده بود، عاقبت نه به دست دشمن خارجی، بلکه با توطئه عوامل داخلی و تحریکات استعمار به شهادت رسید. با مرگ او، ایران یکی از نوابغ نظامی و یکی از خالص ترین فرزندان خویش را از دست داد. اما میراث او باقی ماند. پسیان ثابت کرد که مقاومت هزینه دارد و بزرگترین هزینه آن، گذشتن از جان است. او با خون خود آبیاری کننده نهال استقلال طلبی در ایران شد. امروزه وقتی از تمامیت ارضی و امنیت ملی سخن می گوییم، نمی توانیم نام پسیان را نادیده بگیریم. او الگویی از پیوند میان دانش نظامی، اخلاق حرفه ای و عشق بی حدوحصر به میهن بود.
در تحلیل نهایی، مقاومت ملی ایرانی ها که در چهره هایی چون کلنل پسیان تبلور یافته، نشان دهنده یک حقیقت تاریخی است: ملت ایران هیچگاه در مقابل ظلم و تجاوز تسلیم نخواهد شد. چه در میدان های جنگ کلاسیک و چه در نبردهای دیپلماتیک و اقتصادی، روح پسیان ها در کالبد مدافعان این مرز و بوم جاری است. تاریخ به ما آموخته است که امنیت و ثبات ایران، جز با تأکید بر اراده ملی و پاسداری از ارزش هایی که پسیان برای آنها جان داد، به دست نخواهد آمد. او معتقد بود «ایران را باید به دست خود ما آباد شود»؛ این جمله نه فقط یک شعار، بلکه یک راهبرد حیاتی برای بقای یک ملت در جهان پرآشوب است. مقاومت پسیان، مقاومت برای «ماندن» نبود، بلکه مقاومت برای «با عزت زیستن» بود. او نشان داد که حتی اگر جسم یک قهرمان در خاک بیفتد، آرمان های وی در رگ های تاریخ جریان خواهد یافت و الهام بخش نسل های آینده در صیانت از تمامیت ارضی و دریایی و هوایی این سرزمین کهن خواهد بود. ایران، مدیونِ سردارانِ ایستاده ای است که سر دادند اما سرزمین ندادند.
بطور خلاصه پسیان در دوران کوتاهی که در خراسان قدرت را در دست داشت، اصلاحات گسترده ای را آغاز کرد که هدف غائی آن ساختن کشوری مقتدر بود که هیچ بیگانه ای جرات چشم داختن به آن را نداشته باشد. او نمی توانست قبول کند که سرنوشت ایران در اتاق های فکر لندن یا سن پترزبورگ رقم بخورد. پسیان ثابت کرد که مقاومت هزینه دارد و بزرگترین هزینه آن، گذشتن از جان است.
منبع: atreharam.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان عطرحرم در مورد این مطلب